| چاپ در چارسوي جهان- سال 2006 - فرصتها را درياب! By : - 01-آذر-1385 |
آمريكا
اتحاديه ملي رهبري چاپ در آمريكا(NAPL)گزارش داده است كه افزايش ظرفيت و قيمتهاي بالا كماكان براي چاپكاران آمريكا حكم چالش را دارد. از سال 1998 صنعت چاپ در آمريكا 5900 واحد خود را از دست داده است.
پيشبيني اتحاديه مزبور اين است كه تا سال 2010 صنعت چاپ آمريكا 5100 واحد ديگر خود را از دست خواهد داد.
{{Image1}}<اندرو دي پاپاروزي> معاون اتحاديه ملي رهبري چاپ در آمريكا معتقد است فروشهاي صنعت چاپ آمريكا در 12 سال آينده فقط 5/1 تا 5/2 درصد افزايش خواهد داشت.
ارزيابي معاون اتحاديه ملي رهبري چاپ در آمريكا اين است كه گرايشهاي بزرگ (روندهاي بزرگ ) بر كل بخشهاي بازار تاثير خواهد گذاشت:
- تيراژهاي كمتر: مشتريان چاپخانهها تمايل دارند به نيازهاي بازارهاي خود، بهطور دقيقتر و گزيدهتر جواب دهند.
- زمان تحويل كوتاهتر: مشتريان حالا به <خريد درست به موقع> تكيه ميكنند و ديگر كسي اتكايي به داشتن و ثبت مداخل مالي متعدد ندارد.
- درخواست فزاينده براي شخصيسازي چاپ: محتواي متغير و رنگ و طراحي غيرعادي براي ايجاد تمايز در يك حوزه ارتباطي بسيار متنوع و گسترده به چنين امري يعني ضرورت شخصيسازي هر چه بيشتر دامن ميزند.
چاپكاران در آمريكا با دو چالش بزرگ مواجه هستند: بايد كارها را كم هزينه و سريع ارايه كنند و راههايي را هم براي ايجاد ارزش افزوده براي مشتريان پيدا كنند. خيلي از آنها به خدماتي چون مديريت پايگاههاي اطلاعرساني روي آوردهاند.
چاپخانهها اكنون به نهايت بهرهوري همراه با نهايت انعطافپذيري احتياج دارند. فروش ماشينها با مركب دوگانه (هيبريد) مجهز به يووي رو به افزايش گذاشته است.
يووي از نظر كيفيت قابل اتكا است، سريع خشك ميشود، در برابر خش مقاوم است و شفافيت و برق مناسبي دارد و علاوه بر اينها نسبت به محيطزيست هم وضعيت دوستانهاي دارد و مضر به حال آن نيست.
سرعت عمل و چندمنظوره بودن، كماكان دليل اصلي نصب چنين دستگاههايي است. چاپكاران درصدد عبور از مرزهاي بازارهاي عرض 100 سانتيمتر هستند. آنها در حال اضافه كردن سيستمهاي لارجفرمت هستند تا به نيازهاي موجود در نقطه خريد پاسخ دهند. چنين اقدامي به گسترش بازار بستهبندي هم كمك ميكند. علاوه بر اين، افستهاي رول و ورقي هم دارند با اينكجتهاي شخصيتر شده و عمليات نهايي پيوسته، كنار ميآيند.
ژاپن
پس از غلبه بر <10 سال از كف رفته>، اقتصاد ژاپن گام به گام در حال پيشروي است.
اما با اين همه به نظر ميرسد كه صنعت چاپ و بهويژه چاپخانههاي متوسط و كوچك از اين شكوفايي بيبهره ماندهاند. علت اين امر بلوغ ساختاري جامعه ژاپني است.
جمعيت ژاپن براي نخستين بار در سال 2005 از زمان برپايي نخستين سرشماري كاهش يافت و البته درصد جمعيت مسن نيز كماكان رو به افزايش است. از سوي ديگر تكنولوژيهاي اطلاعرسان هم در حال ايجاد تغييرات ساختاري در صنعت چاپ هستند.
يك ارزيابي بدبينانه ميگويد نميتوان حتي اگر كل اقتصاد وضعيت خوبي داشته باشد از صنعت چاپ توقع رشد داشت.
به نظر ميرسد اين تحليل خيلي منفي است. بيش از هر چيز، مصرف سرانه كاغذ رو به رشد است.
فروش مركب هم به خاطر رشد توزيع مجلات رايگان، بالا رفته است و به همين سبب ميتوان گفت درخواست براي چاپ هم رو به افزايش خواهد بود.
پس پرسش اين خواهد شد كه چرا صنعت چاپ ژاپن عليرغم فاكتورهايي كه ذكر آنها رفت، كماكان در رخوت به سر ميبرد؟
يكي از عوامل ميتواند نوع رقابت ژاپنيها با يكديگر باشد. اين مسالهاي معروف است كه نوع محصولات چاپي ژاپن هميشه از كيفيت خوب بهرهمند است. اين امر به اين معناست كه تمايز بين محصولات چاپي ژاپني دشوار است.
نيازها در يك جامعه مدرن هميشه منحصر به فرد است و ضرورت خدمات مكمل براي محصولات چاپي ميتواند يك مثال مشخص باشد.
فدراسيون صنايع چاپ ژاپن در گزارشي تحت عنوان <پيشبيني بازار چاپ ژاپن براي سالهاي 2010 تا 2015 > اعلام كرد حجم بازار براي سال 2010 قريب به 9488 ميليارد ين ژاپن (655 ميليارد يورو) خواهد بود و اين امر در مقايسه با سال 2000 افزايشي معادل 07/9 را نشان ميدهد (يعني 1016 ميليارد ين ژاپن برابر با 1/70 ميليارد يورو)
البته اين امر در صورتي تحقق خواهد يافت كه از تكنولوژيهاي نوين استفاده شود و خدمات مكمل شبكهاي از طريق دنياي رسانهاي ديجيتال به مشتريان داده شود.
اين نكته نيز بديهي است كه نميتوان نيروي كار را در كوتاه مدت در چنين فضايي ادغام كرد و قبل از هر اقدامي در اين عرصه ابتدا بايد از دوره طولاني كسادي و ركود گذشت.
هدف اوليه صنعت چاپ در اين زمينه بايد اين باشد كه به پايه فعاليتهايش شكل دهد و اين پايه را خود صنعت چاپ بداند.
صنعت چاپ ژاپن در مرحله تدارك آينده به سر ميبرد.
استراليا و نيوزيلند
گرايش كنوني در صنايع چاپ استراليا و نيوزيلند شتاب فزاينده براي تحكيم صنعت چاپ است.
تحولات ديگر را ميتوان در عرصههاي نسل جديدي از ماشينهاي چاپ، چرخش به سوي اتوماسيون، تجارت رو به گسترش چاپ، گسترش سرمايه و عمق يافتن بينش و تبديل شدن واحدهاي كوچكتر به متوسط ديد. نكته مشهود ديگر تغيير روشهاي مديريت سنتي چاپخانهها است كه جاي خود را به تدريج به مديران تجاري ميدهند.
به همين دليل، كاهش ابعاد بازار امكان رشد ارگانيك را محدود ساخته است. سهم فزاينده بازار در زمينه قيمتها هم به بازي <حاصل جمع صفر> شبيه شده است. خريد چاپخانههاي ديگر هم يك اقدام مخاطرهآميز است چرا كه شركتهايي كه ميتوانند خريداري شوند در زمينه تجهيزات مدرن فقير هستند و چون در عرصه سختافزارهاي جديد نوگرايي نكردهاند ارزش تملك ندارند و هيچكس حاضر نيست شركتي را خريداري كند كه سختافزارهاي مدرن ندارد. اما علت اصلي خريد چنين شركتهايي دستيابي به فهرست مشتريان آنهاست. اما همين كار هم نميتواند خالي از ريسك باشد چون مشتريان غالبا با يك نفر ثابت كار كردهاند و موضوع بعدي هم براي آنها موضوع قيمت كارهاي چاپي است.
در يكي از تملكهاي اخير يعني مورد ويكتوريا، خريدار بر روي قدرت تيم مديريت تكيه كرد. مشكل سرمايه باعث شده بود كه مديران نتوانند كارشان را گسترش دهند، اما در همان حال تجربه صنعتي مديريت جمعي يك دارايي مهم به شمار ميرفت و به همين دليل ميتوان گفت در بازارهاي سخت شونده از نظر رقابت، ميتوان بر روي تجارت قوي مديران اجرايي تكيه كرد و همين عامل خود ميتواند يكي از دلايل براي خريد يك شركت كوچك باشد.
لمان، تب فوتبال و پيامدهاي آن
جام جهاني فوتبال به نوع تازهاي از استفاده گسترده از رسانهها انجاميد و اين تجربهاي بود كه آلمان براي نخستين بار به آن دست مييافت:
طي روزهاي مسابقات قريب به 3ميليون نفر در هر جايي كه قرار بود مسابقهاي برگزار شود، فوتبال را بر روي صفحات بزرگ تلويزيوني تماشا ميكردند.
در پاركها، رستورانها، كافهترياهاي دانشگاهي و حتي در بازارهاي كوچك شهرها هم صفحات كوچكتر تلويزيوني در معرض ديد علاقهمندان فوتبال قرار داشت.
گفته ميشود حدود 10 ميليون نفر هم در هر مسابقهاي در آلمان و ساير بخشهاي جهان ترجيح ميدادهاند فوتبال را در چارديواري خانه خودشان به شكل دسته جمعي تماشا كنند.
انقلاب تلويزيوني كه طي نيم قرن گذشته جايگزين زندگي واقعي خانوادگي شده بود دوباره به اتاقهاي نشيمن ختم شد و تلويزيون دوباره به ابزاري براي تماشاي جمعي به همراه تجارب مشترك عاطفي تبديل شد.
در حال حاضر صنايع رسانهاي و تبليغاتي ترديدي ندارند كه بايد اين پديده را تجزيه و تحليل كنند و مفاهيم تازهاي را براي همه فرمتها طراحي كنند.
صنعت چاپ و نشر آلمان هم از اين همگرايي تجارب تازهاي بهدست آورده است.
علاوه بر محصولاتي كه از فيفا براي چاپ مجوز داشتند، تماشاي گسترده بازيها و افزايش ساعات كار مغازهها هم به گسترش چاپ محصولات چاپي كمك كرد. پوسترها، اعلاميهها و بخشهاي ويژه فوتبال در روزنامهها و هفتهنامهها، همه و همه جنبههايي از اين اتفاق بود.
افزون بر اين، شركتهاي بزرگ هم به درون واگنهاي اين قطار پريدند و اين كار از طريق آگهيهاي آنها صورت گرفت.
شركتهاي متوسط به انحاي ديگري وارد اين ماجرا شدند و آگهي دادند و اين نوع همكاريهاي غيرمعمول نشان داد كه رسانههاي بسيار بزرگ هم در قبال اين نوع همكاريها بايد به گونهاي حرفهاي واكنش نشان دهند.
همچنين بايد گفت تماشاي جمعي مسابقات نشان داد كه استفاده از رسانهها با عواطف مخاطبان در رابطهاي بسيار نزديك قرار دارد و ناشران روزنامهها به عنوان ستونهاي فرهنگي ميتوانند رويدادهاي بزرگ خلق كنند. اتفاق بزرگ ديگر هم چندان دور نيست، دو سال ديگر در مناطق آلماني زبان: قهرماني اروپا در اتريش و سوئيس.