شركتكنندگان در ميزگرد:
جلال ذكايي- مدير دفتر امور چاپ وزارت فرهنگ و ارشاد
محمدحسن فكري- رياست مركز علمي كاربردي شماره 5
مصطفي تيناي تهراني- نايب رييس اتحاديه چاپخانهداران استان تهران
سعيد باستاني- معاونت پژوهش و فنآوري و مدير گروه پژوهشي علوم و فنآوري چاپ در پژوهشگاه علوم و فنآوري رنگ
خدايار صادقي- مجري ميزگرد
صادقي: در اين ميزگرد موسسات و مراكزي حضور دارند كه به طور مستقيم و غيرمستقيم با آموزش در ارتباط هستند و ميتوانند نقش مؤثري در ارتقاي مسأله كيفيت در چاپ داشته باشند. به عنوان سؤال اول بايد پرسيد كه چرا در حال حاضر وضعيت آموزش چاپ در كشور با توجه به قدمت و اهميتي كه دارد اين چنين است. در هيچ زمينه و رشته كاري سراغ نداريم كه بخش آموزش اينقدر مهجور واقع شده باشد. علت چيست؟
ذكايي: بخشي از آنچه امروز ما درگير آن هستيم، به سابقه و عملكرد آموزشي خودمان برميگردد. در سالهاي اخير، به دليل نوع تجهيزات و ماشينآلات چاپ، بهترين روش آموزشي كه مورد استقبال قرار گرفت، روش استاد و شاگردي بود. اما با ورود تكنولوژيهاي جديد، برگزاركنندگان دورههاي آموزشي به اين نتيجه رسيدند كه ديگر نميتوان با روش استاد و شاگردي پاسخگوي نياز روز بود.
از آن گذشته رشته چاپ، رشته كارگاهي است كه تنها به آموزشهاي نظري نميتوان اكتفا كرد.
با توجه به نوع تجهيزاتي كه امروزه وارد كشور ميشود، انتظار ميرفت كه توجه بيشتري به مقوله صنعت چاپ شود كه اينطور نشد. وضعيتي كه امروز گريبانگير صنعت چاپ كشور است ماحصل كمكارهايي است كه نه فقط در وزارت فرهنگ و ارشاد، بلكه در وزارتخانههاي آموزش و پرورش و علوم اتفاق افتاده است.
وزارت ارشاد در حد توان و از طريق اداره نيروي انساني سرفصلهايي را تعيين كرد و براساس آن منابعي تدوين شد. در آموزش فني و حرفهاي هم كوتاه مدت اتفاقهايي افتاد كه همگي امروز نياز به تجديدنظر دارند.
گزارشي كه از عملكرد آموزش بايد بدهيم، گزارش خوبي نيست، به ويژه در بخش آموزش مقدماتي. در حال حاضر سه هنرستان در شهرهاي تهران، اصفهان و قم داريم كه وضعيت آموزشي آنها از انتظار مطلوب، فاصله زيادي دارند. از سوي ديگر هيچ مركز آموزش فني و حرفهاي هم نيست كه آموزش حين خدمت در رشته چاپ ارايه دهد.
اينكه قصور از جانب چه كسي است كه وضعيت آموزش چاپ اينچنين اسفبار است، بايد گفت بخشي از اين كاستيها از سوي دولت بوده است. مطالبهكننده اصلي صنف است كه تاكنون حركت خودجوشي انجام نداده است. دغدغه آموزش در صنف چاپ وجود نداشت، چرا كه اگر نيازي احساس ميشد همانند مابقي دغدغهها از سوي صنف مطرح ميشد و جواب ميگرفت.
صادقي: اتحاديه چاپخانهداران به عنوان نماينده صنف، چرا تاكنون طلب آموزش از بخش دانشگاهي و آموزش كشور نداشته است؟
تيناي تهراني: اگر از اين زاويه ديده شود، تنها صنف است كه محكوم به نبود سيستم آموزشي صحيح در رشته چاپ است. اين در حالي است كه از سوي اتحاديه خدمات و اقدامات شايستهاي در مقوله آموزش صورت گرفته است. كلاسهاي آموزشي يكي از اين برنامههاست. اتحاديه صنفي چاپ همچنين مطالبات خود را از بخشهاي متفاوت دولتي ابراز داشته است كه كميسيون فرهنگي مجلس يكي از آنهاست.
صنعتي مثل صنعت چاپ كه با تكنولوژي عجين شده نميتواند از آموزش فاصله بگيرد. البته تاكنون اطلاعات از كانالهاي متفاوتي به صنعت چاپ رسيده است و اين نياز تا حدودي تأمين شده است.
صادقي: آقاي فكري مهمترين مشكلاتي كه در آموزش صنعت چاپ با آن برخورد كردهايد، چه مواردي بوده است؟
فكري: مشكلات موجود در آموزش صنعت چاپ به سه بخش عمده كمبود مدرس متخصص، كمبود منابع آموزشي و كمبود امكانات آموزشي تقسيم ميشوند. براي آموزش تخصصي چاپ از هر مدرسي نميتوان بهره برد. در حال حاضر نياز به مدرساني با تحصيلات كارشناسي ارشد و دكتري است كه اين جز با همكاري بخش دولتي امكانپذير نيست. مكمل مدرس متخصص، امكانات و كارگاههاي آموزشي است. راهاندازي كارگاه آموزشي از حد توان ما فراتر است. براي بخش كارگاه ما نيازمند همكاري صنف هستيم كه در حال حاضر با تعدادي از آنها همكاري داريم و از خدمات آنها استفاده ميكنيم.
صادقي: نام پژوهشگاه علوم و فنآوري رنگ براي اهالي صنعت چاپ ناآشناست و بسياري از آنها از وجود رشتهاي به نام چاپ در اين پژوهشگاه بياطلاع هستند. پژوهشگاه تاكنون با بدنه صنعت چاپ بسيار بيگانه بوده است و چون ارتباطي با اين صنف نداشته، شناخت كاملي هم ندارد. حال پژوهشگاه اقدام به راهاندازي كارشناسي ارشد رشته چاپ كرده است. اين سؤال پيش ميآيد كه اين رشته بر اساس چه برنامهريزي راهاندازي ميشود و چرا تاكنون اطلاعرساني جامعي درباره آن صورت نگرفته است؟
باستاني: به اعتقاد من تاكنون دغدغه آموزش در صنعت چاپ به طور جدي نبوده است. فعاليت آموزشي اتحاديه چاپخانهداران در مسير درستي صورت نگرفته است چرا كه دوستان براي مطالبه نياز آموزشي خود به جاي مراجعه به كميسيون فرهنگي مجلس ميبايست به كميسيون آموزش و تحقيقات مراجعه ميكردند.
و اما درباره راهاندازي كارشناسي ارشد رشته چاپ ما به طور مستقل اقدام به جمعآوري آماري از صادرات، واردات و توليد چاپ كرديم و بايد گفت كه بر اساس آن طرح توجيهي نوشته شد و پيشنهاد راهاندازي كارشناسي ارشد رشته چاپ به وزارت علوم ارايه شد. در اين اقدام اگر اتحاديه چاپخانهداران در كنار ما بود، حركت بسيار پررنگتر و با پشتوانهاي قويتر انجام ميگرفت.
در هر حال به رشته چاپ از منظرهاي متفاوتي ميتوان نگريست. نگاه ما به رشته چاپ از زاويه مواد مصرفي است.
در ادامه ذكايي مصداقهايي از برخي حركتهاي آموزشي ناكام نام ميبرد و ميگويد: «چند سال پيش تعدادي ماشينآلات تخصصي چاپ براي يك كارگاه آموزشي از طريق دولت وارد كشور شد كه هنوز كه هنوز است راهاندازي نشده است. من به نوبه خود مكاتبه و گفتوگوي بسيار كردم ولي تاكنون پاسخي نگرفتم. در اين بين آيا صنف نه تنها اتحاديه، فقط يكبار پيگير ماجرا شد. آيا اعضاي صنفي براي يكبار هم كه شده عارض اين شدند كه اين سرمايه ملي چرا بياستفاده مانده است؟! پاسخگويي به نياز آموزش چاپ تنها از طريق پيگيريهاي دولتي كافي نيست و حركتي از جانب صنف را ميطلبد.»
صادقي در پايان به اين نكته اشاره ميكند كه يك ده آباد بهتر از صد شهر خراب است. طي چند سال اخير چندين مركز آموزش چاپ راهاندازي شده كه همه مشكلات عديدهاي دارند. حال اين سؤال پيش ميآيد كه با وجود اين منابع بسيار محدود، چرا مراكز آموزشي چاپ يكي پس از ديگري پشت سر هم راهاندازي ميشوند؟!