icon-house.gifصفحه اصلی  |  ماهنامه صنعت چاپ  |  آگهی  |  اشتراک  |  راهنمای مشاغل چاپ  |  درباره ما  |  تماس با ما

#
Persian Site English Site
جستجو در :
منشور چندوجهی استاد عبدالعلی شریفی یگانه

منشور چندوجهی استاد عبدالعلی شریفی یگانه

ماهنامه شماره 366 (تیر 1391 )


مرتضي اوجي

سینه‌اش انجمن شاعران بود

 زبانش پرچم عرفان

 بیریا و کودکمرام زیست

 از بازوی خود خورد و کاشت و گذاشت

 

عبدالعلی شریفی یگانه را متخصص برجسته صنعت چاپ خواندن، تعریفی ناقص است از وجودی پرمایه و ذوجوانب که همچون منشوری از هر زاویه و هر وجه خود، تابشی دیگر دارد. کسانی که با او از نزدیک دمخور بودهاند، چنان شیفته احوال درونی و شیرینی سخنها و نقل قولها و خاطرات او هستند که کمتر از آن تخصص و کاردانی یاد می‌‌کنند.

شریفی تاریخ متحرک صنعت چاپ نوین ایران بود. سینهاش انبان یادها از نیک و بد جامعه و چهرهها و نهادها و سازمانها بود؛ روایتگری راستگو که دوستی و دشمنی و احساسات شخصی را در بیان واقعیت دخالت نمیداد. از این رو خاطراتش به عنوان روایتی موثق از تاریخ معاصر چاپ و نشر و زندگی اجتماعی و فرهنگی ایران بسیار ارزنده و درخور توجه بود.

شریفی به اقتضای کارش در چاپخانهها و ارتباط نزدیک با روزنامهها و نویسندگان، مترجمان، ویراستاران و صاحبان بنگاههای نشر و مطبوعات با طیف وسیعی از چهرههای فرهنگی و اجتماعی در ارتباط بود و به خاطر ویژگیهای فردی و روح جستجوگرش، بسیار می‌‌خواند و میجست و میکاوید. حافظه نیرومند - بسیار نیرومند- به همراه هوش سرشار و همت والای او در همه عرصههای زندگی به کارش میآمد. همانقدر که این قابلیت موجب پیشرفت او در مکانیک ماشینآلات چاپ بود، در عرصه فراگیری اطلاعات عمومی و شناخت چهرههای سیاسی، اجتماعی و ادبی نیز او را به پیش میبرد. شریفی حتی در سال پایانی عمرش  كه به مرز 90 سالگی رسیده بود، به گنجینهی خاطرات و شعرهایی که از بر بود، به راحتی دسترسی داشت.

انبان خاطراتش چنان انباشته بود که ساعتها میتوانست از جوانب رویدادی یا شخصیتی سخن بگوید و با هر نام و نشانهای، از شاخهای به شاخهای دیگر، نکتههای نو به نو را بازگوید. بی آنکه ملالی در شنونده پدید آید، حتی شوق شنیدن را بیشتر میکرد.

شریفی خاطرات را با شعر و نقل قولهای ارزنده همراه میکرد و تاریخ را با حکمت میآمیخت.

شعر فردوسی، سعدی و حافظ پیوسته بر زبانش جاری بود، اما گنجینه شعر او علاوه بر این قلههای شعر و ادب، انواع شعر و سرود از شاعران و ترانهسرایان دورههای مختلف را به یاد داشت. حتی تک بیت یا غزلی را که فلان کارگر چاپخانه برایش خوانده بود یا یک بار در کافه نادری به گوشش خورده بود.

شریفی تنها به محفوظات اکتفا نمیکرد. ذهن جستجوگر و تحلیلگر او پیوسته در کار تجزیه و تحلیل بود. همچنان که در تخصص مکانیک، با تجزیه و تحلیل پدیدههای تازه، از چگونگی نصب و کار کردن آنها سردرمیآورد، در عرصه هنر و تجربههای اجتماعی نیز جانب انصاف را نگه میداشت و ارزشهای انسانی و منافع میهنی را پاس میداشت و هر گاه ضروری میدانست، مسوولیت اجتماعی هم میپذیرفت. نمونهاش دبیری سندیکای کارگران چاپخانهها بود.

او از آسانگیری، سطحیگرایی و ادعاهای بیاساس بیزار بود و برای کار و تخصص، حرمت قایل بود و چاپکاران را از سودطلبی مفرط و غرور بیجا برحذر میداشت: «مشکلی که وجود دارد این است که هر کس به فکر به دست آوردن سود خود است. سفارشدهندگان و خریداران اغلب همینطور هستند. کمتر کسی به فکر منافع بلندمدت و ارتقاي کیفیت است. وقتی میبینند با همین شرایط هم میشود کار کرد و پول درآورد، دیگر به فکر یاد گرفتن دو نکته تازه نیستند، به فکر آموزش نیستند.

اغلب کارگران هم وقتی چند بار «اوستا» صدایشان کردند، دیگر فکر میکنند به پایان خط رسیدهاند، دیگر خجالت میکشند از کسی چیزی بپرسند. در صورتی که کسی میتواند استاد بشود که همیشه شاگردی کند و به خودش غره نشود.»

شریفی بینیاز از جاه و مقام و انباشت مال و منال بود. با کار مسوولانه، بهترین جایگاه را کسب میکرد و با قناعت، به بینیازی -که بالاترین ثروت او بود- میرسید. بدین ترتیب شخصیت او نمونهای از عرفان عملی بود که از دریای متلاطم و گلآلود زندگی، سالم و پاک بیرون میآمد.

ثروت را پاداش کار میدانست که با تلاش و احساس مسوولیت به دست میآمد، نه چیزی که با ترفند و فرصتطلبی به چنگ آید. بنابراین او وامدار هیچ کس نبود و نیازی به تملق و چاپلوسی نداشت. آزادگی، رکگویی، بیباکی و صداقت شریفی از اینجا مایه میگرفت.

زبان تیز شریفی شاید به مذاق بعضی مدعیان خوش نمیآمد، اما همه – حتی همان مخاطبان سخنهای درشت او- به صداقت و درستی و بیریایی شریفی اعتراف میکردند.

شریفی اهل مماشات و نان به نرخ روز خوردن نبود. او خودش بود، ساده و بیپیرایه؛ عاشق حقیقت و دشمن خرافه و جهل و سالوس و ریا و در این راه، سخت پایبند بود و سازش ناپذیر. ارادت او به حافظ نیز تا حد زیادی ناشی از این روحیه بود.

 

عبدالعلی شریفی یگانه، متخصص نصب و تعمیر ماشینآلات صنعت چاپ

متولد 1302 تهران- درگذشت 31 اردیبهشتماه 1391

  

شریفی از نوجوانی، کار در چاپخانههای تهران را آغاز کرد. با چاپ ایران شروع کرد و سپس در چاپخانههای خودکار، نگین، راهآهن، برنا، روشنایی و تابان ادامه داد. چاپ و صحافی را به خوبی فرا گرفت و از همان آغاز کار پیدا بود که شم تیزی در نصب و تعمیرات دارد. تمام اجزای ماشین را میشناخت و طرز کار و نحوه اتصالات و عملکرد آنها را
تشخیص میداد.

زندهیاد مرتضی نوریانی که نمایندگی ماشینآلات چاپ را داشت، قابلیتهای شریفی را در چاپ تابان به خوبی شناخت. به قول مرحوم عبدالحسین خرمی که گفت: «مرحوم مرتضی نوریانی گوهرشناس، قدر ایشان را میدانست و به هر ترتیب مراقب حال ایشان بود.»

وی بارها از طرف موسسه نوریانی، برای گذراندن دورههای تخصصی به کارخانجات سازنده ماشینآلات چاپ و صحافی و مرکبسازی و غیره رفت و از نمایشگاههای بزرگ چاپ در اروپا دیدن کرد و گاهی برای نصب ماشین به کشورهای منطقه رفت.

متخصصان کمپانی هایدلبرگ، استعداد او را در دانش مکانیک تحسین میکردند و تا جایی که نظر او را در تغییر طراحی یکی از قطعات ماشین چاپ،
پذیرفتند.

اولین ماشین لترپرس، اولین ماشین افست ورقی و اولین افست رول در ایران به دست او نصب شد.

شریفی در جایگاه مدیر فنی موسسه نوریانی (از 1327 تا اواخر دهه 70)، منشأ اثر خدمات فراوانی به چاپخانههای ایران بود و متخصصان دیگری در کنار او در این موسسه پرورش
 یافتند.

در دهه اول انقلاب، دانش و تخصص خود را در خدمت خودکفایی صنعت چاپ قرار داد و از این رهگذر صنعتگران چاپ را یاری داد.

شریفی با همکاری اتحادیه چاپخانهداران کوششهایی را برای نظاممندکردن فعالیت تعمیرکاران چاپ، آغاز کرد.

شریفی در تمام عمر حرفهای خود، برای ارتقای دیدگاه مدیران چاپخانهها و ماشینچیها و کارگران چاپ تلاش کرد و هرگاه با کارگر یا اپراتوری جستجوگر روبهرو میشد، به وجد میآمد. اما در مجموع از ضعف دانش فنی و ساختار چاپخانههای کشور که بهایی به آموزش چاپ و ارتقای دانش فنی کارکنان نمیدادند،  ناراضی بود.