icon-house.gifصفحه اصلی  |  ماهنامه صنعت چاپ  |  آگهی  |  اشتراک  |  راهنمای مشاغل چاپ  |  درباره ما  |  تماس با ما

#
Persian Site English Site
جستجو در :
تالیف کتاب‌های چاپی را بسیار بیشتر از 42 سال تدریس دوست دارم

محمد عطایی فرد؛ استاد پیشکسوت صنعت چاپ:

تالیف کتاب‌های چاپی را بسیار بیشتر از 42 سال تدریس دوست دارم

ماهنامه شماره 368 (شهریور 1391 )


اولین بـار چطور به رشته چـاپ گـرایش پیدا کردید؟
 خانواده من چاپی نبودند. از طریق یکی از دوستان پدرم با این رشته در هنرستان – که نام کنونی آن امام صادق (ع) است- آشنا شدم. در آن زمان برای ورود به هنرستان دو امتحان ورودی از ما گرفتند و در مجموع 20 نفر را پذیرش کردند.
مدت زمان تحصیل ما در هنرستان 6 سال بود که 4 سال آن تئوری آموزش داده می‌شد و 2 سال هم باید کارآموزی می‌کردیم که این 2 سال را نیز در محل همان هنرستان گذراندیم. در آن زمان مدیریت هنرستان در دست اتریشی‌ها بود و کارگاه ما خیلی مجهز بود.
در آن زمان اتریشی‌ها با روابطی که داشتند ماشین‌آلات به روز صنعت چاپ مانند ماشین افست رولند، دوربین کلیمش، کنتاکت، لترپرس، ملخی، برش،‌ نمونه‌گیری،‌ لاینوتایپ، تجهیزات روز لیتوگرافی و حتی دنسیتومتر رومیزی را- که تازه چند سال است در بعضی چاپخانه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد- در آنجا داشتند.

مواد اولیه‌تان چگونه تامین می‌شد؟
 بسیاری از شرکت‌ها و کمپانی‌های ایرانی و خارجی به خاطر تبلیغ محصولات خود اقلام مصرفی مانند قلم‌مو، داروی رتوش، داروی ظهور، فیلم و زینک را به صورت ماهیانه برای ما می‌فرستادند و برای باقی اقلام هم که لازم می‌شد مثل کاغذ و مقوا، هنرستان با بودجه خودش تامین می‌کرد و از این لحاظ هیچ مشکلی وجود نداشت.
در سال‌های بعد نیز چاپخانه افست با هنرستان قراردادی منعقد کرد و طبق آن مواد اولیه ما را تامین و تقبل می‌کرد.

اسامـی آموزگـاران چاپ هنـرستان در خاطرتان هست؟
 زمانی که ما به هنرستان رفتیم ورودی‌های دوره دوم رشته چاپ بودیم و چاپ تازه تاسیس بود. بعضی از معلمان ما برای سایر رشته‌ها بودند و جزواتی را خوانده بودند و چاپ درس می‌دادند. اما اساتیدی که چاپی بودند و در خاطرم هست مهندس بیژن درویش بود که تازه تحصلیشان در خارج از کشور به پایان رسیده بود و به ایران بازگشته بودند. آقای مهندس جمشید لاچینی و آقای لئون (از ایرانیان ارمنی). شفیعی، قاسمی افشار، دانشراد، موسوی، زرین، بازیان، کرن و مایسن (هر دو نفر اتریشی و مدیر بخش بودند) در یادم مانده است.
بعد از این‌که هم‌دوره‌های ما هم درسشان را تمام کردند، برخی از آنها نیز به کادر هنرستان اضافه شدند. برخی چند سالی بودند و رفتند. ولی من و آقای علی میوه‌نژاد و بهرامی حدود 30 تا 32 سال در هنرستان چاپ تدریس کردیم.

درباره دوران بورسیـه خـود هم توضیح دهید.
درسال 1973 تا 1975 - جمعا به مدت 2 سال- برای تکمیل تحصیلات چاپی از طرف هنرستان بورسیه اتریش شدیم. در ابتدا چند ماهی را در شهر وین اتریش برای کامل کردن زبان آلمانی و طی کردن دوره مقدماتی گذراندیم. لازم به ذکر است زبان هنرستان ما آلمانی بود و در مدت 2 سالی هم که کارآموزی می‌کردیم، سه دوره زبان آلمانی را در اداره فرهنگ اتریش گذراندیم.
بعد از آن به انستیتو چاپ معروف شهر گراتس رفتیم و کارآموزی را نیز در بزرگترین واحد چاپی آنجا گذراندم.

چه نکات برجسته و جالبی را در آموزش اتریشی‌ها دیدید؟
 یکی از مهمترین نکته‌ها به روز کردن دایمی ماشین‌آلات بود. در آنجا کمپانی‌ها از آموزش حمایت می‌کنند و حدود 5-4 سال یک بار ماشین‌آلات کهنه‌ و کار کرده را با ماشین‌آلات نو و دست اول و به روز تعویض می‌کنند. شرکت‌ها برای شناساندن خودشان این کار را می‌کردند و می‌دانستند دانشجویی که هم‌اکنون با ماشین‌آلات و مواد مصرفی آنها کار کند و از کیفیت آنها اطمینان حاصل کند، در آینده هم که چاپچی شد در بین رقبای تجاری فراوان، مشتری آنها باقی خواهد ماند و این اسپانسر شدن نوعی تبلیغ خوب برای آنها محسوب می‌شد که متاسفانه در ایران این موارد مشاهده نمی‌شود.
موضوع جالب دیگر، این بود که شما با توجه به علاقه‌مندی خود می‌توانستید سر کلاس‌های مختلف چاپ حاضر شوید. به عنوان مثال گرایش اصلی من از دوران هنرستان، لیتوگرافی بود، ولی در انستیتو چاپ گراتس سر درس کلاس‌های افست و اساتیدی که مایل بودم از محضرشان استفاده کنم و در چارت برنامه درسی من هم نبود، حاضر می‌شدم و علم‌آموزی می‌کردم.

کارآموزی‌تان را در کجا گذراندید؟
کارآموزی را در چاپخانه اشتایرمارک که بزرگترین چاپخانه بخش خصوصی گراتس بود، گذراندم. در آنجا با وجود این‌که گرایش اصلی من لیتوگرافی بود، کمک اپراتور دو دستگاه چاپ افست 5/1 ورقی خوابیده و یک ورقی بودم.
در آنجا طبق قرارداد افراد را برای کارآموزی به چاپخانه‌های مختلف می‌فرستادند. روال کار هم بسیار ساده بود و با یک نامه‌نگاری ساده بدون این‌که در پیچ و خم‌های اداری و دیوانسالاری و بوروکراسی بیفتد کار به سهولت انجام می‌گرفت. نکته جالب دیگری هم که به ذهنم می‌رسد این بود که در دوران کارآموزی یک روز هم غیبت نداشتم. هم این‌که صاحبان چاپخانه اجازه نمی‌دادند و هم این‌که خودم مایل و راغب بودم که پای ماشین‌ چاپ بایستم و کار را یاد بگیرم. چاپخانه‌های آنجا از کارآموز استقبال می‌کردند و به دید نیروی کار متخصص به او می‌نگریستند. ناگفته نماند که چندین سال (سه ماه تابستان) را به همراه هنرجویان در چاپخانه افست گذراندم که این نیز برایم تجربه سودمندی بود. اما متاسفانه در اینجا نه چاپخانه‌دار (که آن را دردسر می‌داند) و نه هنرآموز و دانشجو میلی به کارآموزی ندارند و دانشجو کارآموزی 40 روزه‌اش را با کمترین زمان و بی حاصل جمع می‌کند.

بعـد از بـازگشت بـه کشور مشغول چه کاری شدید؟
 به همان هنرستان برگشتم و به مدت 31 سال تدریس کردم که سال‌ها مسوول کارگاه لیتوگرافی بودم. در همان مدت نیز بعدازظهرها و روزهایی که در هنرستان تدریس نداشتم در لیتوگرافی‌های مختلف کار می‌کردم. بعد از دو سال چاپخانه‌ای اجاره کردم و سفارشات چاپی را انجام می‌دادم. بعد از آن، چاپخانه صنایع چاپ را در خیابان جمهوری از طریق شراکت خریداری کردم.
بعد از مدتی دیدم که روحیه‌ام با شراکت جور درنمی‌آید و از مجموعه جدا شدم. بعد از سه سال در طبقه پایین منزلمان به متراژ 150 متر مربع کارگاه چاپ سیلک و صحافی را راه‌اندازی کردیم. در کارگاه چاپ سیلک، چاپ روی فلز، پلاستیک و پارچه و برزنت را انجام می‌دادم، ولی عمده کارمان در قسمت صحافی است که ماشین‌آلاتی مانند دستگاه‌های برش، گردکن، ترتیب، جاناخنی و مفتول‌زنی را در اختیار داریم و مدتی است پسرم مسوولیت کارگاه را بر عهده دارد.

از چـه سالـی تـدریس دانشگاه را آغاز کردید؟
 چند سال آخر تدریسم در هنرستان امام صادق (ع) مسوول گروه چاپ هنرستان شده بودم. چون دانشجویان دانشگاه انقلاب اسلامی برای کارگاه به هنرستان ما می‌آمدند، مسوولان دانشگاه از من شاخت پیدا کرده بودند و برای تدریس دعوت شدم و از سال 1378 در گروه چاپ دانشگاه انقلاب اسلامی مشغول فعالیت شدم. از سال 80 یا 81 نیز در دانشگاه علمی- کاربردی شماره‌‌های 5، 30، 31 و ... مشغول تدریس شدم.

از چه زمانی به تالیف کتاب‌های درسی چاپ روی آوردید؟
 از سال 1378 جرقه کار زده شد. در آن سال همزمان هم از طرف دفتر تالیف کتب درسی و هم از طرف وزارت ارشاد برای نگارش کتاب آموزشی دعوت به همکاری شدم که حاصل آن 3 جلد کتاب با همکاری سایر اساتید چاپ مانند استاد درویش، ‌آقای مصدقی، آقای شایسته‌خصلت و استاد حسینعلی متین‌رضا برای سازمان تالیف کتب درسی و 7 جلد کتاب برای وزارت ارشاد شد.
در سال 80 کتاب کلیات چاپ را منتشر کردم که به علت برقراری ارتباط با مخاطب و نیازسنجی و زبان ساده فهم آن، کتاب مشهوری ‌شد و فروش خوبی هم داشت. با توجه به استقبالی که از آن کتاب شده، کتاب کلیات چاپ 2 را با عمق و حجم و دقت بیشتری به نگارش درآوردم.
واژه‌نامه تخصصی چاپ و نشر از انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی،آلمانی کار بعدی‌ام بود که انجام دادم. در آن زمان واژه‌نامه تخصصی خوبی در این زمینه وجود نداشت و بسیاری از مترجمان غیرتخصصی چاپ هم لغات تخصصی صنعت چاپ را نمی‌دانستند. با وجود این‌که زبان تخصصی من آلمانی بود، زمان زیادی صرف کردم و موفق شدم این واژه‌نامه را با موفقیت به چاپ برسانم. بنده در مجموع 20 جلد کتاب تخصصی چاپ منتشر کردم. حالا بسیار بیشتر از 42 سال تدریسم به خاطر تالیف کتاب‌هایم به خودم می‌نازم و می‌بالم و افتخار می‌کنم و انتشار این کتاب‌ها را واقعا دوست داشتم و از کارم راضی‌‌ام.
کتاب جدیدم هم به نام کتاب جامع صنعت چاپ در مراحل پایانی ویرایش و انتشار است و قول‌های مساعدی هم برای حمایت از چاپ آن از طرف مسوولان وزارت ارشاد داده شده است و ان‌شاءا... تا چند ماه آینده منتشر خواهد شد.

با توجه به سابقه طولانی شما در تدریس در هنـرستان و مـراکز دانشگاهی صنعت چـاپ،‌ به نظـر شمـا مشکلات عمـده آموزش چاپ در کشور ما چیست؟
 یکی از مسایل مهم نبود دستگاه‌ها و تجهیزات مناسب است. به طوری که می‌توان گفت اکثر آموزش ما آموزش تئوری است و مجبوریم دانشجویان را برای کارآموزی به بیرون بفرستیم که آن هم مشکلات خود را دارد.
البته در این زمینه از امکانات سمعی- بصری نیز استفاده می‌شود.
یکی از مشکلات در مراکز علمی- کاربردی، بی‌رغبتی و مدرک‌گرایی است که همواره خواستار نمره قبولی و فارغ‌التحصیل شدن زودهنگام هستند که جای تاسف دارد. البته بی‌میلی و بی‌رغبتی در بین دانشجویان تمام رشته‌ها دیده می‌شود.
الان موارد فراوانی دیده می‌شود که دانشجویان به من رجوع می‌کنند و می‌گویند ما در شغل آزاد دیگری مشغول هستیم و تنها مدرک این رشته را می‌خواهیم و شما به ما نمره بدهید. اینها گوشه‌ای از مشکلات آموزشی ماست.