iranprint.com www.iranprint.com/fa/mag/inmag.php?id=2040 دوشنبه دوم مرداد 1396---------------------------------- بررسی‌های آماری گلایه‌های تکراری ----------------------------------     در کشور ما هر جا که نام آمار به میان می‌آید، کلمه مشکل و مشکلات نیز با آن همراه می‌شود و هر چه روی عددها و رقم‌ها دقیق‌تر نگاه شود، ابهام و پرسش هم بیشتر می‌شود. بنابراین برای تحلیل درست داده‌ها، باید از اگر و شاید و حدس و گمان و نیز مقابله دادن آمارهای منابع دیگر و اعمال ضرایب تقریبی کمک گرفت. بدیهی است چنین روشی تنها توسط کسانی امکان‌پذیر است که شناخت عمیقی از مناسبات و تحولات موضوع مورد بررسی داشته باشند و البته باید پذیرفت که نتایج به دست آمده به این روش، با درصد معینی- که گاه شاید درصد بالایی هم باشد- از خطا همراه است. آمارهای مربوط به حرفه‌ها و فعالیت‌های اقتصادی مختلف در کشور، بسته به پیچیدگی یا سادگی آن حرفه، تنوع تخصص‌ها، خدمات و ماشین‌آلات و نیز بسته به ساختار سازمانی و قابلیت‌های مدیران تشکل‌های صنفی آنها و بخش متولی دولتی هر کدام، وضع متفاوتی دارد. متاسفانه صنعت چاپ در کشور ما از این نقطه نظر چندان خوش اقبال نبوده است. هر چند که به دلیل نگاه امنیتی و اشراف دولت بر این صنعت، هرگونه جابجایی مجوز و ماشین‌آلات و مکان چاپخانه‌ها، با اطلاع وزارت اطلاعات و جهانگردی قبل از انقلاب و وزارت ارشاد پس از انقلاب صورت گرفته و اسناد آن در اداره‌های مربوط ثبت و ضبط شده است. جالب است که همین نگاه امنیتی به صنعت چاپ که موجب آسیب‌های جدی در توسعه این صنعت بوده، در زمینه آمار نیز اثر منفی خود را به جا گذاشته است. بدین ترتیب که شناخت و تمرکز نهاد دولتی متولی صنعت چاپ طی دست کم نیم قرن به حوزه چاپ کتاب معطوف بوده و شناخت ناکافی از شاخه‌های دیگر، موجب اطلاعات و آمار مغشوش و ناکارآمد بوده است. از انصاف به دور است که به کوشش‌هایی که طی دو دهه اخیر توسط برخی مسوولان اداره چاپ و نشر (دفتر امور چاپ) ‌ارشاد صورت گرفته اشاره نشود، اما به دلایلی چند علی‌رغم سرمایه‌گذاری‌ها، بانک اطلاعات جامع دقیق، روزآمد و فراگیری که همه بخش‌های صنعتی چاپ را در برگیرد، آنجا شکل نگرفته است و به آنچه هست نیز بهای کافی داده نمی‌شود، زیرا در صورت بروز مشکل نرم‌افزاری یا سخت‌افزاری، ماه‌ها می‌گذرد و اطلاعات جدید وارد نمی‌شود، هر چند که اسناد مربوط به هر ماشین و هر واحد چاپ در پرونده‌ها موجود است. بانک اطلاعات پدید آمده تحت نظارت ارشاد اگر پیوسته به روزرسانی می‌شد و در ضمن خطاهای روش شناسانه آن اصلاح و برنامه نرم‌افزار آن تکمیل می‌شد،‌ می‌توانست به منبعی ارزشمند فرا روید. متاسفانه در چارچوب دیدگاه‌های اداری- آن هم در اداره‌ای که مدیریت آن بارها دستخوش تغییر و جابجایی شده- چنین روندی طی نشده است. تشکل‌های صنفی نیز از این نقطه نظر به مراتب عقب‌تر از ارشاد هستند. تجربه نشان داده است که اتحادیه چاپخانه‌داران تهران حتی فهرستی دقیق از اعضای خود را در اختیار نداشته و آنچه در اختیار دارد، پر از خطاست. (امیدوار باشیم که در یکی دو سال اخیر این کاستی‌ها جبران شده باشند.) با چنین اوضاعی دیگر در مورد آمار ماشین‌آلات و روند تحولات کمی و کیفی صنعت چاپ نباید انتظار چندانی داشت. با این سطح دسترسی به آمار و اطلاعات، جای تعجب دارد که برخی از چهره‌های صنفی یا کسانی که در حاشیه این تشکل‌ها جای دارند، به راحتی درباره تعطیلی 50 درصد یا 30 درصد چاپخانه‌ها داد سخن می‌دهند و حدس و گمان‌ها و یافته‌های فی‌البداهه خود را با عدد و رقم در رسانه‌ها بیان می‌کنند. در اینجا جا دارد این نکته مورد تاکید قرار گیرد که علی‌رغم واقعیت‌های گفته شده در سطرهای پیشین، آنچه در آمار و ارقام وجود دارد به جای خود ارزنده و با روش‌های آماری قابل استفاده هستند و منابع آماری مختلف می‌توانند برخی کاستی‌های یکدیگر را جبران کنند و سرانجام این که باید به رویکرد مثبت مسوولان دولتی و صنفی نسبت به تهیه آمار و اطلاعات شفاف، امیدوار بود و خانواده صنعت چاپ باید چنین چیزی را از آنها طلب کند. همچنین نوعی بیداری و نوگرایی در نهادهای صنفی مشاهده می‌شود که با نیروی فزاینده اعضای جوان‌تر و تحصیل‌کردگان خانواده چاپ، حرکتی سازنده برای جبران کاستی‌های همه جانبه را آغاز کرده که می‌توان انتظار داشت یکی از دستاوردهای آن آمار و اطلاعات دقیق درباره همه جنبه‌های صنعت چاپ باشد.