اخبارویژه

تنها مسیر باقیمانده کشور ترکیه است

که آنجا ‌هم با ترافیک و افزایش هزینه‌ها مواجه هستیم

محمود نام‌آور:

تنها مسیر باقیمانده کشور ترکیه است

که آنجا ‌هم با ترافیک و افزایش هزینه‌ها مواجه هستیم

 

جناب نام‌آور شما یکی از نامدارترین چهره‌های بازرگانی در خانواده چاپ و بسته‌بندی کشور هستید و بویژه در  تجارت با ترکیه شناخت و تجربه‌ای  معتبر دارید، لطفاً گزارشی از تغییرات شرایط بازرگانی صنعت چاپ در مقاطع جنگ و توافق و نوسانات بعد از آن در فاصله تعیین‌شده ۶۰ روزه ارائه فرمایید.

با سلام و اهدا ادب به مردم شریف، نجیب و مظلوم ایران.

این مشکلات قابل پیش‌بینی بود که بعد از جنگ ۱۲ روزه درگیر مشکلات و معضلات بزرگ‌تری خواهیم بود.

با توجه به اینکه مسیر اصلی ورود مواد اولیه و کالا به کشور مبادی و بنادر جنوبی کشور می‌باشند و به دلیل درگیری مستقیم امکان بارگیری، ورود و تخلیه میسر نخواهد بود.

مسیر اصلی انتقال ارز مدت‌های زیادی است که امارات متحده عربی و صرافی‌های مستقر در آنجا هستند.

با توجه به رویارویی نظامی بین ایران و کشورهای حاشیه خلیج‌فارس مسلماً برای صرافی‌های مستقر هم محدودیت‌های بسیار خاصی ایجادشده و امکان انتقال ارز میسر نخواهد بود.

کشتی‌ها و شرکت‌های بیمه محموله‌های به مقصد ایران را نپذیرفته و محموله‌های در حال حرکت هم در بنادر کشورهای همسایه تخلیه و از ادامه مسیر خودداری نمودند.

و درنهایت هزینه حمل یک کانتینر که در ایام عادی حدوداً ۳۰۰۰ دلار بود به بیش از ۱۲ هزار دلار افزایش پیدا می‌کند.

مسیر دیگر کشور پاکستان می‌باشد که مسیری ناامن و غیر استاندارد جهت تجارت می‌باشد.

مسیر عراق و کردستان عراق دوباره شاهد موشک‌باران کردستان عراق بودیم و امکان همکاری گسترده وجود نداشت.

در کشورهای حاشیه دریای خزر فقط روسیه امکان تجارت گسترده دارد که آن‌هم متأسفانه خود درگیر تحریم‌های تجاری و بانکی بسیار شدید است.

تنها مسیر باقیمانده کشور ترکیه است که از زمان جنگ ایران و عراق مسیری جهت تجارت از طریق راه‌آهن و زمینی بوده و هست.

ولی در این مسیر هم به دلیل سوءاستفاده از این مشکلات با افزایش تقاضا و هزینه‌های جاری مواجه هستیم.

برای مثال کرایه حمل یک کانتینر از مبدأ استانبول به گمرک تبریز بسته به فصل حدوداً مابین ۲۲۰۰ دلار تا ۳۳۰۰ دلار بود که فعلاً رقمی در حدود ۶۸۰۰ دلار می‌باشد.

در مورد توافق ۱۴ بندی و مهلت ۶۰ روزه انتظار هم گشایش و رفع مشکلات خیال باطلی بیش نخواهد بود.

 

اساساً از اسفند گذشته تاکنون آیا شما موفق به واردات یا ترخیص کالا شده‌اید؟

مجموعه ما از تیرماه سال ۱۴۰۴ در صف تخصیص ارز می‌باشد و تا به این لحظه فقط و فقط یک پرونده ثبت سفارش مواد اولیه تولید مرکب چاپ مشمول تخصیص ارز شده است.

برخلاف تبلیغات و بخشنامه‌های پی‌درپی بارها جهت واردات بدون انتقال ارز و ارز موجود در خارج از کشور هم اقدام نمودیم و صد افسوس با آن‌هم موافقت نگردید.

 

تخصیص ارز به چه صورت، با چه اولویتی و با چه نرخی و چه میزان صورت می‌گیرد؟

تخصیص ارز بر اساس سهمیه‌های کاملاً ظالمانه و یک‌طرفه در نظر گرفته‌شده‌اند و از همه جالب‌تر که وزارت صمت حتی به سهمیه‌های مقرر خود پایبند نبوده و تبدیل به اصلی‌ترین عامل خود تحریمی شده است.

مثل چهل و اندی سال گذشته فقط کسانی که امکان مراوده با وزرا و معاونین آنان را دارند و یا افرادی که با واسطه امکان دریافت سهمیه با امضای‌ طلایی از این مسیر دست‌پر خارج می‌شوند.

شرکت‌های کاغذی و بدون کوچک‌ترین تخصص فقط بر اساس نیازسنجی و کسب سود با هدایت صاحبان امضاهای طلایی وارد بازار شده و طبق منافع کوتاه‌مدت خود نظم بازار را در دست گرفته‌اند، مجموعه‌ها و افرادی که سالیان سال صادقانه در رشته‌های تخصصی خود فعالیت داشته‌اند به حاشیه رانده می‌شوند.

و صد افسوس دراین‌بین بعضی از بزرگان و مدعیان صنفی در عوض ایجاد همدلی و قدرت صنفی جهت مطالبه گری برای همه اعضا در کل کشور یا درگیر کشمکش‌های قبل و بعد از انتخابات‌های هیأت مدیره‌ها یا شرکت تعاونی‌ها هستند، یا پیگیر مشکلات شخصی خود به دلیل امکان دسترسی به مقامات در وزارت صمت و بانک مرکزی هستند.

ای‌کاش آماری از خروجی جلسات پی‌درپی با معاونین و مدیران کل وزارت صمت توسط افرادی که به‌عنوان بزرگان و صاحب‌نظران به نمایندگی از طرف خانواده چاپ، بسته‌بندی و صحاف شرکت می‌نمودند در دسترس قرار می‌گرفت تا بهتر می‌شد قضاوت نمود که این جلسات برای رفع مشکلات و معضلات بر زمین‌مانده خانواده چاپ بوده یا فرصتی عالی برای دریافت امتیازات شخصی جهت تعداد معدودی شرکت‌کننده در این جلسات.

اگر میسر بود ارزش وزنی و ارز تخصیص داده‌شده به شرکت‌ها و افراد فعال در خانواده چاپ طی پنج یا شش سال گذشته که از وزارت صمت و بانک مرکزی دریافت نموده‌اند، اطلاع‌رسانی می‌شد، شاید دلایل نبود کالا و افزایش قیمت‌ها و فریاد وا اسلاما و مبارزه با گران‌فروشی بعضی‌ها بیشتر و بهتر تمیز داده می‌شد.

در این ایام و مبارزه نابرابر و ظالمانه، مبارزه فقط برای کسی که پای لانچر در خط مقدم ایستاده، نیست.

تمام لایه‌ها و خطوط بعدی جامعه در این جنگ سهم دارند.

و در آخر بدون تعارف بایستی نهایت تشکر خود را از معاونت محترم فرهنگی جناب آقای دکتر جوادی، جناب آقای دهقانکار و شخص جناب زارع مدیرکل محترم دفتر چاپ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که صمیمانه پیگیر حل مشکلات مواد اولیه چاپ حتی بیش‌ازحد توان و مسئولیت خود بودند، ابراز نمایم.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا