دیپ سیک رقابت متفاوت و غافلگیرانه فناوری چین با آمریکا

فهرست مطالب
پنلهای خورشیدی، ماشینهای الکترونیکی و حالا هوش مصنوعی رقابت چین و ایالات متحده در عرصه فناوری هر روز شکل جدیدی به خودش میگیرد و در تازهترین تحول یک شرکت چینی موفق شده است دستیار هوش مصنوعی را توسعه دهد که به گفته کارشناسان به اندازه مدل O1 شرکت Open AI خوب است ولی مشکل اینجاست که چین این کار را با منابع محدود و بودجهای ۲۵ برابر کمتر انجام داده است.
البته خیلی غیر منتظره نیست که اگر از این هوش مصنوعی چینی بپرسید میدان تیانمن به چه چیزی در جهان شناخته میشود بگوید به خاطر اینکه مثلاً میدان خیلی قشنگی است و هیچ اشارهای به سرکوب خونین دانشجویان در سال ۱۹۸۹ در این میدان نکند اما باز هم صرف اینکه چنین دستاوردی چنین ارزان حاصل شده است، باید مهم قلمداد شود.
بازارهای سهام آمریکا را به لرزه انداخته است و شرکتهای فناوری که تا به حال صدها میلیارد دلار برای توسعه هوش مصنوعی سرمایه دریافت کردهاند حالا با سوالات متعددی از جانب سرمایهگذاران مواجه هستند در این جا به دنبال پاسخی برای این سوال میرویم که چین چه کرده است که چنین در زمینه فناوری توانسته پیشرفت کند و آیا واقعاً میتواند با آمریکا رو در رو رقابت کند؟ و یا حتی ایالات متحده را در فناوری پشت سر بگذارد؟
سال ۲۰۲۳ بخش خصوصی در آمریکا ۱۰ برابر بیشتر از آنچه در چین خرج هوش مصنوعی شده در این حوزه سرمایهگذاری کرد. البته ناظرانی هستند که میگویند: “چین در مورد سرمایهگذاریهایی که در تکنولوژی میکند همه حقیقت را نمیگوید و شاید عدد واقعی خیلی بیشتر باشد” اما به هر حال در این هم شکی نیست که چین سالهاست نشان داده میتواند محصولات فناوری پیشرفتهای را که در سرتاسر جهان ساخته میشود، با کسری از هزینههای آن در چین تولید کند و هوش مصنوعی فقط یک برگ تازه در این الگوی تکراری است.
در مورد دیپ سیک، همان هوش مصنوعی جدیدی که این روزها اخبار را قبضه کرده است، ذکر یک نکته هم باز ضروری است. این مدل هوش مصنوعی چینی از یک دانشگاه یا یک شرکت تکنولوژی درنیامده، بلکه از یک شرکت سرمایهگذاری خیلی کوچکی حاصل شده است. این حتی ابعادی ترسناکتر دست کم برای شرکتهای مرتبط با هوش مصنوعی ایجاد میکند.
چون نکته اینجاست که به نظر میآید چین تمام توان علمی و صنعتی خود را برای توسعه این مدل به کار نگرفته و اینکه دیپ سیک از جایی چنین بیربط یعنی یک شرکت سرمایهگذاری کوچک بیرون آمده است. به این معنی است که به زودی شاهد ظهور بسیاری از شرکتهای مشابه دیپ سیک خواهیم بود.
اما سوالی که در این جا دنبال آن هستیم این است که چین چه کرده که چنین در زمینه فناوری توانسته پیشرفت کند و آیا واقعاً میتواند با آمریکا رقابت کند و یا حتی ایالات متحده را در فناوری پشت سر بگذارد ؟
همانطور که احتمالاً میدانید هوش مصنوعی یک اسنثناء نیست و پیشتر چین با تولید خودروهای الکترونیک نشان داده است که میتواند اقتصاد آلمان که یکی از مشهورترین و بزرگترین خودروسازان جهان هست را هم به چالش بکشد.
برای پاسخ به سوال باید ابتدا یک مفهوم کلیدی را درک کنیم و آن چیزی است که برخی از اقتصاددانان به آن چرخه چینی میگویند.
آگهیهای استخدام و کاریابی در صنعت چاپ و بستهبندی را در اینجا مشاهده کنید!
چرخه چینی پدیدهای است که دهههای اخیر بارها و بارها تکرار شده است. همه چیز با یک شرکتی شروع میشود که تولید خود را به دلیل نیروی کار ارزان، ابعاد اقتصادی بزرگ و بازار داخلی رو به رشد به چین منتقل میکند و نمونه بارز هم کارخانههای اپل هستند که در چین گوشیهای آیفون این شرکت را سر هم میکنند.
ابتدای این چرخه چینی برای شرکتهای غربی مثل ماه عسل است. همه چیز گل و بلبل، یکه تازی میکنند تا اینکه یک چند سالی میگذرد و چینیها دانش فنی و روشهای تولید را از این کارخانهها یاد میگیرند و در واقع تمام چیزی که برای تاسیس شرکتی مشابه لازم دارند را بدست میآورند.
بعد هم طبیعی هست که چینیها به خودشان میگویند: “چرا ما باید اپل را مونتاژ کنیم اگر زیر ساخت لازم و پرسنل ماهر رو داریم. چرا گوشی هوشمند را خودمان تولید نکنیم.”
این طوری هست که این غول اقتصادی شرق آسیا شروع به تولید محصولاتی مثل شیائومی، یا هوآوی کرده است که به نسبت هم بسیار با کیفیت هستند و هزینهشان هم خیلی کمتر از رقبای غربیشان است.
نتیجه اینکه همان شرکتهایی که زمانی در چین سرمایهگذاری کرده بودند از بازار بیرون میروند. این اتفاق البته با چیزی که فعلا در هوش مصنوعی رخ داده متفاوت است. هیچ شرکت هوش مصنوعی خارجی برای سرمایهگذاری به چین نرفته است. چینیهای خودشان به تنهایی این تکنولوژی را توسعه دادهاند و این را هم فراموش نکنید که مدلی که ارائه کردند هم صد در صد جدید نیست و روی فناوریهای چت جیپیتی توسعه داده شده و اینجا من خیلی قرار نیست وارد مباحث فنی بشوم اما نتیجهای که میخواهم بگیرم این است که پیشرفت چین در هوش مصنوعی و به خصوص درباره دیپ سیک را نمیشود با مدل چرخه چینی توضیح داد.
آنچه که اینجا رخ داده از آن مدل پیشرفتهای انقلابی هست که عادت داریم در شرکتهای آمریکایی بیشتر ببینیم تا شرکتهای چینی.

چین چه کرده که توانسته است این چنین با آمریکا رقابت کند؟
پاسخ را میشود دست کم در دو دسته طبقهبندی کرد یکی جمعیتشناسی و دیگری امنیت ملی.
از منظر جمعیتشناسی اگر به چین نگاه کنید، میبینید که در چین مهندسان و پرسنل ماهر فراوانی وجود دارد که مدام به دنبال راههایی برای نوآوریهای صنعتی هستند. این فقط به این دلیل نیست که چین دومین کشور پرجمعیت جهان است بلکه دلیل اصلی این است که چین یکی از کشورهای دنیاست که بالاترین درصد فارغالتحصیلان در رشتههای فنی مهندسی را دارد و این هم پدیده تازهای نیست.
چین از دوران مائو، همیشه درصد بالایی از دانشجویان مهندسی را داشته است. برای مقایسه، در همان دوران مائو، و در هند که مهندسان آن در جهان معروف هستند هم هیچوقت ۱۵ درصد دانشجویان هند را تشکیل نمیدادند. حتی امروزه هم تعداد مهندسان هندی به سختی به ۱۵درصد جمعیت دانشگاهیان هندی میرسد که در واقع نصف همان نسبت در چین است.
حالا این آمارها در حالی است که در چین تا همین اواخر چندان اهمیتی به آموزش عالی نمیداد، باز هم اگر بخواهم با هند مقایسه کنم در سال ۱۹۵۰، درصد کودکان چینی در آموزش ابتدایی با درصد کودکان هندی در آموزش ابتدایی برابر بود. اما درصد دانشجویان چینی تا سال ۲۰۰۰، یعنی نیم قرن بعد از درصد دانشجویان هندی کمتر بود.
دلیل آن هم به سادگی این بود که اولویت چین آموزش ابتدایی و متوسطه بود و آموزش بزرگسالان یعنی سوادآموزی به بزرگسالان بیسواد در رتبه بعدی اولویت بود و همه اینها بیش از تحصیلات دانشگاهی برای حکومت چین اهمیت داشتند.
انتظار دولت چین این بود که یک فرد چینی دبیرستان را که تمام کرد، سرکار برود و آنجا از طریق دورههای تخصصی و در عمل چیزی که معمولاً در دانشگاه ارائه میشود را یاد بگیرد و به کار بندد.
این رویکرد هم ناگفته پیداست که موفق بوده، اما چینیها به مرور از سال ۲۰۰۰ به آموزش عالی هم توجه کردهاند و تعداد دانسجویان چینی به تدریج رو به افزایش رفت و انتظار میرود که تا سال ۲۰۴۰، تا ۴۵ درصد از نیروی کار چینی را کارگرانی با سابقه تحصیلات دانشگاهی تشکیل دهند.
دلیل تغییر این رویکرد در چین هم در مشکلاتی نهفته است که از سیاست تکفرزندی در چین حاصل شده است. در واقع انتظار میرود که جمعیت چین در سال ۲۱۰۰، نصف جمعیتی باشد که امروز دارد و این یعنی جمعیت چین در حال پیر شدن است و رشد اقتصادی دشوارتر خواهد شد و در نتیجه چین برای همتراز شدن با کشورهای پیشرفته جهان کار سختی را در پیش دارد.
راهحل چین به طور خلاصه، این است که اقتصاد خود را کمتر و کمتر به نیروی کار وابسته نگهدارد. چون تردیدی نیست که بزودی نیروی کار بسیار کم خواهد شد. به این ترتیب چین تلاش دارد از مدل متمرکز بر کارخانهها و تولید به سمت مدلی متمرکز بر آزمایشگاهها و دفاتر پیش رود که در آن نیاز به آموزش عالی طبیعتاً بیشتر است.
نتیجه این شد که نه فقط امروزه کارخانههای چینی بسیار رقابتی و معروف هستند بلکه دانشگاههای چینی هم در حال تبدیل شدن به دانشگاههای پیشرو در سطح جهان هستند و همین الان هم به طور مثال، از نظر تعداد ارجاعات علمی در مجلات معتبری مثل Nuture دانشگاههای آمریکایی را پشت سر گذاشتهاند البته میدانیم تعداد ارجاعات لزوماً معنایی ندارد چون همه مقالات ارجاع شده به یک اندازه مهم نیستند و دانشمندان چینی هم کلاً خیلی تمایل دارند که به هم ارجاع دهند ولی دادههای دیگری هم هست که نشان میدهد که چین دارد کم کم به یک قدرت علمی تبدیل میشود. مثلاً در سال ۲۰۲۳، معادل ۶۳ درصد کل اختراعات ثبت شده در حوزه هوش مصنوعی برای چین بود.
در مقایسه، آمریکا فقط ۲۰ درصد اختراعات ثبت شده در این حوزه را در اختیار داشت. حالا امیدوارم با این مثالها، قدری بهتر توانسته باشید درک کنید که دیپ سیک چطور سر برآورده و ظهور آن اصلاً اتفاقی نبوده است. به این ترتیب به بخش دوم رقابت صنعتی چین و آمریکا میرسیم و آن امنیت ملی است.

امنیت ملی
هوش مصنوعی به طور بالقوه قابلیت تغییر اساسی در دنیای ما را دارد. از آموزش بگیرید تا حمل و نقل و تا میدان جنگ. به همین دلیل است که آمریکا این حوزه را بسیار جدی گرفته و تمام تلاش خود را دارد میکند تا چین نتواند به یک قدرت هوش مصنوعی تبدیل بشود.
در سالهای اخیر، دولت جو بایدن، رئیس جمهور پیشین آمریکا، قوانین متعددی را وضع کرد تا دست چین را از پیشرفتهترین فناوریهای ریزپردازندهها که استفاده اساسی در مدلهای هوش مصنوعی دارند کوتاه نگهدارند. این اقدامات آثاری واضح هم داشتند صادرات نیمه رسانهها به چین به شدت محدود شد و حتی شرکت هلندی ESML که به طور انحصاری پیشرفتهترین ماشینهای تبدیل این نیمه رسانهها به ریزپردازندهها را تولید میکند هم در توافقی با دولت آمریکا صادرات این ماشینها به چین را متوقف کرده است.
خلاصه اینکه با این ممنوعیتها و محرومیتهای سنگینی که آمریکا بر چین وضع کرده است. این کشور تا حدی عقب نگه داشته شده اما احتیاج، مادر هر اختراعی است و این همان اتفاقی است که به طور خاص در مورد دیپ سیک شاهد آن هستیم.
شرکت دیپ سیک وقتی دید که دسترسی به پیشرفتهترین پردازندههای جهان ندارد کار خود را روی تراشههایی کم قدرتتر و ارزانتر که معمولاً برای بازیهای کامپیوتری در دنیا استفاده میشود انجام داد و مدل را روی آنها توسعه داد.
این آمریکاییها را به این فکر انداخته است که برای حفظ فاصله صنعتی خود با دیگران فقط چوب لای چرخ بقیه گذاشتن کافی نیست و باید بیشتر تلاش کرد.
این خبر سرمایهگذاری ۵۰۰ میلیارد دلاری، دو شرکت در حوزه هوش مصنوعی را که دونالد ترامپ در روز اول ریاست جمهوری اعلام کرد حتماً شنیدید. این یکی از اقدامات تازه آمریکا برای جلو رفتن و حفظ پیشتازی صنعتی در حوزه هوش مصنوعی است.
اردشیر طیبی




