
فهرست مطالب
در پنل تخصصی «بررسی چالشهای تداوم کسبوکارها در مسیر دیجیتالیشدن» ششمین همایش ملی مشاوره به کسبوکارها، دکتر علی عبدللهی، متخصص حوزه تحول دیجیتال، با تشریح موانع ساختاری و محیطی، هشدار داد: «سازمانهای ما در دام روزمرگی و مقاومت در برابر نوآوری گرفتار شدهاند. اگر امروز به فکر بازتعریف مدلهای مدیریتی نباشیم، فردا در باتلاق تحولات فناوری غرق خواهیم شد.
چالشهای سهگانه: از نیروی انسانی تا تنظیمگری ناکارآمد
عبدللهی چالشهای پیشِروی کسبوکارها را در سه لایه صنعت، اقتصاد کلان و بینالملل تحلیل کرد. در سطح صنعت، فرار مغزها و رقابت ناعادلانه با استارتاپها به عنوان اصلیترین موانع مطرح شدند. استارتاپها با ارائه جذابیتهایی همچون انعطافپذیری در ساعات کاری، امکان انجام پروژههای چالشبرانگیز و فرهنگ کاری غیررسمی و دوستانه، محیطی ایجاد کردهاند که نیروهای مستعد ترجیح میدهند به جای سازمانهای بزرگ، به سمت آنها گرایش پیدا کنند. به گفته او، سازمانهای بزرگ به دلیل ساختارهای سختگیرانه (مانند ساعت کاری ثابت و عدم انعطاف در جذب نیرو)، قادر به رقابت با استارتاپها در جذب نخبگان نیستند: «شرکتهای نوپا با ارائه آزادی عمل و جذابیتهای پروژهمحور، بهترین نیروها را از سازمانهای حاکمیتی میربایند.»
در سطح کلان، تلاطمات ارزی، تورم فزاینده و سیاستگذاریهای متزلزل، چالشهایی هستند که کنترل آنها از دست مدیران خارج است. به عنوان نمونه، واردات کارتهای گرافیک پیشرفته که برای پردازشهای پیچیده هوش مصنوعی ضروری است، به دلیل مشکلات ناشی از تحریمها و قوانین سختگیرانه گمرکی، به یک چالش بزرگ تبدیل شده است. این مسئله نه تنها سرعت اجرای پروژههای دیجیتال را کاهش داده، بلکه اعتماد بخش خصوصی به حمایتهای دولتی را نیز تضعیف کرده است. عبدللهی با اشاره به مثال عینی مشکلات واردات سختافزارهای هوش مصنوعی (مانند کارتهای گرافیک پیشرفته)، توضیح داد: «حتی دولت در تأمین نیازهای اولیه فناورانه درمانده است. وقتی واردات یک کارت گرافیک ساده به یک بحران تبدیل میشود، چگونه میتوان از بنگاههای خصوصی انتظار تحول دیجیتال داشت؟»
تنظیمگری: سدی در برابر نوآوری
عبدللهی با انتقاد از عملکرد نهادهای تنظیمگر، به ویژه در حوزه مالی و بانکی، تأکید کرد: «رگولاتورهای ما به جای تسهیلگری، با نگاه امنیتی و محدودکننده، نوآوری را خفه میکنند.» او همچنین به مشکلات تنظیمگری در سایر حوزهها اشاره کرد و گفت: «در صنعت فناوری اطلاعات، قوانین سختگیرانهای برای صدور مجوزهای نرمافزاری وجود دارد که شرکتهای داخلی را در مقابل رقبای خارجی آسیبپذیر کرده است. همچنین، در بخش انرژیهای تجدیدپذیر، فرآیند طولانی اخذ مجوز برای نصب پنلهای خورشیدی، سرمایهگذاران را از ورود به این حوزه منصرف کرده است.» او به تجربه شخصی خود در همکاری با بانک مرکزی اشاره کرد و توضیح داد: «در طراحی سندباکسهای نظارتی، قرار بود فضایی برای آزمایش ایدههای نوین فراهم شود، اما فشارهای سیاسی و توصیههای غیرکارشناسی، این پروژهها را به کاغذبازیهای بیثمر تبدیل کرد.»
راهکارهای عملیاتی: از دانشگاه تا سندباکس
عبدللهی چهار راهکار کلیدی برای عبور از این چالشها ارائه داد:
۱. بازتعریف رابطه صنعت و دانشگاه: ایجاد پلهای ارتباطی بین صنعت و آکادمی با تعریف پروژههای مشترک و جذب دانشجویان در قالب کارآموزی. او مثال زد: «در دانشگاه شهید بهشتی، دانشجویان مستعد حاضرند حتی با حداقل دستمزد، در پروژههای واقعی مشارکت کنند. این ظرفیتِ مغفولمانده، کلید حل بحران نیروی انسانی است.» همچنین، در دانشگاه صنعتی شریف پروژههایی تعریف شدهاند که با حمایت مستقیم صنایع بزرگ انجام میشوند. این تعاملات نه تنها باعث ایجاد نوآوریهای عملی شدهاند، بلکه فرصتی برای دانشجویان فراهم کردهاند تا مهارتهای عملی خود را توسعه دهند. در خارج از ایران، نمونهای از این همکاریها در دانشگاه استنفورد دیده میشود، جایی که شرکتهایی مانند گوگل و اپل پروژههای مشترک با دانشجویان تعریف میکنند و از دستاوردهای آن برای بهبود محصولات خود بهره میبرند.
آگهیهای استخدام و کاریابی در صنعت چاپ و بستهبندی را در اینجا مشاهده کنید!
۲. مدیریت دادهمحور منابع انسانی: استفاده از تحلیل دادهها برای شناسایی دلایل واقعی ترک نیروها. به گفته او، در یک پروژه پژوهشی ۶ ماهه، مشخص شد بیش از ۶۰ درصد کارکنان شرکتهای فناوری به دلیل «عدم امنیت شغلی» سازمان را ترک میکنند، نه حقوق پایین.
۳. تمرکز بر SMEها: کسبوکارهای کوچک و متوسط به دلیل چابکی و انعطافپذیری، میتوانند پیشقراول تحول دیجیتال باشند. عبدللهی تأکید کرد: «SMEها نیازی به عبور از لایههای پیچیده بوروکراسی ندارند. یک تیم ۱۰ نفره میتواند سریعتر از یک سازمان ۵۰۰ نفره به نوآوری برسد.»
۴. پیوستن به سندباکسهای تنظیمگری: علیرغم انتقادات، او پیوستن به اکوسیستمهای آزمایشی مانند سندباکس بازار سرمایه را راهی برای کسب مجوزهای سریع و جذب سرمایه دانست.

نقدی به اجرای ناقص تحول دیجیتال
عبدللهی با اشاره به تجربه شکستخورده تحول دیجیتال در برخی بانکها، هشدار داد: «بسیاری از مدیران ارشد، تحول دیجیتال را با «اتوماسیون اداری» اشتباه میگیرند. این فرآیند نیازمند بازنگری در مدل کسبوکار، فرهنگ سازمانی و حتی روابط ذینفعان است.» او به پروژههای نیمهکاره ای اشاره کرد که با تغییر دولتها متوقف شدهاند: «تا زمانی که تحول دیجیتال به یک «تعهد فراجناحی» تبدیل نشود، هر تغییر سیاسی، دستاوردهای گذشته را نابود خواهد کرد.»
عبدللهی در پایان، تحول دیجیتال را نه یک انتخاب، که یک اجبار استراتژیک برای بقای اقتصاد ایران خواند و تأکید کرد: «مسیر سخت است، اما نشدنی نیست. کلید موفقیت، همکاری سهجانبه دولت (به عنوان تسهیلگر)، بخش خصوصی (به عنوان موتور محرکه) و دانشگاهها (به عنوان تأمینکننده دانش) است. اگر امروز اقدام نکنیم، فردا نه تنها از قافله جهانی عقب میمانیم، بلکه حتی قادر به حفظ وضعیت موجود نخواهیم بود.»




