
مرتضی تفرشی
انتخابات ۲۶ فروردین با حضور چشمگیر اعضای صنف چاپخانهدار، صحاف و تابلوسازان تهران رویدادی کمنظیر و بهیادماندنی در تاریخ انتخابات این صنوف بود که بهویژه در پی اختلافات بالاگرفته در آستانه روز رأیگیری، باید به مثابه نقطه عطفی در همبستگی خانواده چاپ به شمار آید.
فضای دوقطبی زیر سایه اختلافات گذشته
روند شکلگیری این دور از انتخابات، از مرحله ثبتنام کاندیداها تا تغییر قانون انتخابات صنفی (کاهش تعداد اعضای هیات مدیره به ۳ نفر) و تا تشکیل ائتلافها و برگزاری کمپینهای تبلیغاتی، زیر سایه اختلافات دوره گذشته، حالتی دوقطبی پیدا کرد که هر چه به زمان برگزاری انتخابات نزدیکتر میشد، لحن و شدت کشمکشها هم تندتر میشد که در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی مرتبط به خانواده چاپ، فضا را پرالتهاب میکرد.
اما روز ۲۶ فروردین، حتی بیش از آغاز رأیگیری در محل خیریه بنیس، ابتدای خیابان شریعتی، فضا دگرگون شد. نسیم مهربانی وزیدن گرفت و لبخندها، احوالپرسی و روبوسی همکاران، حتی دل رهگذران را نیز شاد میکرد. حضور پرشمار چاپخانهداران، صحافان و تابلوسازان در صف طویل و دستههای چندنفری، فضایی متفاوت خلق کرد که حتی افرادی از طرفداران شناختهشده از دو گروه رقیب، با صورت خندان و گفتوگوی دوستاانه و شوخی و ملاطفت، باهم دیدار میکردند.
همه شواهد نشان میداد که خانواده چاپ با انتخاباتی متفاوت روبهروست و همگان به اهمیت رأی خویش آگاه و برای پاسداری از آن هشیارند. گرچه بعضی تحرکات و تحریکات جزئی اینجاوآنجا به نظر میرسید، اما در فضای دوستانهای که در پیادهرو خیابان شریعتی موج میزد، مثل رطوبتی که باروت را بیاثر میسازد، آنها را منفعل میساخت.
بازسازی اعتبار و تصویر تخریبشده صنف
رفتار عموم صنف که حاکی از نوعی بلوغ و مبتنی بر حرمت خانواده بزرگ چاپ بود، حتی کاندیداها و مبلغان ملتهب آنها را آرام گردانید. هیچ حرکت تند یا بیاحترامی، حتی کنایه و حرف نیشدار در روز بهاری ۲۶ فروردین زیر سایه درختان چنار خیابان شریعتی، خریدار نداشت و همدلی کسی را برنمیانگیخت. چند تن از مدیران چاپخانههای بزرگ که آن روز در سفر خارج کشور بودند، با دیدن عکسهایی که همان لحظه و بهصورت “هماکنون…” به اشتراک گذاشته میشد، شوک شده بودند، زیرا آن صمیمیتها و نزدیکی بین هواداران دو ائتلاف قطبی شده، هیچ شباهتی به آنچه در گروههای واتساپ و تلگرامی دیده بودند، نداشت!
خانواده هنرآفرین چاپ با مهرورزی، تدبیر و خرد جمعی، با پایان گرفتن تبلیغات انتخاباتی، آن فضای دوقطبی را درنوردید و پرچم دوستی و یکرنگی را برافراشت. این فضا البته بههیچوجه مانع از استقلال نظر و حمایت از کاندیدای مورد نظر اعضا نبود. رقابت در عین رفاقت، الگویی بود که خانواده چاپ به نمایش گذاشت تا هم تیرگی روابط گذشته را رنگی روشن بزند و هم تصویر تخریبشده صنف چاپ را نزد طرفهای دیگر در بخش دولتی و نهادها و صنوف دیگر، به نحوی خردمندانه بازسازی کند.
این درک مشترک که بینقشه و تدبیر و به برکت “روح جمع” شکلگرفته بود، با حضور چهرههایی از پیشکسوتان و معتمدین خانواده چاپ، قوام مییافت و بسیاری از رأیدهندگان را یک یا چند ساعت در محل نگه میداشت که صحنههایی دلپذیر از دیدار دوستان قدیمی، استاد و شاگرد، شریک و همسایههای سابق و یادهای خاطرهانگیز از چهرههای ماندگار و تأثیرگذار پدید میآورد.
بالاترین نرخ مشارکت اعضا
تاکنون هیچ انتخاباتی در اتحادیه چاپخانهداران و صنوف مرتبط، به این درجه از گرمی و شور و چنین نرخ بالای مشارکتی مشاهده نشده بود. حضور بیش از دوسوم رأیدهندگان در نوبت اول، آنهم پس از تعطیلات طولانی نوروزی و کسب بیش از دوسوم آرا در همان نوبت اول، رکوردی بود که مشابهی برای آن در خاطر اغلب حاضران در آن کارزار نبود.
۲۶ فروردین ۱۴۰۴ روز نمایش بلوغ و خرد ورزی خانواده چاپ و بازسازی ساختار و دوری از کژآئینی و دشمنی و نیز انتخاب دوستی و اتحاد و همدلی بود.
تمکین به آرا و روح جمع
روز قبل از انتخابات، شاید بعضی طرفداران هردو ائتلاف رویای کنار زدن طرف دیگر و قبضه اتحادیه را در سر میپروراندند، اما روز بعد از انتخابات، یکباره همدلی به مثابه ضرورتی ناگزیر، سایه آرامبخش خود را بر سر طرفین گسترانید. نتایج آرا راهی جز تمکین به آرای اعضا و همکاری برای هر دو ائتلاف باقی نمیگذاشت، یکی از طرفها با رأی بالای دوسوم، به ریاست رسیده بود و هماورد او، حالا در سمت نایبرئیس قرارگرفته بود. علیرغم پیشگویی بعضی از ناظران که بابک عابدین ناگزیر استعفا خواهد داد، دیدیم که تحت تأثیر روح جمع و خواست عمومی صنف، بدون احساس شکست و نگرانی از شأن و جایگاه خویش، بادل خوش به نفر اول تبریک گفت و اظهار امیدواری کرد که در کنار احمد ابوالحسنی و مصطفی ابراهیمی آنچه را شایستهشان و منزلت خانواده بزرگ چاپ، صحافی و تابلوسازی است، محقق سازد.
باشد که در سایه انتخابات بهیادماندنی ۲۶فروردین، خانواده بزرگ چاپ، صحافی و تابلوسازان تهران، جایگاهی شایسته این صنوف فرهنگی و خدمتگزار اقتصاد د و صنعت کشور را احراز کند و شاهد توسعه همهجانبه و برونرفت از بحرانها باشد. چنین باد!



