دیدگاه‌هاصنفی

امیدوارم پیش‌بینی من برای ۱۴۰۴ تحقق پیدا نکند!

محسن جاوید –مدیرعامل مجتمع چاپ و بسته‌بندی چاوک

ما در شرایطی مشغول به کار هستیم که ثبات و امنیت اقتصادی برقرار نیست و هرگونه پیش‌بینی منوط به این است که در سیاست اقتصادی کشور چه اتفاقی رخ خواهد داد. به نظر می‌رسد جامعه ایران دارد درس عبرتی می‌شود مثل ونزوئلا، چرا که ما هر روز بدون رشد درآمد، فقیرتر می‌شویم.

محسن جاوید –مدیرعامل مجتمع چاپ و بسته‌بندی چاوک

واقع‌بین باشیم

علیرغم اظهارنظر اولیه که بدبینانه و البته مبتنی بر واقعیت‌های عینی است، سعی می‌کنم جدا از پیش‌داوری در انتظار سمت‌وسوی آینده باشم. اما به‌ هرحال سال آینده سرنوشت تمام صنایع تولیدی و صنایع پشتیبان مثل چاپ، شرایطشان وابسته به جو سیاسی–اقتصادی است. آیا تولید به شکل کنونی یعنی رو به افول خواهد رفت یا برعکس، با اتفاقات مثبت شاهد رونق اقتصادی خواهیم بود؟

اگر چرخ اقتصادی راه بیفتد، سفارش چاپخانه‌ها و تقاضا برای چاپ بالا خواهد رفت. ولی شواهد در همین روزها دلگرم‌کننده نیست. واقعیت موجود این است که به خاطر تورم شدیدی که از ابتدای سال تا آخر سال ۱۴۰۳ از سر گذرانده‌ایم، اکنون رقم فاکتورهای چاپخانه‌ها بسیار بالا رفته است، در حالی‌که اصلاً به سطح سال‌های گذشته نمی‌رسد و چاپخانه‌ها در شرایط سخت اقتصادی به سر می‌برند. جالب است وقتی این عدد بالا می‌رود، طمع سازمان‌هایی مثل اداره مالیات، شدت می‌گیرد و چاپخانه‌ها تحت‌فشار قرار می‌گیرند.

ریسک چاپخانه‌ها

مجموع پارامترهایی که در کسب‌وکار خود می‌بینیم، چشم‌انداز مثبتی در برابر ما نمی‌گشاید، مگر این که به‌طور غیرمترقبه نسیم رونق اقتصادی وزیدن بگیرد و موانع تولید برداشته شوند (مثلاً مواد مصرفی با سهولت در دسترس قرار گیرد).

برخلاف شعارهای حمایت از تولید که چندین سال به‌عنوان شعار سال مطرح شد، طی همه این سال‌ها، تولید تحت‌فشار بوده است، به ‌هرحال شرایط به‌گونه‌ای است که با کاهش قدرت خرید، کاهش حجم سفارش چاپ و بسته‌بندی، رقابت چاپخانه‌ها شدت خواهد گرفت. بنابراین شرایط خوبی در برابر صنعت چاپ نمی‌بینیم.

آیا خدمات تخصصی بازار امن‌تری دارند؟

با توجه به تخصصی بودن کار چاپخانه ما که به چاپ هیبرید اختصاص دارد، گمان می‌رود شاید بتوانیم تا حدی خود را از آسیب رقابت و قیمت‌شکنی دور نگه داریم. چون خدمات هیبرید، روندی پیشرفته و مقبول بازار است. هیبرید در کار ما به معنای ورنی واتربیس و UV است که تکنیکی پرقلق است. خیلی از چاپخانه‌ها با وجود داشتن امکان انجام خدمات هیبرید، از انجام آن خودداری می‌کنند و ترجیح می‌دهند به‌جای درگیر شدن در پیچیدگی فن آن، سفارشات هیبرید را برون‌سپاری کنند. به‌ اختصار بگویم که اگر کار هیبرید به‌خوبی انجام نشود، به علت از دست دادن رطوبت مقوا احتمال ترکیدگی مقوا پس از چاپ واتربیس و UV بسیار بالاست.

با این توضیحات به نظر می‌رسد ما می‌توانیم حریم امنی داشته باشیم، زیرا در این عرصه، رقابت مثل کارهای معمول چاپ چهاررنگ دو ورقی نیست. اما کار ما هم از شرایط اقتصادی تهدید می‌شود. بحث محدود بودن بازار را باید در نظر گرفت. آیا مشتریان ما توان پرداخت هزینه کارهای تکمیلی و تزئینی را دارند؟

ما مشتریانی داریم که هرسال توان اقتصادی آن‌ها دارد کاهش پیدا می‌کند. اگر سال آینده با همین شیب سقوط اقتصادی ۱۴۰۳ ادامه یابد، تمایل به چاپ هیبرید خواهد بود، ولی توان پیاده‌سازی و تحقق آرزوها را ندارند.

در نتیجه وضعیت بد اقتصادی و بالا رفتن هزینه‌های تولید، تمایل کارهای تکمیلی و تزئینی مثل طلاکوب، هیبرید و امباس و غیره، سرکوب می‌شود و به ‌تدریج از سفارش‌ها حذف می‌شوند. بنابراین سفارشات ما هم خودبه‌خود کم می‌شود و می‌تواند به رقابتی بین واحدهای تخصصی محدود منجر شود.

روند معکوس در بازار چاپ

جالب است به اطلاع برسانم که طی پنج، شش سال گذشته، شاهد روندی برعکس بوده‌ایم. اگر پنج سال پیش، اغلب تولیدی‌ها برای رقابت در قفسه فروشگاه، به فکر تقویت کارهای تکمیلی و تزئینی روی بسته‌بندی‌هایشان بودند و در حال کوچ از چاپ چهاررنگ ساده به کارهای چشمگیرتر و مرغوب‌تر بودند، امروز شاهد کوچ معکوس هستیم. به‌جای چاپ طلایی رنگ پنجم، مثلاً سعی می‌کنند، رنگ طلایی را با چهاررنگ بسازند و بعضی از عملیات پس از چاپ را حذف کنند. دلیل آن‌ هم فقط هزینه‌های بسته‌بندی است. چون به‌خاطر پایین آمدن قدرت خرید مردم، رقابت در قفسه، بیش از چشمگیر بودن بسته‌بندی، به قیمت روی آن کشیده شده است.

بد نیست بدانید قیمت یک جعبه که پنج سال پیش ۸۰۰ تک تومانی بود، اکنون ۴۸۰۰ تومان فی می‌خورد. به‌ ظاهر بهای هر جعبه خیلی بالا رفته ولی سود ما نسبت به پنج سال پیش کمتر از یک ‌سوم یا حتی یک ‌چهارم شده است که آن ‌هم به ‌جای نقد، چند ماهه می‌گیریم.

بودن یا نبودن

حالا که صحبت از هزینه و درآمد شد، اجازه بدهید دقیقاً به دستمزد چاپ اشاره ‌کنم که تصویر عینی از وضعیت چاپخانه‌ها ارائه می‌دهد. دو دهه پیش اجرت یک دور چاپ چهاررنگ دوورقی، ۶۵ هزار تومان بود، در آن تاریخ، یک سکه تمام بهار آزادی ۷۵ هزار تومان بود. یعنی اگر یک چاپخانه دو دستگاه یا ۵۰ هزار چاپ می‌کرد، معادل ۹ سکه تمام درآمد داشت. اکنون دور چاپ دوورقی را بگیرید ۵-۴ میلیون تومان، در نهایت از صبح تا شب را کار کنید ۵۰-۴۰ میلیون فاکتور می‌کنید یعنی کمی بیشتر از یک نیم‌سکه! همین مقایسه ساده، شدت و شیب فقیر شدن چاپخانه‌ها را نشان می‌دهد و به ‌اندازه کافی گویاست که چاپ چقدر رو به اضمحلال رفته است. زمانی چاپخانه‌ها در شمار حرفه‌های ثروتمند بودند، الان نگران پرداخت دستمزد کارگران خود هستند. این روند مساله بودن یا نبودن این کسب‌وکار را مطرح ساخته است. برآورد هزینه و فایده ما را به این نقطه می‌رساند که آیا تداوم کار مبتنی بر تولید اصلاً منطقی است؟

آیا مشتریان چاپخانه وضع بهتری دارند؟

هی شنیده می‌شود که صنایع غذایی، دارویی، بهداشتی و آرایشی و غیره وضع خوبی دارند و قیمت محصولات خود را هر بار بالا می‌برند ولی به چاپخانه که می‌رسند، حاضر نیستند بهای منطقی چاپ را بپردازند. آیا این سخن درست است؟ البته تا حدی درست است. اما توجه کنیم که همه واحدهای غذایی یا دارویی وضع یکسانی ندارند، هر کدام را باید در شرایط خود سنجید. شرکت‌های دارویی هم در دریافت طلب‌های خود مغبون می‌شوند. بعضی محصولات آن‌ها (مثل مکمل‌ها و ویتامین‌ها) به خاطر پایین آمدن قدرت خرید جامعه، فروش نمی‌رود. چون آن‌ها هم یک قوطی ۳۰ هزار تومانی را حالا باید ۲۲۵ هزار تومان قیمت‌گذاری کنند. تولید کمتر، آن‌ها را هم بحران‌زده می‌کنند. یکی از مشتریان ما که محصولات آرایشی تولید می‌کند، می‌گفت فروش شب عید امسال آن‌ها تنها ۱۵ درصد فروش سال گذشته بوده است. یک شرکت دارویی قبلاً ۵۰۰ هزار جعبه در سال سفارش می‌داد، امسال ۱۵۰ هزار جعبه داشت. این‌ها نشانه‌هایی از یک اقتصاد ویران است که روی سر همه ما خراب می‌شود.

 برای خرید و فروش ماشین‌آلات، تجهیزات و مواد مصرفی کلیک کنید!

با خود تحریمی‌ چه کنیم؟

صنایع تولیدی و چاپخانه همه با هم در گرداب مشکلات اقتصادی گرفتارند. هم تولیدی‌ها و هم چاپخانه‌ها مشکل تأمین نقدینگی دارند، قربانی عدم همکاری بانک‌ها هستند و مواد اولیه در گمرک گیر می‌کند. همه باهم در برابر کارشکنی‌های عوامل فرصت‌طلب زیان می‌بینند و هزینه‌های ناخواسته و غیراخلاقی را مجبور می‌شوند بپردازند. همه مشکلات را معمولاً دولت به تحریم‌های خارجی نسبت می‌دهد ولی درباره خودتحریمی چه باید گفت؟ وقتی ما یک سفارش از خارج کشور داریم و وزارت ارشاد مشکلاتی جلوی پای ما می‌گذارد که انجام آن غیرممکن است. مثلاً از ما می‌خواهند مجوز بهداشت آن کشور را بیاوریم که از توان ما خارج است. از طرفی ما اتحادیه قدرتمندی نداریم وگرنه اداره مالیات نمی‌توانست این‌قدر به پروپای چاپخانه‌ها بپیچد. ما هرچه داریم صرف هزینه‌ها و دستمزد کارگران و تأمین مواد اولیه می‌کنیم و اگر چیزی بماند، آن را باید دودستی تقدیم دولت و سیستم مالیات کنیم.

اگر این روند ادامه یابد برای سال ۱۴۰۴ نمی‌توانیم پیش‌بینی روزهای روشن داشته باشیم. ما ظرف ۶ ماه گذشته، حدود ۵۰ درصد فقیرتر شده‌ایم و اگر این روند ادامه یابد، چه پیش‌بینی‌ای می‌توانیم داشته باشیم؟ در حالی‌که تحریم‌ها قرار است شدت بگیرد، بنابراین فرصت‌های صادراتی بازهم محدودتر و امکان تأمین مواد مصرفی مناسب و به‌ موقع و با قیمت مناسب، دور از دسترس خواهد بود. این روند اجازه خوش‌بینی به ما نمی‌دهد. با این ‌همه باز هم آرزومندم که خرد و منطق راهنمای عمل دولتمردان قرار گیرد و پیش‌بینی بدبینانه من تحقق پیدا نکند.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا