
حوزهی اصلی فعالیت بنیاد قلمچی، آموزش است؛ اما این بنیاد فراتر از آموزش و آزمون، نهادی تأثیرگذار در حیات اجتماعی ایران است و بهویژه در خانواده بزرگ چاپ، بهعنوان بزرگترین سفارشدهنده کتابهای آموزشی و نیز ناشر نشریات متنوع، دارای مخاطبان پرشمار در سراسر کشور، شناختهشده است و تعامل گستردهای با چاپخانهها دارد.
یافتهها و داشتههای بنیاد قلمچی وقف آموزش شده است و حوزه کار به آزمون محدود نشده، بلکه تکتک داوطلبان را در مسیر درس خواندن هدایت و در صورت نیاز، حمایت میکند. بنیاد قلمچی مأموریت خود را با فراگیری درس و موفقیت در آزمون پایانیافته نمیداند، بلکه به فکر مدرسه و مکان درس خواندن دانشآموز هم هست، چراکه مقدم بر آزمون و بسیار زودتر از آن، فرزندان این سرزمین به مدرسه و فضای آموزشی نیاز دارند و کتاب و کتابخانه میخواهند. بنابراین همتی مثالزدنی در مدرسهسازی به خرج میدهد.
بنیاد قلمچی حتی به کیفیت آموزش داوطلبان از سطح ابتدایی توجه دارد، و پیشقدم هوشمندسازی کلاسها در مدارس روستایی و شهرهای دورافتاده است. اما هنوز هم مأموریت خود را تمامشده نمیداند. این بنیاد با شناخت نیاز دانشآموزان، برای کسانی که نیاز داشته باشند، بورسیه مقرر میکند. شمار قابلتوجهی از مقطع ابتدایی تا پایان دبیرستان، بورسیه قلمچی هستند.
آموزش، اساسیترین دغدغه قلمچی است؛ آموزش مؤثر و فراگیر، اما او در هیچ کاری سرسری و باری به هر جهت وارد نمیشود. قلمچی آخرین نظریهها و مطالعات در حوزه آموزش را در منابع معتبر و دستاول دنبال میکند و تازهترین کتابها و گزارشها را در این زمینه مطالعه میکند. بهطوریکه در هر نشستی متوجه مطالعات و یافتههای جدید او در این زمینه میشوی.
او به ارزش مدرسه و کتاب و معلم و امکانات آموزشی آگاه است؛ فواید و کمبودهای آموزش از راه دور برای دانشآموزان را میشناسد و به تأثیر جدی آموزش حضوری و تعامل دانش آموزان در دبستان، توجه میدهد.
به بهانه افتتاح پانصدمین مدرسه قلمچی، دیدار و گپ و گفتی با کاظم قلمچی داریم که تازه از دارخوین و آبادان برگشته است.
پانصدمین مدرسه قلمچی ویژگی خاصی داشت؟
من در مراسم افتتاحیه صحبتی کوتاه داشتم و دو نکته گفتم که از ته قلب به آن باور دارم؛ «اول اینکه همه مردم ایران مدیون خوزستان هستند و دوم از انگیزه مسئولان آموزشوپرورش و حمایت مردم محلی که بانی ساخت این مدرسه بودند، باید تقدیر شود.» همه دیدیم که در جنگ ۸ ساله، چه بلایی سر خوزستان آمد و چقدر مردم شهرهای مرزی خوزستان و بعدها، شهرهای مرزی غرب کشور، آسیب دیدند و آوارگی و آسیبهای مختلف و از دست دادن عزیزانشان را متحمل شدند. دارخوین همسالها منطقه جنگی بود. اینکه پانصدمین مدرسه- که رویدادی شاخص قلمداد میشود- در خوزستان افتتاح میشد، نیز برای ما حائز اهمیت بود، زیرا بیشترین تعداد مدرسه را در استان خوزستان ساختهایم.
آیا خوزستان نسبت به استانهای دیگر نیاز بیشتری به مدرسه داشته است؟
ساخت مدرسه در مناطق محروم، یکی از اولویتهاست، ولی ما به تجربه دریافتهایم که باید جایی وارد کار شویم که مسئولان آموزشوپرورش محلی، خودشان پیشقدم شوند و فعال باشند، تجربه نشان داده است که چنین پروژههایی موفقتر هستند. اینکه ما خودمان از ابتدا تا انتهای کار را انجام دهیم، آنقدر مؤثر نیست، وقتی آموزشوپرورش و نوسازی خودشان درگیر باشند، به این معناست که نیاز را احساس کرده و دستبهکار شده و خواهان پیشرفت پروژه و تکمیل مدرسه هستند. به نظر من، مهمترین از هر فاکتور دیگری، باید به انگیزه و حرکت مسئولان محلی بها بدهیم.

بورسيه دانشآموزان و دانشجويان
بورسيه بيش از ۱,۵۰۰,۰۰۰ دانشآموز از سراسر کشور بهويژه روستاها و شهرهاي کوچک و مناطق کمبرخوردار.
بورسيه کمک هزينه تحصيلي ۴۳,۴۰۰ دانشآموز.
بورسيه کمک هزينه و کتاب براي ۴۰,۲۱۱ دانشجوي ممتاز دانشگاهها.
انجام ۶۷۳ پروژه شامل مدرسه، کتابخانه و خوابگاه پروژههاي دانشگاهي در کشور
ساخت و تکميل ۵۰۰ مدرسه
ساخت و تکميل ۵۰۰ مدرسه (۱۸۵۷ کلاس درس) روستايي و شهري در ۲۸ استان کشور توسط بنياد قلمچي از سال ۷۹ تاکنون انجام و به دانشآموزان اهدا شده که سالانه بهرهمندي بيش از ۸۵,۰۰۰ دانشآموز از اين فضاهاي آموزشي را فراهم آورده است.
ساخت و تکميل ۷۵ کتابخانه
۱۵ کتابخانه دانشگاهي و ۶۰ کتابخانه عمومي در شهرها و روستاهاي ۱۹ استان کشور
انجام ۹۸ پروژه دانشگاهي (ساخت، تکميل و تجهيز)
ساخت، تکميل و تجهيز خوابگاهها، سالنهاي مطالعه و همايش دانشگاهي اعم از دانشگاههاي دولتي و دانشگاه فنيوحرفهاي کشور در ۲۲ استان
هوشمندسازي ۵۱۲۳ کلاس درس
طي ۱۲ سال گذشته، هوشمندسازي ۵۱۲۳ کلاس درس در ۳۵۳۸ مدرسه روستايي و شهري اغلب استانهاي کشور (۲۹ استان) انجام شده که به موجب آن در مجموع تاکنون بيش از ۵۰۰,۰۰۰ دانشآموز از اين تجهيزات فناورانه بهرهمند شدهاند.
اهداي ۱۵ ميليون جلد کتاب
اهداي بيش از ۱۵,۰۰۰,۰۰۰ جلد کتاب به دانشآموزان بورسيه، مدارس، معلمان و دبيران، کتابخانههاي دانشگاهي، عمومي و مراکز علمي و فرهنگي با هدف توسعه دانش، آموزش و فرهنگ کتابخواني
آیا برای ساخت مدارس یا مشارکت در ساخت، اولویتی در نظر میگیرید؟
اوایل کار حساسیت داشتیم که مدرسه ابتدایی دخترانه بسازیم، بهویژه ازآنجهت که در آن سالها (دهه هفتاد) هنوز در بعضی مناطق، تعداد مدارس دخترانه و دانشآموز دختر، کمتر از پسران بود، ما اولین مدرسه را در سال ۱۳۷۸ در یافتآباد ساختیم که مدرسهای دخترانه بود. کمکم وضع تغییر کرد و ما اکنون چنین حساسیتی نداریم، چه مدرسه ابتدایی، چه دبیرستان و چه خوابگاه و مدرسه عشایری. فقط کافی است که خود مسئولان آموزشوپرورش محلی علاقهمند باشند و مشارکت کنند. هر جا این پیشقدمی باشد، ما همکاری میکنیم. مسئولان نوسازی آموزشوپرورش خوزستان از این نظر، خیلی باانگیزه عمل کردند.
آیا جلب مشارکت مردمی، اقدام بهتری نیست؟
البته که مشارکت مردمی نقش بسزایی در مدرسهسازی دارد. اما تجربه ما نشان میدهد که وقتی مسئولان اداره آموزشوپرورش پایکار باشند، ازهرجهت مؤثرتر است. خوشبختانه مشارکت مردمی برای مدرسهسازی در جامعه ما خیلی دلگرمکننده است. جالب است که این علاقهمندی را در همکاران بنیاد قلمچی هم بهوضوح میتوان دید. بهطوریکه بعضی همکاران بنیاد قلمچی خود بهطور مستقل وارد میدان شده و با جلب حمایت دوستان و فامیل، مدارسی ساختهاند. همین آقای معدندار که همکار قدیمی بنیاد قلمچی هستند و در انجام پروژهها نقش دارند، بهاتفاق چندتن از آشنایان خودشان، اخیراً پنج مدرسه ساختهاند. آقای معدندار بهاتفاق همسرشان دو مدرسه در سیستان و بلوچستان ساختهاند، دوستانشان هم سه مدرسه ساختهاند همکاران بنیاد با جلب حمایت دوستان و آشنایان خود بهصورت جداگانه در ساخت نزدیک به یکصد مدرسه، همکاری داشته است.
اشاره کردید که اولین مدرسه را در سال ۱۳۷۸ در یافتآباد ساختید و بعد این فعالیت را ادامه دادید. آیا از سال ۱۳۸۴ که بنیاد قلمچی بهعنوان وقف عام ثبت شد، مدرسهسازی رشد بهتری یافته است؟
از سال ۷۸ تا سال ۹۵ (یعنی ۱۰ سال پس از وقف بنیاد) ما حدود ۶۰ مدرسه ساختیم. از سال ۹۵ تاکنون ما ۴۴۰ مدرسه دیگر ساختهایم. این اقدامات در راستای اهداف بنیاد قلمچی یعنی هزینه کردن درراه کمک به آموزش صورت میگیرد ولی آنچه موجب شتاب گرفتن مدرسهسازی ما شد، رویکرد جدید ما بود و الآن اولویت ما تکمیل پروژههای نیمهتمام آموزشوپرورش است، تا منابع کشور حفظ شود و سرمایهگذاریها و منابع هزینه شده، معطل نمانند و به بهرهبرداری برسند.
آیا مدارسی که ساختهشده، سالها بعد سرکشی میشوند که آیا بهدرستی از آنها بهرهبرداری میشود یا نه؟
اوایل به هر مدرسه سرکشی میشد، بعد که تعداد مدارس زیاد شد، کمتر این کار صورت میگرفت. بههرحال بیخبر نیستیم و چون بیشتر این مدارس با مشارکت و پیشقدمی آموزشوپرورش انجامشده، اطمینان داریم که بهخوبی بهرهبرداری میشوند.
آیا هنوز نیاز به مدرسهسازی هست؟
سرانه فضای آموزشی مدارس در ایران کمتر از ۵/۵ مترمربع است. استاندارد بینالمللی حدود ۸ مترمربع است. در خوزستان هنوز هم سرانه فضای آموزشی بسیار پایین است. سرانهی فضای آموزشی در دارخوین بعد از افتتاح مدرسه جدید، تازه به حدود ۵/۴ مترمربع رسیده است. عدم تعادل بین استانها و شهرهای مختلف هم وجود دارد. هنوز در خیلی از شهرها، مدارس دو شیفته و در مواردی سه شیفته هستند.
در بعضی استانها که نرخ رشد جمعیت بیشتر و مهاجرت بیشتر است، مثل سیستان و بلوچستان، شاهد فقر فضای آموزشی هستیم.
هنوز مدارس سنگی هم داریم؟
یکی از برنامهها برچیدن مدرسههای کانکسی، و مدارس سنگی است. بهجای آنها باید مدارس مناسب تأسیس شود. ولی مسأله دیگری هم در ایران هست؛ پراکندگی روستاها و شهرهای کوچک که با کشوری مثل ترکیه تفاوت دارد. پراکندگی جمعیت در کشور پهناور ایران بیشتر است. در مناطقی برای ده، دوازده خانوار باید مدرسه تأمین کرد.

آیا شما مطالعهای درباره مناطق شهری و روستایی و مناطق نیازمند انجام میدهید که منجر به مکانیابی برای تأسیس مدرسه باشد؟
نه. ما این بخش را به خود آموزشوپرورش سپردهایم. آنها خود میدانند کجا نیاز هست و هر جا که بسازند و نیاز به کمک باشد و ما بتوانیم، حتماً کمک میکنیم. اگر مردم مشارکت نداشته باشند، نتیجه کار هم خوب از آب درنمیآید. برای مثال روستای ارتشآباد و قهوج، جایی بودند که ۴۰ سال پیش هم خرابشده بود. ما در آنجا بعد از زلزله رفته بودیم و مدرسه ساخته بودیم. آنجا دیدیم هنوز تختهسیاه روی زمینمانده است و معلم آنجا گلایه داشت که وقتی مدرسه را ساختهاند، چرا تختهسیاه (سبز) را به دیوار میخ نکردهاند!!
آنجا با پدیده تأملبرانگیزی روبرو شدیم. وقتی ما همه کار را بکنیم و خود مردم و مسئولان محلی مشارکت نداشته باشند، انگار قدر آن را نمیدانند و حتی توقعات دیگری هم پیدا میشود. درصورتیکه وقتی مشارکت باشد، کارها بهتر و زودتر پیش میرود و نگهداری از مدرسه هم بهتر صورت میگیرد.
شما در بعضی شهرها اقدام به هوشمندسازی کلاسها کردهاید. اولاً این هوشمندسازی به چه معناست و ثانیاً در این مورد، چه کلاسها یا مناطقی را انتخاب میکنید؟
هوشمندسازی موردنظر ما عمدتاً شامل ویدیو پروژکتور، لپتاپ، صفحه هوشمند و لوازم جانبی میشود. این بسته برای یک کلاس الآن حدود ۷۰ میلیون تومان هزینه دارد. در این مورد هم مثل خود مدرسهسازی، جایی اقدام میکنیم که خانوادهها یا انجمن اولیا و مربیان پیشقدم شوند یا مشارکت کنند و بخشی از هزینه را بپردازند. از وقتیکه این برنامه را اعلام کردیم، استقبال بیشتر شد. ما شرط گذاشتیم در صورتی که نیمی از هزینه هوشمندسازی کلاسها توسط خانوادهها تأمین شود، بنیاد قلمچی هم نیم دیگر هزینه را تقبل میکند. ابتدا انتظار میرفت که اولیا استقبال نکنند ولی یکباره و در همان آغاز این روش، در استان چهارمحال و بختیاری، برای هوشمندسازی بیش از صد کلاس، نیمی از هزینه را تأمین کردند. (آن موقع هزینه هوشمندسازی هر کلاس ۱۶ میلیون تومان بود.)
ما الآن ۵۰۰۰ کلاس درس را هوشمندسازی کردهایم، درحالیکه حدود ۵۰۰ هزار کلاس در کشور وجود دارد، یعنی یکدرصد کلاسها هوشمندسازی شدهاند. ما سالی هزار کلاس را با مدل مشارکتی هوشمندسازی میکنیم.
جالب است که در مناطق محروم مردم برای این کارها داوطلبانه پرداخت میکنند.
در «زیرکوه» در نقطه صفر مرزی، مردم داوطلبانه برای هوشمندسازی کلاسها پول میپردازند و حمایت بعضی افراد محلی را جلب میکنند. همکاران ما دریکی از این موارد که برای افتتاح و هوشمندسازی یک مدرسه عشایری رفته بودند، دیدند چند نفر آمدهاند و در عکسها هم حضور دارند. پرسیدیم آنها کی هستند، گفتند اینها کسانی هستند که نیمی از سهم مردمی را تأمین کردهاند. حالا آمدهاند ببیند واقعاً کلاسها بهصورت کامل هوشمندسازی شده است؟ بهاینترتیب یک سیستم نظارت خودکار و درونی هم ایجادشده است. وقتی مشارکت خود مردم باشد، کارها به این صورت پیش میرود و از داشتهها محافظت میشود.

کارنامه بنياد علمي آموزشي قلمچي در ۹ ماه اول سال ۱۴۰۴
- بورسیه ۱۱۱,۵۰۰ دانشآموز در سال تحصیلی جدید تاکنون.
- بورسیه کمک هزینه تحصیلی ۲۵۰۰ دانشآموز.
- بورسیه بیش از ۹۷۰۰ دانشآموز استثنائی و بهزیستی در سال تحصیلی جدید تاکنون.
- اشتغالزایی برای ۱۵۰ دانشجوی ممتاز نابینا و معلول جسمی حرکتی.
- افتتاح ۶۲ مدرسه (۲۶۰ کلاس درس)؛ ۳۳ پروژه ساخت و تکمیل مدارس(۱۷۳ کلاس درس) در دست اجرا.
- بهرهبرداری از ۳ پروژه دانشگاهی؛ ۳ پروژه آماده بهرهبرداری و ۳۴ پروژه در حال اجرا.
- هوشمندسازی ۴۶۴ کلاس درس در ۳۱۱ مدرسه روستایی و شهری تاکنون.
- تجهیز ۷ کتابخانه عمومی و مدرسه تاکنون.
- اهدای بیش از ۷۰۰,۰۰۰ جلد کتاب طی پروژههای متعدد (بورسیهها، کتابخانههای عمومی و مدارس) برای بهرهمندی دانشآموزان در کشور تاکنون.
- اهدای ۲۱,۵۰۰ هزار جلد کتاب دانشگاهی به ۷۳۰۰ دانشجو.
آیا آموزش از راه دور برای مناطق محروم، با توجه به پراکندگی روستاها، راهحل مناسبی نیست؟
هم بله و هم خیر، اجازه بدهید توجه شما را به این نکته جلب کنم که در سالهای همهگیری کرونا، آزمایشگاه بزرگی برای آموزش از راه دور پدید آمد. به مقیاس یک میلیارد و پانصد میلیون دانشآموز در جهان، آموزش از راه دور صورت گرفت. بررسیها نشان داد نمره ریاضی و خواندن در همان کشورهای دنیا بهشدت افت کرد. شاید برای شما، شرکت در یک وبینار از راه دور مفید باشد ولی دانشآموز، با آموزش از راه دور آن کیفیت لازم را دریافت نمیکند.
هم در مدارس و هم در دانشگاهها در دوره کرونا افت تحصیلی بهشدت ملاحظه شد. کشورهای آمریکای لاتین که بیشترین تعطیلی را داشتند، اثربخشی آموزش بیشتر افت کرد و سنگاپور که کمترین تعطیلی را از سر گذراند با کمترین میزان افت آموزش مواجه شد.
(Social Emotional Learning (SEL فاکتور مهمی در آموزش است. تعامل عاطفی و اجتماعی دانش آموزان در مدارس باهم و با معلم در کیفیت آموزش بسیار تأثیرگذار است.
اما و از سوی دیگر، بعد از کرونا دیگر ما نگرانی نداشتیم که مبادا در بعضی مناطق، امکان بهرهبرداری از سیستم آموزش از راه دور یا بهرهبرداری از امکانات هوشمند را نداشته باشند، چون دیگر همه یاد گرفته بودند. ولی حالا کارشناسان آموزش میدانند که امکان آموزش از راه دور برای شرایط اضطراری و موردی مثل آلودگی هوا، سرما و یخبندان، شیوع بیماریها و موارد مشابه، کارساز است ولی در شرایط معمول نامناسب قلمداد میشود.
تصور برچیده شدن مدارس و فراگیری آموزش از راه دور، حالا رد شده و اتفاقاً تجربه دوره کرونا، بطلان این نظر را ثابت کرد. همانطور که در مورد حذف تدریجی کتابهای کاغذی این تصور غلط از آب درآمد و الآن در اروپا و آمریکا اقبال کتابهای کاغذی روبه فزونی است. در نمایشگاه کتاب انگلیس و نمایشگاه کتاب فرانکفورت دهه پیش، پیشبینی حذف کتاب کاغذی احساس میشد، اما حالا روشن است که کتاب میماند. بهویژه در آموزش جدی، معلم هم باید باشد و نقش تسهیلگر را ایفا کند. آموزش حضوری و حضور معلم در کلاس تعیین کنندهاست.

خیلی جالب است که مردم ایران –شاید در مناطق محروم حتی بیشتر از مناطق برخوردار- تا این حد نسبت به آموزش فرزندان حساساند و برای آن هزینه میکنند و علیرغم همه مشکلات کشور، هنوز هم ارتقای سطح آموزش را، مؤثرترین راه برای موفقیت فرزندان میدانند.
در همه دنیا تقریباً همینطور است. دو پژوهشگر حوزه آموزش در آمریکا تحقیقی انجام داده بودند که نشان میداد به ازای هر یک کلاس بالاتر، فرد تا چه میزان فرصت دریافت درآمد بالاتر را دارد. آنها جایزه نوبل را هم دریافت کردند. خوشبختانه در ایران این دیدگاه برای پیشرفت فرزندان، هنوز بسیار رواج دارد. خانوادهها، حتی طبقات کمدرآمد، برای موفقیت تحصیلی فرزندانشان هزینه میکنند و بسیاری از افراد خیّر در کشور، خیرخواهی برای مردم را از طریق مدرسهسازی تحقق میبخشند. الآن حدود نیمی از مدارس کشور توسط خیرین مدرسهساز تأمین میشود. در مناطق محروم علاقهمندی بیشتری هم مشاهده میشود. امسال یکی از اهالی منطقه محروم (منطقه پُلان چابهار در بلوچستان) اظهار خوشحالی میکرد که برای اولین بار در کنکور، بچههای آنها قبولی در رشته پزشکی داشتهاند.
آنها فکر میکنند درسخواندههای بومی موجب ارتقای استان میشود. بهویژه در مناطق محروم دوزبانه، یک پزشک بومی میتواند خدمت بهتری به اهالی برساند. جالب است که شغل معلمی نیز نسبت به گذشته محبوبتر شده است. چون شأن معلم بالاتر رفته است. در بنیاد قلمچی ما شاهد استقبال هرچه بیشتر از انتخاب رشته معلمی و دبیری، بعد از پزشکی و رشتههای پولساز هستیم.
بد نیست بدانیم که گزارش اخیر Talis (مطالعات بینالمللی وضعیت معلمان)، ارتقای رضایت شغلی معلمان در جهان را نشان میدهد، اینیک پدیده جهانی است.
آیا شما نسبت به کیفیت آموزش و تأمین معلم برای مدارسی که میسازید، حساسیت و پیگیری دارید؟
راستش به این دید، بررسی نکردهایم ولی در مراجعاتی که مکرر داشتهایم، میبینیم که معلم هست و سطح دانش آموزگاران خیلی بیشتر از گذشته است و جالبتر اینکه دانش آموزان در شهرستانها و مناطق دورافتاده، اعتمادبهنفس بسیار بالایی دارند و خود را آماده رقابت با دانشآموزان تهرانی میبینند. این روحیه بسیار ارزنده و مایه امیدواری است. من به این نسل بسیار امیدوارم.
آیا بنیاد قلمچی حمایت خاصی از دانش آموزان هم به عمل میآورد؟
حمایت از دانش آموزان مسأله مهمی است که نکتههایی ظریفی در آن هست. آنچه مسلم است نیاز بسیار است. خوشبختانه همکاران ما به خاطر ارتباط نزدیکی که با دانشآموزان علاقهمند به پیشرفت تحصیلی دارند، با تشخیص درست موارد لازم، کمکها را سامان میدهند. بعضی کمکها عمومی است مثل اهدای کتاب به کتابخانههای عمومی و کتابخانههای مدارس، تجهیز کتابخانهها و… اما بعضی از دانش آموزان از بورسیه برخوردار میشوند.
الآن با مشخص شدن دهکهای درآمدی، ما میدانیم کدام دانش آموزان در دهک ۱ و ۲ و ۳ جای میگیرند. به آنها بورسیه میدهیم. معلولین از هر دهک که باشند بورسیه میشوند. در سال ۱۴۰۴ بیش از ۱۰۳ هزار دانشآموز توسط بنیاد قلمچی بورسیه شدهاند.
به ۲۵۰۰ دانشآموز ماهانه به هر نفر ماهانه ۵۰۰ تا ۷۰۰ هزار تومان کمکهزینه داده میشود. از ابتدای وقف (از ۱۵ شهریور ۱۳۸۴ تا پاییز ۱۴۰۴، حدود یکمیلیون و پانصد دانشآموز بورسیه شدهاند.).




