
آقای رئیسجمهور، در این هنگامه آشفتگیهای اقتصادی و هیاهوی سیاست داخلی و خارجی، شاید طنین خاموش چرخهای از کار افتاده چاپخانهها در گوش جان شما نپیچد اما این سکوت، نه سکوت محض که مرثیهای است جانکاه بر پیکر فرهنگی که روزگاری با جوهر و قلم و کلمات جان میگرفت اما امروز این مراکز دانش و هنر در مصاف با ناملایمات روزگار رو به اضمحلال نهادهاند.

سیمرغ کاغذ، این بالهای پرواز اندیشه در قفس گرانی اسیر گشته است و نوسانات ارز چونان طوفانی سهمگین، این بالهای ظریف را شکسته و توان پرواز را از آن سلب کرده است و هر نوسان در بازار ارز، چونان زلزلهای بر اندام این صنعت، آن را به ورطه نابودی میکشاند و گرانی مرکب، زینک و ملزومات نیز روایتی دیگر دارد.
تار و پود فرسودگی بر پیکر دستگاههای چاپ تنیده شده و ماشینآلات کهنه چونان اسبهای پیر، دیگر توان حرکت ندارند و نوسازی دوباره رویایی است دست نیافتنی در این اقتصاد بیمار.
بزرگان صنعت چاپ، مانند پرستوهای مهاجر از این وادی پرخطر کوچ کردهاند و کمبود نیرویهای متخصص زخمی است دیگر بر پیکر این صنعت که روزگاری یکی از ارزشمندترین مشاغل کشور بود.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، این نهاد متولی فرهنگ، امروز در بوته آزمون قرار گرفته است و چونان کشتیهای بیلنگر در دریای طوفانی سرگردان شده و توان پاسداری از این میراث گرانبها را ندارد. بیکاری، رکود و نابودی، ارمغان این بیتوجهی و بیتدبیریها است.
نوسانات ارز، تیغی بر گلوی فرهنگ امروز ایران نهاده و چونان اژدهای هفت سر، با هر نوسان، سری تازه میرویاند.
کتاب، این غذای روح، از سفره خانوادهها حذف شده است و صنعت چاپ، این نبض تپنده فرهنگ، امروز در آستانه خاموشی است.
چاپخانههای دارای مجوز، با مشکلات عدیده اقتصادی و نظارتی دستوپنجه نرم میکنند در حالی که کانونهای آگهی و تبلیغات و تایپ و تکثیرها، بدون نظارت کافی و با استفاده از تنها یک کامپیوتر به رقیبی قدرتمند در برابر سرمایه میلیاردی چاپخانهها تبدیل شده و بخش قابلتوجهی از سفارشات چاپخانهها را به خود اختصاص دادهاند که نتیجهاش کاهش شدید سفارشات چاپخانهها، ایجاد هرج و مرج در بازار چاپ، کاهش درآمد، افزایش بیکاری و در نهایت تعطیلی سریالی چاپخانهها بوده است.
آقای رئیسجمهور، سلام … .
آگهیهای استخدام و کاریابی در صنعت چاپ و بستهبندی را در اینجا مشاهده کنید!



