رویدادهامصاحبهنمایشگاه داخل

روایت ماشین سازان صنعت چاپ از دشواری‌های تولید و صادرات

گذر از میدان مین با کفش آهنین

حدیث بازوند

یکجا جمع شدن محمد کیامرثی مدیرعامل ماشین‌سازی کیامرثی، رضا داوودی، مدیر ماشین‌سازی حرفه‌وفن و رضا نورایی، کارشناس و مشاور صنعت چاپ و بسته‌بندی در غرفه ماهنامه صنعت چاپ، فرصتی مغتنم برای طرح مسائل و مشکلات و نیز شناخت فرصت‌ها و قابلیت‌های صنعت گران ما فراهم آورد.
در این نشست کوتاه آن‌ها از توانایی‌های فنی و تلاش برای کسب دانش و تجربه و نیز خلاقیت تیم فنی خود در ساخت دستگاه‌هایی مثل تاکنی و سیستم‌های طلاکوب و نیز دایکات و گیربکس پیشرفته با دقت ریجستر و عملکرد در سرعت‌های بالا سخن گفتند و موانع و مشکلاتی را برشمردند که آن‌ها را از توسعه کار و دستیابی به بازار خارجی بازمی‌دارد و برای چاره‌جویی آن‌ها باید کفش آهنین بپوشی و از مسیری پرخطر چون میدان مین‌گذاری شده، عبور کنی.
گپ و گفت نورایی را با دو ماشین‌ساز نامدار صنعت چاپ در ادامه می‌خوانید.

شما دو بزرگوار، دو ماشین ساز نامدار، در دوره‌های گذشته در این نمایشگاه غرفه‌های بزرگی با نمایش دستگاه‌های ساخته‌شده داشتید، ولی در این دوره حضور ندارید. چرا؟

کیامرثی: راستش آن‌قدر گرفتار کار تولید و مشکلات آن هستیم که از برنامه‌ریزی برای حضور در نمایشگاه و خیلی کارهای دیگر بازمی‌مانیم. اگر بخواهم درست‌تر بگویم، بیشتر گرفتار حواشی کار هستیم. در کشورهای دیگر مشکلات در بخش R&D و شناخت متریال و دستیابی به راه‌حل‌های عملی و فنی و اجرای درست عملیات و این‌جور چیزهاست، درحالی‌که ما بیشتر گرفتار مسائل کارخانه و برق و آب و مسائل بیمه و مالیات و مشکلات پرنسل و تورم و کمبود و تغییر مقررات واردات و تأمین منابع و این حاشیه‌ها هستیم که نفس هر تولیدکننده‌ای را می‌گیرد. خوشبختانه ما در اصل کار، یعنی دانش فنی و مهندسی و طراحی و اجرا مشکلی نداریم. عملکرد ماشین‌هایی که ساخته‌ایم و تجربه کاربران گواه این مدعاست، ولی بدون این‌که هیچ حمایتی از سوی دولت داشته باشیم، هرروز از یک اداره دولتی، دستورالعمل و مقرراتی برای پیچیدن به دست و پای ما صادر می‌شود.

نورایی: خب، نهادهای حاکمیتی و ادارات دولتی هم کار خودشان را می‌کنند.

کیامرثی: وقتی هیچ حمایتی از ما نمی‌کنند، مشکلات و هزینه‌ها را نباید برای ما بیشتر کنند. درحالی‌که مسئول شرایط اقتصادی و تورم در کشور هم ما نیستیم، بلکه این‌ها نتیجه سیاست‌گذاری‌های دولت است.

نورایی: حال‌وروز ماشین سازان صنعت چاپ درمجموع چگونه است؟

کیامرثی: بااین‌همه تلاش که ما داشته‌ایم و با توجه به سطح فنی کار و کیفیت محصول، درواقع با آنچه باید باشیم، خیلی فاصله‌داریم. حالا فقط من صحبت نکنم، جناب داوودی اینجا هستند به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین ماشین سازان صنعت چاپ که پدر و پسران، کوهی از تجربه و تخصص دارند، از ایشان بخواهیم بگوید وضعیت به چه صورت است.

داوودی: واقعاً همه‌چیزهایی که آقای کیامرثی فرمودند، واقعیت دارد. ما اجر تلاش و تخصص خود را نمی‌گیریم و به خاطر شرایط خاص کشور، در عرصه بین‌المللی، همه درها به روی ما بسته است.

نورایی: قبل از ادامه صحبت‌های آقای داوودی اجازه بدهید بپرسم، آقای کیامرثی شما طی این‌همه سال به‌عنوان ماشین‌ساز برجسته شناخته‌شده‌اید، هیچ‌گونه تسهیلات یا وام کم‌بهره از بانک‌ها نگرفته‌اید؟

کیامرثی: نه. واقعاً هیچ‌گونه تسهیلاتی طی ۳۰ سال فعالیت دریافت نکرده‌ایم و هیچ وام کم‌بهره‌ای به ما تعلق نگرفته است. چند بار این خاطره را گفته‌ام که دریکی از نمایشگاه‌ها که آقای مهاجرانی وزیر وقت ارشاد به همراه آقای مسجدی از غرفه ما بازدید کردند و با توجه به این‌که از عملکرد ماشین تاکنی که ما به نمایش گذاشته بودیم، شگفت‌زده شده بودند، خودشان پیشنهاد دادن تسهیلات را به ما مطرح کردند و آقای وزیر تأکید کرد که در همین ایام نمایشگاه، تسهیلات به کیامرثی داده شود. همان روز ما درخواست خود را نیز نوشتیم و به دستشان دادیم. بعد کلی مدارک خواستند که ما دادیم و مدارک ما به جریان افتاد، اما خبری نشد، تا شش هفت ماه بعد که به بانک مراجعه کردیم؛ گفتند این ردیفی که در نامه شما ذکرشده، مربوط به بخش سینمایی بوده که ۶ ماه پیش هم تمام‌شده است! حالا این حرف‌ها گفتن ندارد. ما دیگر چشم‌داشتی از دولت نداریم ولی کاش دولت هم اینقدر قید و بند به دست و پای تولیدکننده نمی‌زد.

محمد کیامرثی مدیرعامل ماشین‌سازی کیامرثی، رضا داوودی، مدیر ماشین‌سازی حرفه‌وفن و رضا نورایی، کارشناس و مشاور صنعت چاپ و بسته‌بندی
ار راست رضا داوودی، مدیر ماشین‌سازی حرفه‌وفن و رضا نورایی، کارشناس و مشاور صنعت چاپ و بسته‌بندی

در ماشین‌سازی، چند درصد از قطعات خارجی استفاده می‌شود؟

داوودی: موتور گیربکس‌ها ایرانی هستند، از موتوژن و الکتروژن استفاده می‌کنم، مگر موتوری با کیلووات یا دور موتور مشخص موردنیاز ما، موجود نباشد که برند خارجی بگیریم. دقیق نمی‌توانم بگویم، اما سی تا چهل درصد از قطعات، خارجی است. کشور ما طوری است که قطعات خارجی مستقیم به ارز وابسته‌اند، حتی آهن یا مواد داخلی هم غیرمستقیم تحت تأثیر هستند.

نورایی: بعضی ماشین‌آلات ما خیلی تحت تأثیر شوک ارزی قرار نمی‌گیرند اما برخی ماشین‌ها مثل مخزن سازها تا هفتاد درصد وابسته به شوک ارزی هستند و نگه‌داشتن قیمت سخت است. برعکس، برخی مثل ماشین‌سازی شیرزاد سیزده ‌تا چهارده درصد وابستگی دارند، پس نوسان ارز حتی اگر به صد و پنجاه تومان برسد تأثیر کمتری روی قیمتشان می‌گذارد. اما پروسس‌کارها، وابستگی بالایی دارند، دستگاه مثلاً سه‌میلیاردی ناگهان میلیاردی افزایش قیمت پیدا می‌کند.

داوودی: ما اکثر کارها را خودمان در کارخانه انجام می‌دهیم. برای طراحی و ساخت یک گیربکس دو سال و نیم وقت گذاشتیم، درحالی‌که می‌توانستیم از چین یا آلمان استوک وارد کنیم. اما وارداتی هزینه بالا، مشکل خرابی و خدمات داشت. دو سال و نیم وقت گذاشتیم که نیازی به واردات آن نباشد.

این همان گیربکس دایکات است که سروصدای زیادی کرد؟

داوودی: بله، گیربکس دایکات داریم که استاپ موشن است، فوق‌العاده پیشرفته است که روی لمینت‌ها هم استفاده می‌کنیم. حقیقتاً درک این کار برای هرکسی آسان نیست!
من خود خروجی را یک ساعت تست کردم با قطعه لنگ تراشیده، دقت فوق‌العاده دارد. در سرعت‌بالا، دقت رجیستر حفظ می‌شود. سرعت را کنترل و آرام می‌کند تا به نشان برسد و دقیق تحویل دهد. قطعات ایرانی این کار را نمی‌توانستند انجام دهند.

روایت ماشین سازان صنعت چاپ از دشواری‌های تولید و صادرات

با توجه به اینکه گیربکس نیاز هر صنعتی است، چالش‌های طراحی این گیربکس چه بود؟

نورایی: در هر کشوری اگر این پروژه را شروع می‌کردند، به آن بودجه می‌دادند و اصلاً موقعیتشان خیلی فرق می‌کرد. چون کاری در این سطح، مهندسی بالایی می‌طلبد. سطح فناوری نمی‌توانست متغیرها را هم‌زمان اجرا کند خود نرم‌افزار هم نمی‌توانست اجرای این کار را نشان دهد.

داوودی: ما اول که طراحی این وسیله را شروع کردیم، برنامه‌های نقشه‌کشی را که نیاز داشتیم، به ما ندادند. هزینه هنگفت داشت و ما با هزار جور مشکلات برنامه را خریدیم. بعدازآن برای نقشه‌کشی با این برنامه ما نیاز به آموزش و دوره دیدن داشتیم، برای همین با اساتید نقشه‌کشی دانشگاه تهران صحبت کردیم که یا به ما کمک کنند آموزش دهند یا نقشه را برای ما بکشند و پول آن را دریافت کنند. به خاطر پیچیدگی زیاد آن برنامه، آن‌ها نتوانستند انجام دهند. در دنیا فقط پنج کشور این گیربکس را می‌سازند. این گیربکسی که ما طراحی کردیم، در ایران هم هیچ‌کس نمی‌تواند آن را کپی کند.

نورایی: یکی دیگر از این نوآوران ماشین‌سازی یادگاری است. یکی از ماشین‌های ماشین‌سازی یادگاری که دانش‌بنیان شد فقط به خاطر گیربکس آن بود که به مشکل خورده بود و آن‌ها در آن تغییر ایجاد کردند. گیربکس را به صورتی طراحی کرده بودند که مصرف انرژی را کم می‌کرد و واقعاً هم کارشان خوب بود. با تغییر در گشتاور و بالا بردن آن، مصرف انرژی را پایین می‌آورد. درحالی‌که گیربکس آقای داوودی خیلی پیچیده‌تر است.
اما متأسفانه شرایط کاری این افراد زیاد خوب نیست، شما اگر به کارگاه ماشین‌سازی حرفه‌وفن بروید متوجه خواهید شد که اصلاً آن امکانات رفاهی که در حد این تکنولوژی باشد، وجود ندارد و این خانواده با عشق و علاقه به این کشور، کار خود را جلو می‌برند.

داوودی: شما وقتی در کشوری با امکانات محدود کار می‌کنید تا یکجایی با شرایط کنار می‌آیید اما خب با توجه به این حجم از زحمت نمی‌توانیم بگوییم بحث مالی بی‌تأثیر است. درست است که وقتی یک محصولی تولید می‌کنید احساس رضایت و لذت می‌کنید اما خب تا کی و کجا این شرایط قابل‌تحمل است!
مثلاً دریکی از جلساتی که داشتیم بحث این بود که فلکسو را بسازیم چون گران است. مثلاً هزینه خرید آن از چین بین ۸۰ تا ۹۰ میلیارد است. خود من از کسانی بودم که با این طرح مخالفت کردم چون خسته شدیم. این در حرف راحت است که ماشین را می‌سازیم.

نورایی: شما اشتباه می‌کنید کارخانه شما نباید کارخانه ماشین‌سازی باشد. درواقع آنجا باید کارخانه خلاقیت و تکنولوژی باشد. کارگاه شما نباید چیزی تولید کند که بفروشد. شما باید یک مکان دانش‌بنیان داشته باشید محققان باید به آنجا رفت‌وآمد کنند. فکر می‌کنم شما هم بیزنس‌من نیستید. همین گیربکسی که الآن صحبتش را کردید اگر یک نفر بتواند آن را درست توصیف کند از داخل آن تئوری‌های مدیریتی نیز استخراج می‌شود که می‌توان در صنایع دیگر هم از آن استفاده کرد.
متأسفانه شما همه به کار خود مشغول هستید و وقت این کار را ندارید. کسی مثل من نیز که این کار را درک می‌کند زور و بنیه آن را ندارد که وارد ماجرا شود، اما به‌هرحال باید این کار را کرد، چون حیف است. گیربکس نیاز هر صنعتی است.

صادرات به ترکیه چگونه بود؟

داوودی: متأسفانه من در حال آماده‌سازی برای نمایشگاه خارجی بودم که بحث اسنپ‌بک پیش آمد. در ترکیه به ماشین‌ساز ایرانی غرفه نمی‌دهند!

نورایی: بله در مورد ترکیه متأسفانه از ده سال قبل کارشکنی انجام می‌شده است. چون ترک‌ها از این واهمه دارند که ماشین‌سازی ایرانی بازار آن‌ها را بگیرد چون قیمت ماشین‌هایمان خوب است. ترک‌ها از پنج سال پیش یک قانون را به اجرا درآورند که به صنعتگران خود وام می‌دادند و بعداً این شرط را گذاشتند که اگر از ماشین ترک استفاده کنید، می‌توانید از این وام استفاده کنید، این کار را برای ما سخت‌تر نیز کرد. ‌حتی فروش یکی از ماشین‌های آقای نائلی به خاطر این قانون کنسل شد، حتی غرفه‌ای که در ترکیه گرفته بودند مجبور شدند که پس دهند.

داوودی: ترکیه محصول یک سال کارخانه من را پیش‌خرید کرد. این فوق‌العاده است اما خب الآن امکان آن وجود ندارد. یا یک‌بار در نمایشگاه نماینده خاورمیانه شرکت بوبست به غرفه ما آمد و باورش نمی‌شد که ما این دستگاه لمینت را ساخته باشیم. به ما می‌گفت شما نمی‌دانید که چه‌کار بزرگی انجام داده‌اید. اگر یکسری امکانات به صنعتگران ایرانی می‌دادند ما واقعاً صنعتگران خوبی داریم. کسانی که صاحب‌فکر دانش و صاحب ایده هستند.

الآن صادرات دارید؟

داوودی: بله من به سازمان ملل هم دستگاه دایکات فروختم. سازمان ملل یک مناقصه و مزایده گذاشته بود که من در جریان نبودم و دفتر ایران برای عرضه کشور، به ما زنگ زد و از ما پیش‌ فاکتور خواست. همین باعث شد که ما مناقصه را برنده شویم. چون زیر قیمت ایران هیچ جا وجود ندارد.

این چه سالی بود؟

داوودی: دو سال پیش با ما قرارداد بستند و از ما چند تا دایکات خواستند. اما خب سیستم آن‌ها با ما تفاوت بسیاری دارد و من اطلاعات زیادی نداشتم. دفتر ایران هم کمک چندانی به ما نکرد. اما خب اگر دلار ۴۰ تومان بود این‌ها دلار را با نرخ نیمایی حساب کردند و من حتی ضرر کردم. چون پول به‌حساب دولت آمد بعد آنها با نرخ رسمی دلار، پول ما را تبدیل کردند و تحویل دادند.

مشکلات ارزی در صادرات چه بود؟

داوودی: ما با دلار بازار آزاد می‌سازیم. متأسفانه پروسه پرداخت به‌جای بیست روز دو ماه طول کشید. ضرر مالی زیادی کردیم. ما مرکز واحدی برای ماشین سازها نداریم که این کارها را برای ما انجام دهند و پروسه تائید حساب، بانک خارجی و داخلی، این‌همه خیلی طول می‌کشد. همان‌طور که آقای نورایی گفتند من تاجر خوبی نیستم من شاید ماشین‌ساز خوبی باشم.

تاجر ترکیه‌ای سه بار به ایران آمد، دعوا کرد که چرا جواب ایمیل نمی‌دهی. توافق کردیم، اما اتفاقات زیادی افتاد و اذیت شد. آقای جمالی ترکیه‌ای کل دنیا را دیده بود، اما آمد با ما کار کند. ایشان که خودش ترکیه بود با هزینه خودش آمد، برند ما را مطرح کرد، اما اینجا هیچ حمایتی نبود. دستگاه را برد اما زیاد اذیت شد و گفت نخواستم. این اتفاق بزرگی بود، اما قدر ندانستیم.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا