هدر رفت آب در ژاپن 10 درصد است درحاليکه در ايران 32 درصد است، ميانگين عمر مفيد ساختمانهاي ما 20 سال است درحاليکه در کشورهاي اروپايي بين 90 تا 100 سال است. ميزان مصرف انرژي در کشور ما در مقايسه با استانداردهاي جهاني بهاندازه يک کشور با 850 ميليون نفر جمعيت است و ما براي 1000 دلار درآمد، 14 بشکه نفت خام مصرف ميکنيم درحاليکه در ژاپن براي 1000 دلار درآمد 1 بشکه مصرف ميشود.
مقاله زير را که در مورد بهرهوري و توسط سازمان مديريت صنعتي تهيه شده است، بخوانيم.
ضعف در مديريت و برنامهريزي، عدم تمايل زياد به کار و تلاش، اسراف، عدم آموزش صحيح و خيلي دلايل ديگر که همهروزه در جامعه مطرح و يکي از مباحث اصلي تبادلنظر در کشور ما است.
همه اينها يعني اينکه هم کارها درست انجام نميشوند و هم کارهاي خوب و درستي براي انجام شدن انتخاب نميشوند. حالا اين کلمه درست خودش کلي معني دارد ولي بههرحال درمان درد ما و هدف همه ما رسيدن به اين جمله است:
انجام درست کارهاي درست. اين يعني بهرهوري که طبق فرمول، خودش شامل دو قسمت است:
مثال: بهرهوري = اثربخشي (قرار دادن نردبان در جاي درست)+کارايي (سريعتر بالا رفتن از نردبان)
اثربخشي تعيين اهداف درست و رسيدن به آنهاست. کارايي با منابع کمتر و سرعت بيشتر به هدف رسيدن است.
فرض کنيد قرار است يک کاري را 10 ساعته انجام بدهيد. اگر بتوانيد اين زمان را به نصف برسانيد يعني 5 ساعته انجامش دهيد کارايي شما 100درصد افزايش پيدا کرده ولي اگر کار را اشتباه انجام داده باشيد چه؟ اثربخشي شما در اين حالت صفر بوده است؛ پس کارايي و اثربخشي با همديگر بهرهوري را بالا ميبرند و به هر دو بايد همزمان توجه کرد.
سازمان بينالمللي کار (ILO) بهرهوري را اينطور تعريف ميکند:
بهرهوري عبارت است از نسبت ستاده به يکي از عوامل توليد (زمين، سرمايه، نيروي کار و مديريت).
يعني اينکه سازمان در قبال مقدار معيني از محصول به چه نسبتي از منابع توليدي استفاده ميکند.
برخي تصورات غلط در مورد بهرهوري:
بهرهوري معادل توليد نيست. بهرهوري موجب کاهش اشتغال نخواهد شد. بهرهوري به مفهوم زياد کار کردن نيست. بهرهوري وظيفه همه است. بهرهوري فقط با کاهش هزينههاي نيروي انساني بهبود نمييابد. بهرهوري به مفهوم خساست نيست. بهبود بهرهوري بازي يک سر برد نيست.
تعاريف بهرهوري:
1- رابطه بين حجم توليدي که در مدت معين به دست آمده، به حجم عواملي که در جريان آن توليد مصرف شده است.
2- معيار عملکرد و توان موجود توليدي
3- نسبت بازده سيستم به مقدار عوامل مصرف شده در توليد
4- دايره المعارف بريتانيا: نسبت آنچه توليد ميشود به آنچه براي توليد مورد نياز است.
بهرهوري از مجموع اثربخشي و کارايي در انجام فعاليتها به دست ميآيد:
– کارايي به معناي انجام درست کارها است و بر کميت و ميزان فعاليتهاي انجامشده تاکيد دارد. (سرعت عمل در استفاده از ظرفيتهاي توليد)
– اثربخشي به مفهوم انجام کار صحيح است و توجه آن بر کيفيت و ميزان مفيد بودن کارهاي اجرا شده است.
تعريف بهرهوري از ديد
سازمانهاي مختلف:
– مرکز بهرهوري ژاپن: هدف از بهبود بهرهوري در وهله نخست عبارت است از به حداکثر رساندن استفاده از منابع، نيروي انساني، تسهيلات و … به نحو علمي، کاهش هزينههاي توليد، گسترش بازار، افزايش اشتغال و کوشش براي افزايش دستمزدهاي واقعي بهطوريکه به سود کارگر، مديريت و عموم مصرفکنندگان باشد.
افزايش بهرهوري از طريق بهبود شرايط کار، اساس و پايهاي براي غناي زندگي و معنا بخشيدن به زندگي انسان است.
– دفتر بينالمللي کار (ILO): بهرهوري رابطه بازده توليد با يکي از عوامل توليد است. بهعبارتديگر درجه استفاده از هر يک از عوامل توليد، بهرهوري است.
– آژانس بهرهوري اروپا: بهرهوري يک ديدگاه فکري است و هدف آن تلاش در جهت بهبود وضع موجود است.
بهرهوري بهعنوان يک مفهوم اقتصادي و اجتماعي:
هر قدر فعاليت اقتصادي بتواند آسايش جسمي و رواني و بهبود کيفي در زندگي افراد پديد آورد بهرهورتر خواهد بود.
اگر هدف و غايت توسعه اقتصادي، بهبود سطح زندگي کشورهاي درحالتوسعه باشد، وسيله طبيعي تحقق آن افزايش بهرهوري است و راه مهم و اساسي افزايش بهرهوري هم سرمايهگذاري در منابع انساني است (يان برگن).
بهطورکلي مهمترين عامل موثر در افزايش بهرهوري، نيروي انساني و مسائل انگيزشي نيروي انساني است، بهعبارتديگر فرهنگسازي و گسترش فرهنگ بهرهوري در ميان نيروي انساني مهمترين عامل در افزايش بهرهوري است.
بهرهوري از ديدگاه گروههاي مختلف:
– کارکنان: کار در محيطي پاکيزه، شرايط کاري مساعد، فضايي صميمي و دوستانه همراه با آرامش حاصل از امنيت شغلي و اقتصادي، توجه به پرورش مهارتها و استعدادها و پرداخت حقوق و پاداش متعادل با کار انجام شده.
– مصرفکننده: دسترسي به کالاي ارزان، مرغوب و فراوان.
– توليدکننده: سرمايهگذاري مناسب و توليد بيشتر، رقابت بهتر در عرصه توليد محصولات، فروش بيشتر و سودآوري بالاتر.
– دولت: عمران و آباداني بيشتر، افزايش سطح اشتغال، کاهش تورم، توزيع عادلانه ثروت.
– ملت: رفاه، آسايش و زندگي بهتر، فرصتهاي شغلي مناسب، امکان دسترسي به کالا و خدمات ارزان.
بهرهوري بالا منجر به تقليل هزينهها و در نتيجه کاهش قيمتها ميشود. ازاينرو مصرفکنندگان براي خريد کالاها و خدمات مبلغ کمتري ميپردازند.
بايد به اين نکته توجه داشت که رشد بهرهوري در جامعه در بستر توسعه اجتماعي صورت ميپذيرد و اين توسعه در شرايطي به دست ميآيد که تمدني نو در جامعه شکل گرفته باشد. تمدني برخوردار از نظامهاي ارزشي، فکري و عيني هماهنگ که بتواند زمينهساز ايجاد جوامع انساني توسعه يافته و کمالگرا شود و فقط جامعه سرشار از چنين انسانهايي است که ميتواند زمينهساز زندگي بهتر شود.
چالش براي افزايش بهرهوري احتمالا جديترين مبارزه ايست که مديريت و نيروي کار امروزه با آن روبرو است و بيشترين، فوريترين و بلندمدتترين پاداش را نيز همراه دارد.
دلايل اهميت بهرهوري:
– منابـع، امـکانـات و قـابـليـتهـاي محدود: جمعيت فزاينده و رشد توقعات مردم در برابر محدودي منابعي که در سراسر دنيا براي پاسخگويي به اين نيازها و توقعات وجود دارد باعث ميشود تا توجه به استفاده بهرهور از اين امکانات محدود بيشتر شود.
– رابطه تورم و بهرهوري: سادهترين راه ممکن براي دستيابي به درآمد بيشتر براي عرضهکنندگان کالا و خدمات، انتقال بار بر دوش مصرفکننده است. لذا توليدکنندگان بهجاي افزايش بهرهوري جهت رسيدن به سود بيشتر، اقدام به افزايش قيمتها ميکنند که اين خود موجب افزايش هزينههاي توليد و کاهش بيشتر و مضاعف بهرهوري ميشود. درحاليکه در روي ديگر سکه افزايش بهرهوري استفاده از منابع موجب کاهش هزينههاي توليد و درنتيجه کاهش قيمتها ميشود، در اين حالت مصرفکننده کالاهاي بيشتري را با قيمت کمتر خريداري نموده و توليدکننده نيز از طريق کاهش هزينهها و افزايش ميزان فروش درآمد بيشتري کسب ميکند.
– انـتـخاب اولويـتهاي اقتـصـادي- صنعتي جهت سرمايهگذاري با استفاده از نظريه شاخص بهرهوري:
لزوم اندازهگيري بهرهوري و مطالعه آن در صنايع مختلف منجر به طبقهبندي صنايع ازلحاظ بهرهور بودن و سودآوري ميشود و بهعنوان شاخصي براي اولويتگذاري طرحهاي سرمايهگذاري مورد استفاده قرار ميگيرد.
– تاثير فزاينده بر فرهنگ کشورها و افزايش نظم و ترتيب و سرعت.
عوامل موثر بر بهرهوري:
1_ عوامل خارجي: ارزشهاي ملي، فرهنگي، اجتماعي و جهتگيريهاي سياسي جامعه.
2_ عوامل داخلي: ابزار، تکنولوژي، مواد، طراحي، آموزش، ارتباطات، ماشينآلات و …
عوامل 6 گانه موثر بر توليد:
– نيروي کار
– مديريت
– مواد اوليه
– انرژي
– سرمايه
– تکنولوژي (ماشينآلات، دانش فني و اطلاعات)
افزايش بهرهوري در زمينه نيروي انساني يعني نيروي کار و مديريت، تهيه و توسعه ساير عوامل توليد را منجر ميشود.
عوامل عمده افزايش بهرهوري عبارتند از:
نيروي انساني، سرمايه و تکنولوژي
تقريبا همه صاحبنظران و مديران سرشناس صنايع جهان، منابع انساني را اساسيترين عامل رشد بهرهوري تلقي کردهاند و معتقدند که سرمايه و تکنولوژي را ميتوان بهصورت وام تامين نمود و خريداري کرد اما انسانها را نه ميتوان وام گرفت و نه ميتوان خريد. انسانها بهعنوان سرمايههاي اصلي (بهخصوص در کشورهاي جهان سوم) پرورش يابند و در آنها انگيزه تلاش ايجاد شود.
منابع انساني پايه اصلي ثروت ملتهاست (فردريک هاربيسون)
اگر کشوري نتواند مهارت و گردش دانش را توسعه دهد و از آن در اقتصاد ملي به نحو موثر بهرهبرداري کند، قادر نيست هيچ چيز ديگري را توسعه دهد و بالعکس اگر کشوري به بهرهوري نيروي کار دست يافت قادر به هر نوع پيشرفتي خواهد بود.
عوامل موثر بر بهرهوري
نيروي انساني:
1- رابطه نيروي کار با مديريت: روابط دلسوزانه و پدرانه ميان مديران و کارکنان و همچنين روابط دوستانه ميان کارکنان هر واحد صنعتي
فرهنگ مشارکت نقش موثري در ارتقاي بهرهوري دارد. عدم مشارکت کارکنان در امر تصميمگيري و در نتيجه نگرش نامطلوب نسبت به مديران تاکنون مانعي بر سر راه ارتقاي بهرهوري بوده است.
2- شرايط محيطي داخل سازمان: عواملي چون ايمني محيط کار، نور، تهويه، مسايل ارگونوميکي و ساير نکات نقش ويژهاي را در اين زمينه دارند.
3- محيط خارجي و تحولات آن: تصميمگيريها و سياستگذاريهاي بيرون سازمان، فرهنگ جاري جامعه و …
4- آموزشهاي کاربردي يکي از ارکان اصلي بهرهوري منابع انساني است.
5- ابداع و استفاده از تکنيکهاي جديد.
6- برنامهريزي استراتژيک.
7- شيوههاي جديد مديريتي: مشارکت کارکنان در توليد و تصميمگيري، ايجاد تناسب بين اختيارات و وظايف، ايجاد محيط همکاري و همدلي در سازمان، ايجاد سيستم ارزشيابي و پاداش.
8- رشد و توسعه اقتصادي: پايين بودن درآمد ملي در کشورهاي در حال توسعه منجر به محدوديت امکانات و برنامههاي آموزشي کارگران و مديران توليدي ميشود و در نتيجه بهرهوري نيروي کار را پايين نگه ميدارد.
9- تناسب بين کارگران و ماشينآلات توليدي.
10- تنظيم دقيق ساعات کار: بهعنوانمثال همواره کاهش ساعات کار باعث افزايش بهرهوري در ساعات باقيمانده نميشود بلکه ممکن است باعث روي آوردن اشخاص به شغل دوم شود.
11- رابطه بين نيروي کار و بهرهوري کارکنان.
12- رابطه جنس نيروي کار و بهرهوري کارکنان: زنان بيشتر متصدي شغلهايي هستند که کمترين تاثير را در ارتقاي بهرهوري نيروي کار دارد.
بهرهوري منابع انساني صرفا از طريق افزايش حقوق و مزايا و امكانات رفاهي به دست نميآيد، بلكه بهرهوركردن انسانها در ايجاد رضايت و افزايش كيفيت زندگي كاري عامل عمدهاي است كه البته برقراري ارتباط متقابل بين اين دو پديده به باورهاي مشترك و فرهنگ سازماني مساعد نياز دارد.
(مثال: صنايع نساجي بزرگ اصفهان در دهه 70 با وجود حقوق و مزاياي بالاتر داراي بهرهوري پايينتري نسبت به صنايع كوچكتر بودند.)
در شكلگيري اين فرهنگ مديران و رهبران جامعه و سازمانها بيشترين نقش را ايفا ميكنند.
پيادهسازي چرخه بهبود بهرهوري
يکي از پروژههاي پايهاي که اکثر سازمانها و شرکتهاي ايران در صدد پيادهسازي آن برآمدند و البته سازمان مديريت صنعتي هم حمايتهاي مختلفي را براي شرکتها
دراينخصوص در نظر ميگيرد پيادهسازي چرخه بهبود بهرهوري است که شامل مراحل زير است:
1- مرحله اندازهگيري بهرهوري
با استفاده از يکسري فرمولها و شاخصها سطح بهرهوري کنوني سازمان را اندازه ميگيرند. اين مرحله معمولا خيلي سخت و پيچيده است.
2- مرحله ارزيابي و تحليل بهرهوري
در اين مرحله نقاط ضعف را بررسي و تحليل ميکنند تا مشکلات مشخص شوند.
3- برنامهريزي براي بهبود بهرهوري
در اين مرحله اصلاح و پروژههاي بهبود را برنامهريزي ميکنند.
ساز و کار طراحي مطلوب
مرحله فرهنگسازي
مرحله عاطفي کردن بهبود بهرهوري
مرحله ساختار سازي
مرحله عمل
مرحله بازنگري