اخباراخبار داخلیویژه

میزگرد بررسی بازگرداندن مهاجران افغانستانی

ضرورت حکمرانی مهاجرت و تقویت دوستی دو ملت

شرکت‌کنندگان میزگرد:

دکتر نعمت فاضلی

استاد بازنشسته پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

سیدرضا کروبی

مدیرعامل چاپخانه اخترشمال و انتشارات فنی ایران و کتاب نردبان

غلامرضا شجاع

مدیرعامل تعاونی لیتوگرافان تهران، فعال صنفی و صاحب‌نظر در مسائل صنعت چاپ

 

با تشکر از دوستان عزیز که دعوت ماهنامه صنعت چاپ را پذیرفتید، همان‌طور که می‌دانید موضوع این میزگرد، بازگشت مهاجران افغان یا آن‌طور که بعضی از رسانه‌ها می‌گویند، اخراج مهاجران غیرمجاز افغانستانی و تأثیر آن بر بازار کار (با تمرکز بر صنعت چاپ و بسته‌بندی) در ایران است.

این موضوع به‌طوری‌که در بحث‌های گوناگون این روزها شنیده‌ایم، جوانب متنوعی دارد. ما این بحث را نزدیک به مسائل خانواده بزرگ چاپ و بسته‌بندی ایران دنبال می‌کنیم، درعین‌حال حضور دکتر نعمت فاضلی، استاد و پژوهشگر انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی را مغتنم می‌شماریم که جنبه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مربوطه را نیز موردتوجه قرار خواهند داد.

نعمت‌الله فاضلی: بازگشت مهاجران افغانستانی به کشورشان از چند جنبه مهم است و در حوزه چاپ و نشر کتاب نیز تأثیرگذار خواهد بود. در همین آغاز بحث مایلم تأکید کنم که از لفظ اخراج استفاده نشود، هرچند متأسفانه برخی مسئولان هم ‌چنین واژه‌ای را به کار می‌برند. همچنین متوجه باشیم که برخورد ما با این مسئله به صورتی باشد که موجب شکل‌گیری یک کینه تاریخی بین مردمان ایران و افغانستان نشود.

نکته دیگر اینکه تحت تأثیر رسانه‌ها، به افغان‌هراسی دامن نزنیم که تبعات زیادی برای آینده جامعه ایران خواهد داشت. از این نقطه‌نظر، لازم است که همه بخش‌ها شیوه گفت‌وگو دراین‌باره را یاد بگیرند و بنابراین پرداختن مجله‌ای مثل ماهنامه صنعت چاپ به موضوع بازگشت مهاجران افغان اقدامی بجا و پسندیده است. در مقایسه با پانزده کشور همسایه، ما با مردم افغانستان نزدیک‌ترین و طولانی‌ترین پیوندهای تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی را داریم. هر دو کشور در بحث توسعه، نمی‌توانند این پیوندها را نادیده بگیرند. در فضای جهانی شده، مهاجرت مسئله‌ای مهم و قابل‌توجه است. متأسفانه گاه شاهد قضاوت‌هایی نادرست از سوی برخی مردم و مسئولان در ارتباط با مهاجران افغانستانی هستیم که نشان می‌دهد درک درستی از مهاجرت به‌عنوان یک امر جهانی ندارند.

تنها افغانستانی‌ها نیستند که مهاجرت کرده‌اند، اگر طبق آمارهای رسمی بپذیریم که ۷-۶ میلیون نفر از مردم افغانستان به ایران مهاجرت کرده‌اند؛ از طرف دیگر هم باید ببینیم که خود ایران بیش از این تعداد، مهاجر در کشورهای دیگر دارد. ما مهاجرت انبوه داریم (یک ایران در خارج از کشور) و نیز مهاجران انبوه به ایران داریم. ایران هم مهاجرپذیر است هم مهاجرفرست. مهاجرت یک امر موقتی و کوتاه‌مدت نیست بلکه یک امر جهانی است. اما مهاجرت انبوه، نیم سده (پنجاه سال) است که شکل‌گرفته است.

بد نیست اشاره‌ای گذرا به تاریخ افغانستان داشته باشیم. این سرزمین تا قرن پنجم میلادی، «آریانا» نام داشت از قرن ۵ تا ۱۹ بخشی از ایران بوده که «خراسان بزرگ»  نامیده می‌شد، از قرن ۱۹ به بعد است که کشور افغانستان شکل می‌گیرد و سال ۱۳۲۳ شمسی کشوری به نام افغانستان تأسیس می‌شود. پس‌ازآن اقداماتی برای مدرن شدن جامعه افغانستان صورت گرفت. حتی به تعبیری زودتر از ایران، نوسازی و توسعه و مدرنیسم را شروع کردند. درست است که دولت مدرن افغانستان در ۱۹۷۹ شکست خورد ولی عناصر آن به صورت پراکنده در سراسر جهان حضور دارند. متأسفانه ما این بدنه مدرن جامعه افغانستان را نمی‌شناسیم.

من سال ۱۳۸۲ پروژه‌ای را در همکاری با سازمان ملل متحد اجرا می‌کردم به نام (the young soldiers) به این منظور سه ماه در شهرکی در مشهد که مهاجران افغان در آن سکونت داشتند، اقامت داشتیم و با آن‌ها در تماس بودم. در آنجا با طبقه متوسط افغانستان بیشتر آشنا شدم. آن‌ها نشریه داشتند و کارهای ادبی و فرهنگی خوبی انجام می‌دادند. این بخش را جامعه ما کمتر می‌شناسند. تصویری که ما از جامعه افغانستان داریم، تصویر رسانه‌ای است که همیشه افغانستان را نیمه ویرانه معرفی می‌کند.

با توجه به محدودیت زمان، اجازه بدهید درباره مسائل تاریخی افغانستان کفایت مذاکرات بدهیم. لطفاً اجازه بدهید بحث روی مسائل اخیر و بازگرداندن مهاجران افغانستانی به کشورشان متمرکز شود.

نعمت‌الله فاضلی: درباره سیاستی که دولت برای بازگرداندن مهاجران افغانستانی در نظر گرفته، می‌توان از چند جنبه بحث کرد. اجازه بدهید این نکته را تمام کنم که طبقه متوسط افغانستان را نباید نادیده گرفت. مدیر نشر ثالث چندی پیش به من گفت که تعداد قابل‌توجهی کتاب به افغانستان صادر می‌کنند. بعضی نویسندگان ما در افغانستان فرصت دستیابی به مخاطب پیدا می‌کنند و این ما را از انزوای فرهنگی درمی‌آورد. نویسنده ایرانی می‌تواند به جمعیت ۴۰ میلیونی افغانستان که حوزه نوروز است و ۲۵ درصد یا ۳۰ درصد مردم آن شیعه‌اند و زبان دری در آنجا رایج است، فکر کند.

اما در مورد مسائل اخیر؛ مثل اغلب موارد، در مورد آمار مهاجران افغان هم عدد و رقم دقیقی در دست نیست، خود دولت اعلام کرده که ۳ میلیون از مهاجران افغان، پاسپورت دارند و مهاجر قانونی هستند و قصد دارد دو میلیون نفر از مهاجران غیرقانونی را به کشورشان بازگرداند.

لازم می‌دانم به این نکته تأکید کنم که مساله بازگشت مهاجران تنها یک مسئله پلیسی یا امنیتی نیست. در یک برخورد هوشمندانه، این بازگرداندن می‌تواند یک فرصت باشد. اگر دولت و مردم ما به‌درستی عمل کنند، مهاجران می‌توانند سفیر فرهنگی ایران باشند، نه این‌که از جامعه ایران دلخور باشند.

با تشکر از دکتر فاضلی و نکته ظریفی که در جمله آخر بیان کردند، از آقای مهندس کروبی که در شبکه‌های اجتماعی خانواده چاپ به ارائه‌دهنده نظرات انتقادی و داده‌های مستند شناخته‌شده‌اند، من می‌خواهم به دلایل مطرح‌شده برای ضرورت بازگرداندن سریع مهاجران افغان و احتمالاً نقد آن‌ها بپردازند.

ابتدا بگویم که من با مهاجران افغانستانی، تجربه خوب و پر اعتمادی دارم. از دهه ۶۰ و به‌ویژه ۷۰ به‌تناوب با مهاجران افغان در ارتباط بوده‌ام و به اتکای این تجربه و مطالعه‌ای که در این زمینه‌دارم، نسبت به آنچه که در حال اتفاق افتادن است، انتقاد دارم. کاری که دولت می‌کند اخراج نامهربانانه است. تا امروز حدود یک‌میلیون از مهاجران را رد مرز کرده‌اند. پیدا است این تعداد مهاجر را ظرف چند هفته از مرز عبور دادن، چه نابسامانی و مشکلاتی ایجاد می‌کند! بدیهی است وقتی استدلال امنیتی به میان می‌آید و مساله مهاجران را به تجاوز اسرائیل به ایران ربط می‌دهند، دیگر همه مسائل دیگر نادیده گرفته می‌شود. حتی قول و قراری که دولت با این مهاجران داشت یک‌طرفه برهم زده می‌شود. برای مثال؛ تعدادی از کسانی که ۱۵۰ میلیون تومان برای گرفتن مجوز اقامت پرداخت کرده بودند، بدون دریافت آن مبلغ، به مرز اعزام شدند و برخلاف و عده‌ای که گفته بودند آنجا مبلغ را به شما برمی‌گردانند، دست‌خالی رد مرز شدند. کسانی آن‌قدر شتاب‌زده مجبور به ترک ایران شدند که وقت نشد، ودیعه مسکن اجاره خانه خود را پس‌بگیرند. بعضی‌ها زندگی ۲۰ ساله را گذاشتند و رفته‌اند. خب، بدنامی ‌این‌جور رفتارها، می‌ماند برای مردم ایران.

از استدلال‌های ضعیف امنیتی که بگذریم، مسائل دیگر هم مطرح می‌شود که تأثیر آن‌ها به آن شدتی که در جوسازی رسانه‌ای مطرح می‌شود، نیست:

ازجمله: می‌گویند افغانستانی‌ها فرصت‌های شغلی را از کارگران ایرانی گرفته‌اند و با رفتن آن‌ها، فرصت‌های شغلی برای کارگر ایرانی ایجاد می‌شود. واقعیت این است که شمار زیادی از مهاجران افغان در مشاغل سخت مثل مقنی‌گری، چرم‌سازی و غیره اشتغال دارند که کارگران ایرانی، بلافاصله نمی‌توانند جای آن‌ها را پر کنند. در صنعت ساختمان که علاوه بر کارهای ساده شمار قابل‌توجهی استادکار افغانستانی در رشته‌های مختلف مشغول به کار بوده‌اند (مثل راویزکار درجه‌یک و گچ کار درجه‌یک و غیره) که حالا حالاها نمی‌توان جای آن‌ها را پر کرد.

با بزرگنمایی جرم و جنایت تعدادی از افغان‌های مهاجر، آن را به همه مهاجران تعمیم می‌دهند که اصلاً با واقعیت تناسب ندارد. بیش از ۴ دهه حضور مهاجران افغان در بیشتر شهرها و روستاها و مشاغل مختلف خلاف آن ادعا را ثابت می‌کند. اگر نسبت آمار خلاف‌کاران و مجرمان افغان به جمعیت آن‌ها در ایران با همین نسبت در جمعیت ایرانیان مقایسه شود، خواهیم دید که این ادعا نادرست است و همان‌طور که استاد فاضلی گفتند بعضی انتقادها از بابت کاهش فشار بر خدمات عمومی، با دست بالا گرفتن تعداد مهاجران این ارقام بزرگنمایی می‌شود. آن‌ها از نان و برق و آب که دولت برای آن‌ها یارانه می‌دهد، استفاده می‌برند و این فشار زیادی به اقتصاد مشکل‌دار ایران وارد می‌کند. در این انتقاد وجهی از حقیقت دیده می‌شود ولی آنچه فراموش می‌شود، ارزش کار مولد افغانستانی‌ها در ایران است که به‌مراتب بیشتر از این یارانه است که نصیب آن‌ها می‌شود.

گفته می‌شود مهاجران درآمد خود را به صورت ارز به افغانستان می‌فرستند. این رقم با توجه به آمارها در مجموع بین ۵/۱ تا ۵/۳ میلیون دلار در سال محاسبه می‌شود. در عوض افغان‌ها بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران خارجی در ایران هستند رئیس انجمن سرمایه‌گذاری اتاق بازرگانی ایران، سرمایه‌گذاری افغان‌ها در ایران را حدود ۳ میلیارد دلار اعلام کرده است. علاوه بر این دولت ایران از رهگذر خدمات کنسولی و امور اتباع، بیش از ۷۲۰ میلیون دلار از افغانستانی‌ها درآمد دارد.

پس‌ازاین دفاع از مهاجرانی که در این روزها تریبونی در رسانه‌های داخلی نداشته‌اند، لطفاً قبل از سخنان آقای شجاع، بفرمائید آیا خروج مهاجران افغانستانی موجب اختلال در تأمین نیروی انسانی برای صنعت چاپ و بسته‌بندی نشده است؟

سیدرضا کروبی: در حوزه چاپ و بسته‌بندی شاید تأثیری محسوس نداشته باشد ولی چندان بی‌تأثیر هم نباید باشد. شاید آقای شجاع بهتر بتوانند در این زمینه توضیح دهند. نکته‌ای که مایلم بر آن تأکید کنم، این «دفاعیات» به معنای موافقت با ورود بی‌حساب‌وکتاب مهاجران افغان یا هر ملیت دیگری نیست و دولت باید سیاست‌گذاری درست و مسئولانه‌ای در این زمینه اعمال کند.

نعمت‌الله فاضلی: پیش از شروع صحبت آقای شجاع اجازه می‌خواهم چند نکته را درباره سیاست‌گذاری دولت یادآوری کنم: اول؛  دولت قصدش آن نیست که همه مهاجران را برگرداند، بلکه فقط غیرمجازها را برمی‌گرداند. دوم؛ مسئله مهاجران در دولت آقای رئیسی به‌سوی بحرانی شدن رفت و چون در ۱۴۰۲ حدود ۸۰ هزار و در ۱۴۰۳ یک‌میلیون و سیصد هزار مهاجر از افغانستان وارد شدند. باید بگویم بخشی از صحبت آقای کروبی شامل این مهاجران نمی‌شود، چون آن‌ها هیچ آموزشی ندیده‌اند. سوم؛ کاملاً موافقم که دولت حساب‌شده با مهاجران برخورد کند. باید توجه کرد که ایران خودش مشکلاتی دارد و نمی‌تواند ۶-۵ میلیون مهاجر را بپذیرد. درواقع انتقاد اصلی در این میان به حکمرانی در زمینه مهاجران مربوط می‌شود.

بخش سخت صحبت را گذاشتید برای آقای شجاع

غلامرضا شجاع: برگردیم به اصل مطلب که مسئله حاکمیتی است. متأسفانه سیاست حکمرانی ما معمولاً می‌گذارند هر مساله‌ای به بحران برسد، بعد به فکر چاره می‌افتند. چه در زمینه نان باشد، چه برق و چه مهاجران افغان. به نظرم با مقایسه آمارهای مختلف، می‌توان تعداد ۶ میلیون مهاجر را رقمی نزدیک به واقعیت دانست.

مشکل، مهاجران دارای مجوز نیستند. در مورد نگاه امنیتی، باید بگویم، با توجه به افزایش چشمگیر مهاجران در یکی دو سال اخیر، قبل از جنگ ۱۲ روزه، شاهد موج اعتراض مردمی نسبت به این حضور بی‌حساب‌وکتاب مهاجران غیرمجاز بودیم. مردم به‌حق ترس داشتند. حالا دولت تصمیم خوب و درستی گرفته است. البته نگرانی‌هایی که دکتر فاضلی و مهندس کروبی مطرح کردند هم درست است و بازگرداندن مهاجران نباید به‌گونه‌ای صورت گیرد که موجب دشمن‌تراشی شود.

من ۲۰ تهدید را برای حضور مهاجران غیرمجاز برشمرده‌ام و همچنین درباره فرصت‌های حضور مهاجران قانونی نیز نکاتی را یادآور شده‌ام، که تقدیم می‌کنم:

ابتدا تهدیدها:

  1. نداشتن آمار دقیق از تعداد مهاجران قانونی و غیرقانونی و عدم نظارت به رفت‌وآمد آنها به افغانستان
  2. عدم شناسایی و انگشت‌نگاری و اطلاع از محل زندگی اکثریت آنان
  3. عدم اطمینان و احتمال اینکه چه تعدادی از افراد مهاجر نفوذی‌های حکومت طالبان و دیگران… هستند
  4. عدم اطمینان به حاکمیت طالبان با توجه به میلیاردها سلاح‌هایی که امریکا برایشان گذاشت
  5. خطر نگاه بی‌رحمانه طالبان به مذهب شیعه ایرانیان
  6. خطر به وجود آوردن مسائل امنیتی برای کشور
  7. نگرانی‌های روانی و ترس جامعه از کثرت حضور آنان
  8. خطر نفوذ در مراکز مذهبی و حتی بیوت مراجع و حمایت تندروی‌های داخلی با نگاه ایدئولوژی امت واحده اسلامی
  9. زاد و ولد زیاد و افزایش جمعیت آنان
  10. استفاده کارفرماهای سودجو ایرانی از افرادی که حضور غیرقانونی دارند به علت عدم پرداخت بیمه و مالیات و حقوق کمتر که موجب بیکاری کارگران ایرانی می‌شود
  11. استفاده از یارانه‌های مردم ایران پیدا و پنهان مانند نان ، سوخت انرژی ، درمان، آموزش و ….
  12. عدم شفافیت در جمع‌آوری ثروت و انتقال غیرقانونی به خارج از کشور و تبدیل پول به طلا و ارز
  13. دریافت مبلغ امانت ناچیز ۱۰۰ میلیون تومان حق شهروندی برای صدور مجوز کار
  14. عدم پرداخت مالیات از درآمد که در همه جای دنیا دریافت می‌شود
  15. با توجه به نگرانی جامعه ایرانی به آنان حس بد و کینه داشتن
  16. اعمال مجازات و تنبیه خودسرانه در بین خودشان به جهت وابستگی قبیله‌ای افراد ضعیف افغانی با آیین و روش مذهبی خودشان
  17. خطر بحران‌های منطقه‌ای در خاورمیانه آبستن حوادث، با نگاه و شیطنت استکبار و احتمال سؤ استفاده از حکومت طالبان
  18. خطر استفاده آنان در نیروگاه‌ها ، و کارخانه‌ها و محل‌های مهم کشور
  19. فرار نیروهای امنیتی و نظامی دولت سابق افغان از دست طالبان که می‌تواند جذب ضدانقلاب یا اسرائیل شوند
  20. اکثر این نیروهای نظامی بدون معرفی شغل سابق خود به‌عنوان کارگر ساده آمده‌اند و معمولاً وضع مالی خوبی داشته و کارگری هم نمی‌کنند و به‌راحتی می‌توانند جذب اسرائیل یا منافقین ‌شوند

و اما فرصت‌ها:

  1. استفاده از نیروی کار ارزان
  2. استفاده در کارهای سخت مانند ساختمان‌سازی و مشاغلی که نیروی کار ایرانی کمتر انجام می‌دهند
  3. بهره‌مند شدن از افراد نخبه ، تحصیل‌کرده ، هنرمند که باید در شناسایی و جذب آنان با دقت اقدام شود
  4. اکثریت افغانستانی‌های غیرسیاسی و غیرمتعصب مذهبی مردمانی باهوش سرشارند
  5. مردمانی امانت‌دار ، فرمان پذیر هستند
  6. ایران جزء کشورهای مورد تائید کمیساریای سازمان ملل متحد در امور پناهندگان است
  7. استادکاری در کشاورزی و ساخت سازها و برخی صنایع کوچک مانند کیف و کفش و …

این فرصت‌ها و تهدیدها را قاعدتاً سازمان‌های گوناگون دولتی و نهادهای امنیتی و سیاسی هم می‌شناسند، پس چرا آخرسر، کارها این‌طور با شتاب و پر مشکل انجام می‌شود؟

شجاع: متأسفانه ناهماهنگی زیاد است. یک‌زمانی وزارت کشور رسماً به‌عنوان متولی مهاجران و اتباع اعلام می‌شود بعد نیروی انتظامی در نقش متولی وارد می‌شود. این وسط وزارت خارجه و حتی امامان جمعه هرکدام ساز خودشان را می‌زنند. نتیجه می‌شود همین بحرانی که هم فرهنگی است، هم اقتصادی و هم سیاسی و امنیتی. البته خیلی از مهاجران افغان خودشان داوطلبانه دارند برمی‌گردند. درصورتی‌که باید عقلانیتی در کار باشد و با طرح و برنامه مشخص، متخصصان و افراد لایق شناسایی شوند و پاسپورت بگیرند.

آقای شجاع، لطفاً از ارتباط صنعت چاپ با کارگران افغان و با کشور افغانستان بگویید.

در صنعت چاپ هم تا آنجا که من اطلاع دارم، شاید در مشاغل ساده و نگهبانی در مواردی مهاجران افغان را به کار گرفته باشند. ولی عمدتاً در صنایع کارتن‌سازی و کاغذ و آخال شرکت دارند، در چاپخانه‌های دارای مجوز، کمتر شاهد حضور کارگر افغان بوده‌ایم و بیشتر در چاپخانه‌های غیرمجاز می‌توان آن‌ها را سراغ گرفت.

در اوایل دهه ۸۰ خیلی تلاش کردیم که ماشین‌آلات دست‌دوم را به افغانستان بفروشیم ولی کار خوب پیش نمی‌رفت. از موارد دیگر باید به تلاش برای جذب کتاب‌های درسی افغانستان یاد کنم. مدیرعامل وقت شرکت افست سه بار به کابل رفت که چاپ کتاب‌های درسی آن‌ها را بگیرد؛ اما مخالفت آمریکا مانع شد. درحالی‌که ما داریم درباره نیروی کار مهاجران افغان صحبت می‌کنیم، ترکیه دارد نیروهای متخصص ما را جذب می‌کند. ماشینچی ایرانی را که در تبریز ۲۰ تا ۲۵ میلیون تومان حقوق می‌گیرد، در چاپخانه استانبول با ۱۵۰۰ دلار استخدام می‌کنند.

در واقع می‌توان گفت در ایران نیروی کار ارزان مهاجران افغان، تا حدودی موجب پایین نگه‌داشتن دستمزد کارگر ایرانی هم شده است. اگر بخواهیم از این نقطه‌نظر به موضوع نگاه کنیم، خیلی جنبه‌های حقوقی مطرح می‌شود که به سود کارفرمایان ایرانی نخواهد بود.

شجاع: بله، سود اصلی از نیروی کار ارزان را کارفرمایان می‌برند، که شاید در کل به نفع اقتصاد کشور هم باشد، ولی به نفع مردم نیست.

کروبی: شما از جذب ماشین‌چی توسط چاپخانه‌های ترکیه می‌گویید، ما همین‌جا داریم می‌بینیم اپراتور باتجربه ماشین دایکات بوبست که کلی هزینه برای آموزش او شده، شاید گاهی هم به ماشین آسیب زده تا یاد گرفته باشد، حالا پس از ده، پانزده سال سابقه، کار را رها می‌کند، می‌رود با ماشین در اسنپ کار کند. چاپخانه‌ها همین حالا در جذب نیروی کار، چه کارگر مبتدی و چه اپراتور و استادکار، دچار مشکل جدی هستند. که خودش جای یک بحث و بررسی مستقل دارد.

مساله تامین نیروی کار در صنعت چاپ در سطوح مختلف، خودش جای کار دارد و یک بحث مستقل را می‌طلبد، اجازه بدهید همان بحث بازگرداندن مهاجران را به‌جایی برسانیم

فاضلی: با توجه به صحبت‌های آقای شجاع، به نظر می‌رسد نظام حکمرانی مهاجرت باید گونه شناسی دقیقی از مهاجران داشته باشد. علاوه بر اطلاعات اولیه، باید قابلیت‌ها و توانمندی‌های هر یک از آن‌ها را هم ثبت کنند.

همچنین در تائید صحبت دوستان لازم می‌دانم تأکید کنم که حکمرانی مهاجرت باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که مهاجران فرصت‌های شغلی را از نیروهای داخلی نگیرند. نمی‌دانم از طرح ۲۰۲۰ دولت باخبر هستید یا نه، ولی در این طرح دولت دو هزار و بیست منطقه را شناسایی کرده که همه زیرخط فقر مطلق زندگی می‌کنند، یعنی ۲۰ میلیون نفر ایرانی در کشور خودمان به نان شب محتاج‌اند. آن مهاجر غیرقانونی موقعیت شغلی شماری از این ۲۰ میلیون نفر را اشغال می‌کند. در این مورد البته نه افغان مهاجر و نه مردم ایران، مقصرند، بلکه حکمرانی ضعیف و بی‌تدبیر را باید مقصر دانست، ما در زمینه حکمرانی مهاجرت ۵۰ سال عقب هستیم.

شجاع: لازم است تجربه کشورهای دیگر در این زمینه به‌خوبی بررسی شود و روش‌های خود را اصلاح کنیم. نه این‌که چند سال بی‌خیال باشیم و یک‌باره همه‌چیز را امنیتی کنیم. ضمن این که در زمینه امنیتی هم باید هوشمندی به خرج داد. نکته امنیتی اینجاست که ما همه توجه جامعه را به سمت خطر طالبان برده بودیم، درحالی‌که بخشی از نیروهای نظامی و امنیتی حکومت قبلی افغانستان که به ایران مهاجرت کرده‌اند، با نیروهای آمریکا و انگلیس و کشورهای غربی کارکرده بودند و می‌توانسته‌اند روابط خود را با آن‌ها حفظ کنند. ما توجه دقیقی به نقش آن‌ها و احتمال همکاری آن‌ها با نیروی‌های خارجی نداشتیم.

کروبی: دولت در بسیاری موارد راه‌حل‌های پانسمانی را در پیش می‌گیرد. آقای شجاع هم به‌صورت دیگر به همین نکته توجه دادند.

با تشکر از دوستان عزیز، اجازه می‌خواهم با یک جمع‌بندی مختصر و مفید این میزگرد را به پایان ببرم. به نظر می‌رسد همه با این نظر موافق باشیم که در درجه اول باید حکمرانی مهاجرت سنجیده‌ای در کشور داشته باشیم و ورود مهاجران  جدید، تنها در چارچوب معیارهای تعریف‌شده مجاز باشد و در مورد بازگرداندن شماری از مهاجران ملاحظات انسانی و حقوقی کاملاً رعایت شود. همچنین افکار عمومی را از افغان هراسی، دور نگه‌داریم و اجازه ندهیم این رویداد، موجب دشمنی و دلخوری مهاجران شود. برعکس برپایه چند دهه روابط دوستانه بین شهروندان ایرانی و مهاجران افغانستانی، بازگشت آن‌ها را به‌نوعی خاطره خوش همراه سازیم

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا