اخبارگزارشمقالات تخصصیویژه

گسترش بيابان خبري

مرگ خاموش مطبوعات محلي در ايران و جهان

افول روزنامه‌های محلی، هزاران شهر و روستا را بدون منبع معتبر اطلاع‌رسانی رها کرده است؛ بحران اقتصادی و بی‌توجهی ساختاری، رسانه‌های کوچک را به حاشیه مرگ می‌راند.

طی دو دهه‌ی اخیر، جهان با یکی از عمیق‌ترین تحولات رسانه‌ای تاریخ مدرن مواجه شده است: افول سریع روزنامه‌ها و نشریات چاپی، به‌ویژه نشریات محلی که زمانی ستون فقرات اطلاع‌رسانی و فرهنگ‌سازی در جوامع کوچک و متوسط به شمار می‌رفتند. این روند جهانی در ایران نیز به‌گونه‌ای شدید و گاه خاموش جریان دارد؛ نشریاتی که سال‌ها نقش صدای مردم، حافظ هویت محلی و پیونددهنده‌ی گروه‌های اجتماعی مختلف بودند، امروز در شرایطی نفس می‌کشند که از یک‌سو اقتصاد نشر بحرانی‌تر از همیشه است و از سوی دیگر، ساختارهای قدرت و توزیع منابع، به شکل چشمگیری علیه آنان عمل می‌کند. مرگ تدریجی نشریات چاپی نه‌تنها پایان یک رسانه، بلکه پایان یک فرهنگ، یک حافظه جمعی و یک شبکه ارتباطی مهم در بستر جامعه است.

گزارش‌های بین‌المللی تصویری دقیق از وضعیت بحران‌زده‌ی مطبوعات ارائه می‌دهند. بنا بر گزارش تازه ‌State of Local News، امروز ۲۱۳ شهرستان در آمریکا به‌طور کامل به «بیابان خبری» تبدیل شده‌اند—یعنی هیچ منبع خبری محلی اعم از روزنامه، رادیو، تلویزیون یا حتی وب‌سایت فعال ندارند. همچنین ۱۵۲۴ شهرستان تنها یک منبع خبری دارند که معمولاً یک هفته‌نامه ضعیف است و توان پوشش موضوعات مهم را ندارد. به‌عبارت دیگر، «یک‌هفتم جمعیت آمریکا»—حدود ۵۰ میلیون نفر—در شرایطی زندگی می‌کنند که دسترسی بسیار محدود یا فاقد دسترسی به اخبار محلی معتبر دارند. این آمار زمانی تکان‌دهنده‌تر می‌شود که بدانیم از میان ۸۸۹۱ روزنامه‌ای که ۲۰ سال پیش منتشر می‌شدند، ۳۸درصد  آنها امروز وجود خارجی ندارند. دلیل این نابودی تدریجی عمدتاً کاهش درآمد تبلیغات، رقابت شدید فضای دیجیتال و خرید روزنامه‌ها توسط شرکت‌های عظیم سرمایه‌گذاری است که پس از تصاحب، تقریباً همه چیز را برای سود بیشتر قربانی می‌کنند—از کارکنان گرفته تا کیفیت محتوا و حتی خود موجودیت روزنامه.

بر اساس مقاله سایت whattheythink.com شرکت‌هایی مانند Alden Global Capital در آمریکا با خرید بیش از ۲۰۰ روزنامه، عملاً دست به تعطیلی گسترده آنها زده‌اند. تحلیل نیوزگیلد (NewsGuild) نشان می‌دهد که در برخی دوره‌ها، این شرکت‌ها تا ۷۵ درصد کارکنان تحریریه نشریات تحت مالکیت خود را اخراج کرده‌اند، و چندین نشریه قدیمی که بیش از یک قرن فعالیت داشتند، تحت همین سیاست‌ها تعطیل شده‌اند. این رفتار «کرکس‌وار» سرمایه‌گذاران، نه‌تنها یک کسب‌وکار را نابود می‌کند، بلکه یک جامعه را بی‌صدا، بی‌پشتوانه و آسیب‌پذیر رها می‌سازد.

گسترش بيابان خبري مرگ خاموش مطبوعات محلي در ايران و جهان

و اما در ایران…..

در ایران اما، ماجرا هم مشابه است و هم پیچیده‌تر. طبق محتوای مقاله سایت خبرگزاری مهر، روزنامه‌های سراسری طی سال‌ها توانسته‌اند با مزیت‌های اقتصادی و رانت‌های ساختاری فربه شوند؛ آنها زمانی چاپخانه‌های خود را با دلار ۷ تومانی راه‌اندازی کرده‌اند و امروز بیشترین آگهی‌ها و حمایت‌ها به سمت همین رسانه‌های مرکزگرای بزرگ روانه می‌شود. در مقابل، نشریات محلی «ظرفیت‌هایی دارند که نشریات سراسری از آن بی‌بهره‌اند»، امروز در شرایطی قرار گرفته‌اند که هزینه‌های سنگین چاپ، افزایش مداوم قیمت کاغذ، تورم، حقوق و بیمه کارکنان و نبود بازار تبلیغات محلی کافی، آنها را تا مرز تعطیلی کشانده است. او اشاره می‌کند که «مطبوعات محلی در مسیر همبستگی اقوام و وحدت ملی کار می‌کنند، اما قابلیت‌های آنها همیشه نادیده گرفته شده و توجهات به رسانه‌های مرکز بوده است». این بی‌توجهی ساختاری، بخشی از روند مرگ خاموش مطبوعات محلی در ایران را توضیح می‌دهد.

امروز در ایران ۱۵۵۷۶ مجوز نشریه صادر شده، اما تنها ۵۸۸۸عنوان منتشر می‌شوند و بیش از ۳۰۰۰ نشریه محلی دچار «مرگ خاموش» شده‌اند؛ یعنی نه تعطیل رسمی شده‌اند و نه در عمل وجود دارند. به گفته دکتر محمد سلطانی‌فر، استاد علوم ارتباطات، «در مقطع کنونی تاریخ ایران، ضعف مالی نشریات محلی و فقدان سازوکارهای حمایتِ مالیِ جدی و مؤثر دولت‌ها، مهم‌ترین عاملی است که چراغ این نشریات را بی‌صدا خاموش می‌کند». او تأکید می‌کند که «تعداد نشریاتی که بر اثر مشکلات اقتصادی تعطیل شده‌اند، بیش از نشریاتی است که دچار مرگ سیاسی شده‌اند». این اظهارات نشان می‌دهد که بحران اقتصادی—نه فشار سیاسی—عامل اصلی مرگ گسترده رسانه‌های محلی است؛ بحرانی که زنگ خطری جدی برای آینده ارتباطات محلی، مشارکت مدنی و شفافیت اجتماعی است.

از سوی دیگر در بسیاری از استان‌ها، امکانات چاپ محلی به اندازه کافی وجود ندارد و برخی نشریات مجبورند چاپ خود را در تهران انجام دهند، که این مسئله علاوه بر افزایش هزینه‌ها، سبب دیر رسیدن نشریه، از دست رفتن مخاطب و کاهش تیراژ شده است. علاوه بر این، اعطای بی‌رویه مجوز نشریات بدون رعایت ظرفیت بازار، موجب شده بسیاری از این نشریات عملاً توان انتشار منظم نداشته باشند و در حد صفحات «کپی-پیست» باقی بمانند. فقدان آموزش حرفه‌ای روزنامه‌نگاری در برخی استان‌ها نیز باعث شده بسیاری از فعالان رسانه‌ای تنها با تکیه بر تجربه شخصی پیش بروند و همین موضوع ضریب خطا و آسیب‌های اجتماعی و فرهنگی را افزایش داده است.

یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که دست‌اندرکاران روزنامه های محلی به‌صراحت مطرح می‌کنند، «بحران استقلال» است. بسیاری از نشریات محلی به‌دلیل ناتوانی در تأمین هزینه‌ها، ناچار به وابستگی به سازمان‌ها، شرکت‌ها و مدیران محلی شده‌اند. نتیجه این روند، تبدیل شدن برخی نشریات محلی به «بلندگوی ادارات» است.

گسترش بيابان خبري مرگ خاموش مطبوعات محلي در ايران و جهان

در چنین شرایطی، پیامدهای اجتماعی و سیاسی مرگ نشریات چاپی بسیار عمیق و گسترده است. نخستین پیامد، کاهش مشارکت مدنی است. جوامع بدون رسانه محلی، درک ضعیفی از مسائل پیرامونی خود دارند. مردم نمی‌دانند در شورای شهر چه می‌گذرد، بودجه‌ها چگونه هزینه می‌شود، پروژه‌های شهری به کجا رسیده‌اند و چه کسانی مسئول ناکارآمدی‌ها هستند. این ناآگاهی، مشارکت در انتخابات محلی را کم‌رنگ می‌کند و کیفیت تصمیم‌گیری عمومی را پایین می‌آورد.

مرگ نشریات چاپی، همچنین ضربه‌ای به هویت فرهنگی محلی وارد می‌کند. نشریات محلی در ایران و جهان معمولاً حامل زبان، فرهنگ، سنت‌ها و دغدغه‌های بومی هستند. آنها تاریخ محلی را ثبت می‌کنند، از هنرمندان، نویسندگان و رویدادهای فرهنگی منطقه حمایت می‌کنند و حافظ روایت‌های محلی‌اند. با حذف آنها، یک لایه مهم از هویت فرهنگی جامعه بدون ثبت و حافظه می‌ماند. حتی نشریات دوزبانه که در برخی مناطق ایران منتشر می‌شوند در تقویت ارتباطات فرهنگی با کشورهای همسایه نقش داشته‌اند، و حذف آنها یعنی حذف یک پل فرهنگی مهم.

با وجود این تاریکی گسترده، نشانه‌هایی از امید دیده می‌شود. در برخی شهرهای آمریکا پس از تعطیلی روزنامه‌ها، مردم خود اقدام به راه‌اندازی نشریات محلی غیرانتفاعی کرده‌اند. نمونه Philomath News، یا Montclair Local، نشان می‌دهد که مدل‌های جدیدی مانند اشتراک‌های محلی، حمایت مردمی، خبرنامه‌های دیجیتال و ترکیب چاپی/دیجیتال می‌تواند نوعی حیات دوباره به رسانه‌های محلی ببخشد. اگرچه این مدل‌ها هنوز همه‌گیر نشده‌اند، اما تجربه‌های موفق آن‌ها نشان می‌دهد که اگر جامعه یک رسانه محلی بخواهد، می‌تواند آن را احیا کند— حتی اگر نسخه چاپی آن محدودتر از گذشته باشد. این الگوها می‌تواند الهام‌بخش شهرهای ایران نیز باشد، مشروط به اینکه حمایت اجتماعی و چارچوب‌های اقتصادی مناسب برای ادامه کار فراهم شود.

در ایران، ایجاد اتحادیه‌های واقعی مطبوعات محلی، آموزش تخصصی روزنامه‌نگاری و اصلاح سازوکار توزیع یارانه‌ها و آگهی‌ها می‌تواند بخشی از این بحران را کاهش دهد. پیشنهادهایی مانند ایجاد «روز ملی مطبوعات محلی،» برگزاری همایش‌های خارج از تهران، و سپردن مدیریت بخش مطبوعات محلی در نمایشگاه رسانه‌ها به خود نشریات محلی مطرح شده است؛ اقداماتی که اگر عملی شوند، می‌توانند صدای این رسانه‌ها را تقویت کنند.

در نهایت، باید اعتراف کرد که پایان روزنامه‌های چاپی، به‌ویژه در جوامع کوچک، تنها پایان یک صنعت نیست؛ پایان یک شکل از زندگی اجتماعی است. روزنامه‌ها سلسله‌عصبی جریان اطلاعات بودند؛ حافظه‌ای جمعی که رویدادهای هر روز را ثبت می‌کرد، بستری که مردم می‌توانستند روی آن با هم گفتگو کنند، اختلافاتشان را ببینند، موفقیت‌های همدیگر را جشن بگیرند، و مشکلات محلی خود را با صدای بلند بیان کنند. همان‌گونه که فرانک رومانو، یکی از برجسته ترین تحلیلگران رسانه های چاپی  می‌گوید: «روزنامه چاپی خصلتی دارد که نسخه دیجیتال قادر به تکرار آن نیست—از یادگاری بودنش گرفته تا امکان چسباندن خبر موفقیت فرزندتان روی یخچال.» مرگ این رسانه‌ها، مرگ بخشی از خاطره و فرهنگ ماست.

بنابراین، چالش امروز جوامع—چه در ایران و چه در جهان—این است که چگونه می‌توان قدرت رسانه محلی را احیا کرد؛ رسانه‌ای که مردمی باشد، مستقل باشد، نماینده هویت محلی باشد و به‌جای تقلید از رسانه‌های بزرگ، نیازها و روایت‌های جامعه خودش را بیان کند. اگر این تلاش‌ها صورت نگیرد، پیامدهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ناشی از گسترش بیابان‌های خبری می‌تواند آینده دموکراسی، مشارکت مدنی، و حتی امنیت اجتماعی را با تهدید جدی مواجه کند.

منابع

گزارش مهر و سخنرانی مدیران مطبوعات محلی ایران :
سایت انجمن صنفی مدیران رسانه https://mirna.ir:
مقاله Local News Deserts Expand as Local Newspapers Dry Up منتشرشده در WhatTheyThink.
Medill Local News Initiative
State of Local News Report.
گزارش‌های Axios درباره نابودی مطبوعات مستقل در آمریکا.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا