فرق است بین “کباب را سرو کردن” و “دل را کباب کردن”!
همه چيزبه کنار، با اين تحقيرها چه کنيم؟!

حال ما بد است و هرکس را که میبینیم، بدتر است، یا تنها اندکی بهتر. برای این حال بد، دهها دلیل هست؛ بیشتر ازآنچه در ترانه «برای» سروده بودند، با اقلامی تازه و دلآزار، با این وضع کسبوکار.
خبرهای هولناک از خشونت و کشتار و ادعاهای عجیب از حضور عوامل دشمن در صدها شهر و دیار به کنار. تورم و گرانی هیولاوار و کمبود مواد مصرفی در بازار هم به کنار.
خیلی رنجها و زخمهای کهنه مثل بیعدالتی، فساد، رانتخواری، گسترش فحشا و ارتشا هم به کنار. نومیدی و استیصال نسلهای جوان و غم فرزندانی که در خانه پدری، پیر میشوند هم به کنار. سرزنش پدران و مادران از سوی فرزندانی که آینده خود را سوخته میبینند و دخترانی که در آمار جمعیت «مجرد قطعی» جای میگیرند نیز به کنار. داغ دل کودکان محرومی که به خاطر حسرت گوشت و لبنیات، دیگر غصه نرفتن به مدرسه را هم نمیخورند، به کنار.
استرس سایه شوم جغد جنگ و بیم صد آسیب دیگر هم به کنار.
اینها و خیلی چیزهای دیگر که همه میدانیم به کنار. اما از اینهمه تحقیر که بر ما روا میدارند، نمیتوان گذشت!
شما هم شنیدهاید که به بازرگانان عضو اتاق بازرگانی-نه هر رهگذری- نیم ساعت با تعیین وقت قبلی، اجازه دسترسی به اینترنت میدهند، آنهم در محل اتاق، با آوردن لپتاپ و پر کردن تعهدنامه که از هرگونه سوءاستفاده از امتیاز اعطایی(!) خودداری کنند.
از دیدن آن مدیرانی که با آن وضع حقارتبار در ناهارخوری اتاق بازرگانی خراسان رضوی برای استفاده از این ۳۰دقیقه اینترنت صدقهای شتاب به خرج میدهند، گریهتان نمیگیرد؟
اینترنت طبقاتی (رانتی) یعنی همین، یکسو ملت بیخودی و یکسو اقلیت خودی و سوپر خودی؛ یک تبعیض آشکار، یکطرف با سفیدی سیمکارت و آنطرف در تاریکی ارتباطات؛ جلوهای از حقوق آپارتاید. برای قلیلی کباب را سرو کردن و دل کثیری را کباب کردن!
بر ما چه رفته است که چنین تحقیرهایی را میپذیریم؟ از کرامت انسانی و حقوق شهروندی ما چه مانده است؟!
سردبیر




