میزگرد ماهنامه صنعت چاپ
چرا اجازه میدهیم شرکتهای دارویی با چاپخانهها بدحسابی کنند؟

یکی از نشانههای بدی بازار و وضعیت اقتصاد، تأخیر در پرداختها، درخواست مهلت و تمدید سررسید چک و در مرحله بعد برگشتخوردن چکها و ناتوانی در پرداخت بدهیهاست. این نشانهها کموبیش چند سالی است که دارد در بازار نمایان میشود. اما به نظر میرسد جدیتر از مشاغل دیگر، گریبانگیر خانواده چاپ شده باشد.
این روزها، بدحسابی برخی شرکتهای دارویی مشکل عمدهای برای چاپخانههایی است که با آن شرکتها کار میکنند. این در حالی است که چند سال گذشته شرکتهای دارویی از حمایتهای مختلف دولتی برخوردار بودهاند و اغلب آنها خوشبختانه توسعه خوبی داشتهاند.
به نظر میرسد تغییر سیاستهای ارزی و محدودشدن ارزهای ترجیحی و نیمایی، بر وضعیت شرکتهای دارویی تأثیر گذاشته باشد.
به هرحال چه به این دلیل و چه به هر دلیل دیگر، اکنون شماری از چاپخانهها به خاطر دریافتنکردن دستمزد چاپ و خدمات خود از سوی شرکتهای دارویی، سخت در مضیقهاند و با توجه به تورم، از این بابت زیان میبینند.

برای بررسی دلایل این وضعیت و راهحلهای آن، ماهنامه صنعت چاپ میزگردی با حضور سه تن از چاپخانهداران فعال در چاپ و تولید جعبههای دارویی تشکیل داده است که خلاصه گفتوگوهای آن را در ادامه میخوانید.
هنوز وارد صحبت نشدهایم، اما صحبت از چاپخانهای به میان میآید که از دو سال پیش ۲ میلیارد دلار از یک شرکت دارویی (کاش میشد بیملاحظه نام این شرکت را هم بنویسم) طلب دارد که تا امروز موفق به دریافت آن نشده است.
یکی دیگر از حاضران از تعداد زیاد چکهای مشتریان و داروخانهها میگوید که یک شرکت دارویی به جای چک خودش، به چاپخانه داده است. کاری که کمدردسر نیست.
دیگری از درخواست شرکت دارویی طرف قرارداد خود میگوید که به تازگی درخواست دو ماه تاخیر برای پرداختهایش داشته، درحالیکه اگر دو ماه دیگر به همان روال کارهای آن شرکت را چاپ کند ۶-۵ میلیارد تومان به بدهیاش افزوده میشود.
بیژن گلستانیان؛ مدیر چاپ رازی سعی میکند با اشاره به تاریخچه معمولشدن فروش نسیه در چاپخانهها ریشه این بدعت را که حالا بلای جان چاپخانهها شده است، توضیح دهد.
بیژن گلستانیان: تا زمانی که ما در مرکز شهر چاپخانه داشتیم، تقریباً همه کارها نقدی بود. بعد که چاپخانه را در این محل در جاده کرج دایر کردیم، فضای بزرگتری داشتیم و کار از شرکتهای بزرگ میگرفتیم و امکانات چاپ بستهبندی را تقویت میکردیم. سبک کار تغییر پیدا کرد. باید کارها میرفت، تحویل انبار میشد، سند میخورد و بعد پرداخت میکردند. سیستم حسابداری ما نسبت به آنچه در چاپخانه مرکز شهر بود تغییر کرد. ابتدا این روال بیمشکل خاصی پیش میرفت، برای ما هم خوب بود. چاپخانه توسعه پیدا کرد. تورم هم مثل الان نبود.
با این مقدمه دریافتیم بعضی چاپخانهها هزینه سفارش چاپ را پس از تحویل کارها و در زمانی معقول دریافت میکردند. اما بحث امروز درباره دیرکرد خارج از توافق و تاخیر چند ماهه شرکتهای دارویی است.
فریدون خوشنودی: وقتی صحبت از تاخیر پرداختهای شرکتهای دارویی میشود، باید در نظر داشته باشیم که آنها هم دنبال منابع مالی هستند، این طبیعی است که مشتری بخواهد، هرچه دیرتر پرداخت کند. این است که چاپخانهها نیز گامبهگام عقبنشینی و تمکین کردهاند. حتی بعضیها پیشاپیش برای جذب یک سفارش جعبه دارویی، پیشنهاد پرداخت شش ماهه را مطرح کردند. آخر این چه منطقی است که ما مقوا بخریم، چاپ کنیم، حتی در مواردی کرایه حملونقل را هم بپردازیم، بعد شش ماه انتظار بکشیم تا اجرت خود را بگیریم؟ آن هم با این نرخ تورم که ارزش پول، آب میرود.
قبل از ادامه بحث، اجازه بدهید بدانیم آیا فقط شرکتهای دارویی بد پول میدهند یا مثلاً شرکتهای غذایی هم چنین میکنند و آیا شرکتهای دارویی همه چنین غیرمسئولانه پرداختها را به تعویق میاندازند؟
بیژن گلستانیان: داروییها تنها نیستند. حالا این روزها شرکتهای دارویی بیشتر مطرح شدهاند. اما به فاصله کمی از آنها بعضی از مشتریان کموبیش نسبت به چاپخانهها کم لطف شدهاند. در واقع خود چاپخانهها با رفتار غلط (که اصلاً نمیتوان آن را رقابت نامید)، بستر این سوءاستفادهها را فراهم ساختهاند. ما هنوز آنقدر که میشنویم بعضی چاپخانهها گرفتار شدهاند، مشکل نداریم. متأسفانه آنها نه شکایت میکنند، نه اتحادیه یا مرجعی از آنها پشتیبانی میکند. به نظرم اگر ما قراردادهای محکمی (مثلاً مثل آنچه در بنگاههای املاک تنظیم میشود) میداشتیم و اگر اتحادیه پشت سر ما بود، لازم نبود هر یک از چاپخانهدارها به تنهایی مشکل خود را حل کند.
فریدون خوشنودی: اشاره آقای گلستانیان به گذشته را میتوانم با یادآوری سالهای دهه ۶۰ تکمیل کنم که ما و چاپ دیانت و چاپ زنگ به تنهایی تقریباً همه جعبههای پودر را چاپ میکردیم. مقوا را هم خود شرکتهای شوینده میدادند. دستمزد هر یک جعبه هم ۱۰۰ ریال بود و این رابطه تا سالها برقرار بود. اما حالا ماشینهای چاپ زیادی وارد شده، صدها دستگاه ماشین چهار رنگ و شش رنگ و غیره وارد شده، بنابراین رقابت بین چاپخانهها زیاد شده است.
بعضی از چاپخانهداران که بدهی دارند و نیز تجربه کافی ندارند، برای گرفتن بعضی کارها (به ویژه از شرکتهای بزرگ)، سر و دست میشکنند، بدون اینکه متوجه عواقب آن باشند. کما اینکه شماری از آنها قربانی شدهاند.
بعضی از این همکاران ما، وقتی میبینند فلان شرکت نامدار یا برند پرآوازه سراغ او آمده، خیلی خوشحال میشوند و با اعتماد کامل همه امکانات خود را در اختیار او میگذارد. یکدفعه متوجه میشود که چقدر منابع خود را صرف او کرده و حالا باید دنبال دستمزد خود بدود!
اما این به هر حال عرضه و تقاضا را به زیان همه چاپخانهها در برابر مشتریان به هم زده است.
برهمخوردن عرضه و تقاضا، لزوماً نباید به عدم پرداخت بیانجامد، به نظر میاید خانواده چاپ، خود را زیادی دست کم گرفتهاند. کدام محصول دارویی یا غذایی میتواند بدون بستهبندی به فروش برسد؟ چاپخانهداران باید صاحبان این صنایع را متوجه میکردند که اگر تلاش و کاردانی صنعت چاپ نبود، نمیتوانستند به آن همه محصول در بستهبندیهای زیبا بنازند. کافی است ۵۰ چاپخانه بزرگ متحد شوند و کار نسیه نپذیرند.
مجید خادمی مزده: نباید احساسی برخورد کنیم. مسائل رقابت ربطی به احساسات ندارد. این نتیجه وضعیت موجود کسبوکار چاپخانههاست که آنها را به رقابت سخت کشانده است.
به دلیل گسترش اینترنت و شبکههای اجتماعی، بهویژه پس از کرونا، سفارشا مربوط به نشریات، کاتالوگ، بروشور و غیره، تقریباً حذف شد. بعد توجه همه به بستهبندی جلب شد. رسانهها و مطبوعات تخصصی هم به این گرایش دامن زدند.
تقریباً ۹۰-۸۰ درصد چاپ تجاری، به چاپ بستهبندی کوچ کردند. آیا تقاضا از سوی بازار بستهبندی به این نسبت رشد کرده بود؟ نه.
باید بپذیریم که وارد یک صنعت رقابتی شدهایم. این فضای کاری را اقیانوس قرمز مینامند. یک تئوری اقتصادی است که میگوید: اقیانوس آبی، به این معنی است که ماهی زیاد است و کوسهها به قدر نیاز میتوانند از آنها شکار کنند اما اقیانوس قرمز به معنی افزایش تعداد کوسهها و کاهش ماهی در آن آبها است.
در چنین فضایی کوسهها به یکدیگر حمله میکند و همدیگر را از بین میبرند، تا جاییکه دوباره نسبت کوسهها و ماهیها تعادل پیدا کند. الآن در صنعت چاپ کوسهها، یعنی چاپخانهها زیادتر از ظرفیت تقاضا در بازار هستند و دارند همدیگر را حذف میکنند تا ببینیم آخر سر، چه چاپخانههایی جان به در میبرند.

عمده بحث بر عرضه و تقاضا متمرکز شده. شما مطالب درستی از علم اقتصاد بیان میفرمایید ولی توجه داشته باشید که نتیجه منطقی این رقابت، تنها این نیست که شرکت دارویی بدهی خود را به شما نپردازد و همه چیز یکطرفه به سود مشتری باشد. آنها در واقع دارند وام بیبهره و مدتدار از چاپخانهدار میگیرند و همیشه دستمزد چاپخانه را شش ماه یا بیشتر در دخل خود نگه میدارند.

مدیرعامل چاپخانه پویا هنر نوین
مجید خادمی مزده: اتفاقاً میخواستم همین نکته را توضیح بدهم. پول، مثل خون در کالبد یک بنگاه اقتصادیست. شرکتها برای جذب سرمایه سه تکنیک دارند: اول وام بانکی، دوم ایجاد بدهی و ندادن پول تأمینکنندگان و سوم دیردادن یا کاستن از مالیات و عوارض به دولت.
اینجا بحث اخلاق در میان نیست. مدیر مالی این شرکتها میبینند کدام تأمینکننده در موضع ضعیفتری است، یعنی اقیانوس کدام کسبوکار، قرمز است، آنجا بیشتر امتیاز میگیرند. چون میبیند شکایت هم نمیکنند، میگوید چک سه ماهه را سه ماه دیگر هم نگهدار. حتی شاید چک هم به دست شما ندهند. حتی در مواردی شاید یکی پیدا شود که کلاهبرداری هم بکند.
فریدون خشنودی: اینکه هرچه شما میخواهید درباره راهحلهای متوقفکردن این روند ناسالم و غیراخلاقی صحبت کنیم، باز بحث برمیگردد به رقابت ناسالم بین خود چاپخانهها. به این دلیل است که وضعیت چاپخانهها و رفتار بعضی همکاران جدیدالورود و بیتجربه به عرصه بستهبندی، همهچیز را برهم زده است. آنها خود را هلاک میکنند و خوشحال هستند که فلان برند بسیار بزرگ به آنها کار داده است و بیتوجه به محاسبات دقیق هزینه تمامشده ـ که خیلیها بلد نیستند ـ زیر بار میروند که مثلاً اجرت UV را نگیرند. مواردی بوده که جعبهای را ۷۲۰ تومان قیمت دادهاند، درحالیکه هر طور حساب کنید ۱۲۰۰ تومان کمتر نمیشود.
بعضیها به اینکه کرایه ملک نمیدهند، دلخوشند و آن را جزو هزینه به حساب نمیآورند.
تمرکز بر بحث رقابت قابلدرک است. اما لازم است تصریح شود اولاً همه شرکتهای دارویی اینقدر بیپروا یکطرفه برخورد نمیکنند و ثانیاً همه چاپخانهها هم گرفتار چنین مشکلی نیستند که سفارشدهنده دارویی پشت سر هم از او امتیاز بگیرد و پرداختها را چند ماه به چندماه به تعویق بیندارد. پس آن چاپخانههایی که مشکل دارند باید به فکر حل آن باشند.
این درست است که مدیر مالی فلان شرکت بخواهد با دیرپرداختن و نپرداختن بدهی جذب سرمایه کند، ولی چرا باید چاپخانه اجازه بدهد که قربانی آن شود. صحبت بر سر این است که راهی پیدا کنیم تا قربانی نباشیم. دست کم میتوانیم مشتری بدحساب را به دیگران معرفی کنیم.
مجید خادمی مزده: باز هم من دعوت میکنم به پذیرفتن منطق بازار و عرضه و تقاضا. چاپخانهای که نمیخواهد قربانی باشد در این اقیانوس سرخ، چه راهی دارد؟
اول ـ سادهترین راه بیرون رفتن از میدان است. منطق بازار این است که سرمایه از بخش کمسود و پرخطر، به بخش سودآورتر و مطمئنتر منتقل شود. کما اینکه میبنیم بعضی دوستان چاپخانه را فروخته و جای دیگری سرمایهگذاری کردهاند.
دوم ـ برای ماندن، باید مزیت رقابتی ایجاد کرد تا مشتری تو را انتخاب کند و بهای آن خدمات خاص یا مزیت شما را بپردازد. مزایای چاپخانه میتواند تکنیک جدید باشد یا هزینه کمتر، کیفیت بالاتر و حتی نسیهدادن باشد.
در کسبوکارهای دیگر هم میبینید، وقتی هر روز یک نوع هایپرمی و هایپرمارکت باز میشود، کورش بالای سردرش مینویسد، اینجا همیشه تخفیف است.
اینها همه راهحلهای فردی است. اما اگر بخواهیم به عنوان یک صنف کاری کنیم که کمتر قربانی شویم چه باید کرد؟
مجید خادمی مزده: در واقع راه سوم را باید به دو مورد بالا اضافه کنم و آن آگاهیبخشی به همکاران است. که هم از روش محاسبه قیمت تمامشده مطلع شوند، هم مشتریان بدحساب را بشناسند.
اتحادیه مثلاٌ میتواند تابلوی قرمز بزند و هشدار بدهد که با چه شرکتهایی یا با چه شرایطی کار نکنید.
خوشبختانه داریم به مرحله ارائه راهحل نزدیک میشویم.
بیژن گلستانیان: میدانیم که هر چاپخانه به تنهایی نمیتواند وقت خود را صرف دوندگی و شکایت و پرداخت هزینه وکیل کند. راهحل منطقی این است که اتحادیه یک دایره حقوقی متشکل از یک یا چند وکیل داشته باشد که پیگیر شکایات چاپخانهها در مجاری قانونی باشند.
پس از چند ماه، آنها وکلای خبره این کار خواهند شد و بعضی کسانیکه سوءاستفاده میکنند، متوجه میشوند که نمیتوانند حق چاپخانهدار را بخورند.
یکی دیگر از کارهایی که اتجادیه میتواند بکند، راهاندازی نوعی سیستم اعتباردهی به مشتریان است. اینکه کدام شرکت چند ستاره میگیرد، میتواند مبنای ارزیابی و تصمیمگیری برای همکاران جهت کار با آن شرکت شود.
ما تکتک نمیتوانیم صدای خود را به مقامات ردهبالا برسانیم، اما اتحادیه بهعنوان یک تشکل صنفی، میتواند از طریق وزارت ارشاد، مثلاً با وزیر بهداشت رایزنی کند و ضمن تفهیم چایگاه صنعت چاپ در بستهبندی داروها، خواستار بسترسازی بهتری برای تعامل شرکتهای دارویی و چاپخانهها شود.

مدیرعامل شرکت ترسیم نگار
فریدون خشنودی: بحث هماهنگی چاپخانههای بستهبندی و مشاور حقوقی بارها بهطور ناپیگیر مطرح شده، ولی متأسفانه هیچوقت به سرانجام نرسیده است. ما خیلی وقتها بهخاطر نداشتن یک قرارداد درست و رویههای تحویل سفارش و ارسال کار چاپشده، مستندات کافی برای پیگیری خواست خود را در مراجع قانونی نداریم، البته شاید این بحث کمی فراتر از موضوع جلسه باشد.
مجید خادمی مزده: ببینید همین نکتهای که الآن آقای خشنودی مطرح کردند، خیلی از مشکلات را حل میکند. با راهنمایی وکیل، از ابتدا میدانیم چه مواردی را رعایت کنیم. من بر اساس تجربهای که کسب کردهام، الآن میدانم که چهار مستند برای پیگیری حقوقی لازم است که باید به طور عادی در هر سفارشی رعایت کنیم.
1. درخواست مُهرشده مشتری
2. اصل قرارداد امضاشده توسط مشتری
3. خروج بار با مهر و امضا
4. دریافت رسید تحویل بار
اگر همه اینها را داشته باشید باز هم ممکن است یک دعوای حقوقی، چند سال طول بکشد. به هرحال حداقل در راستای همان آموزشدادن که عرض کردم، این پیشنهاد آقای گلستانیان برای ایجاد دایره حقوقی در اتحادیه میتواند بسیار مفید باشد.
فریدون خشنودی: بحث مشاور حقوقی بسیار خوب است اما نباید گمان رود که چاپخانهها با شرکتهای دارویی در حال درگیری و کشیدن یکدیگر به دادگاه هستند. واقعیت این است که مواردی که به شکایت بینجامد، بسیار بسیار اندک است.
نکته دیگر این است که شرکتهای دارویی هم زیاد شدهاند و آنها هم بین خودشان رقابت دارند. بعضی داروخانهها و بیمارستانها به آنها چک یکساله میدهند.
داروهای اصلی و پُرمصرف که تقریباً همگی تعزیراتی هستند و دستوری نرخگذاری میشوند. یک زمانی شرکتهای دارویی ارز حمایتی میگرفتند، به هر حال تولید برای آنها سودآور بود. اما اکنون که ارز محدود شده، آنها هم مثل ما دارند با سیلی صورت خود را سرخ نگهمیدارند.
بله اگر پای روضه شرکتهای دارویی بنشینید، میبینید، داروخانه و بیمارستان پول آنها را نمیدهند، وقتی سراغ داروخانه بروی، میبینی بیمهها و به ویژه تأمیناجتماعی پول آنها را نداده و اساساً با دولت که طرف باشی، همهچیز را یکطرفه به نفع خودش تمام میکند و خیلی راحت میگوید؛ بودجه نداریم، یعنی خیلی از مشکلات دولت به بخش خصوصی و شرکت دارویی و چاپخانه منتقل میشود.
بیژن گلستانیان: با درک همه این شرایط، چاپخانهها باید راهکارهای مناسبی برای بازگشت سرمایه و گرفتن دستمزد خود در مدت معقول و بر اساس توافق پیدا کنند. نه این که اجازه بدهند به حق آنها تعرض شود.
وقتی برای شرکتکردن در مناقصه یک شرکت دارویی، چندین چاپخانه، هر کدام مثلاً یکصد میلیون تومان ودیعه میگذارند و پس از انجام مناقصه و انتخاب برنده، آن شرکت، بازگرداندن آن ودیعه را هم مدتی به تأخیر میاندازد، این دیگر زورگویی است. وقتی شرکتی که ۸ میلیارد بدهی دارد و بعد از کلی پیگیری، چک ۲۰۰ میلیونی میفرستد، چه باید کرد؟
اینکه دیگر نور علی نور است. اما احتمال نمیدهید در شرایط مناقصه چنین بندی گنجانده باشند که مثلاً ظرف ۳ ماه ودیعه مرجوع خواهد شد؟ باید با آگاهی در این مناقصهها شرکت کرد.
مجید خادمی مزده: این هم به همان آگاهیبخشی مربوط میشود. به ویژه اتحادیه باید روی آگاهیبخشی کار کند. هم به حقوق خود آگاه باشیم و هم بدانیم که چگونه سرمایه خود را از گزند شرایط بد اقتصادی نجات بدهیم.
مثلاً اتحادیه باید به متقاضیان جدید تأسیس چاپخانه هشدار دهد که وارد این کسبوکار نشوند. رسانهها هم باید این آگاهیبخشی را انجام دهند و با تحلیلها و گزارشهای خود، نشان بدهند ظرفیت تکمیل است و کسانی با ورود به این عرصه پررقابت، سرمایه خود را به خطر نیندازند.
فریدون خشنودی: شنیدهام در صنعت تولید دستمال کاغذی و فروشندگان مقوا هم جلساتی برگزار شده و هشدار دادهاند که این بازار اشباع شده است؛ بیاید، ورشکست میشوید.
بیژن گلستانیان: باید در اتحادیه چاپخانهداران اتاق فکر تشکیل شود که مستقل از انتخابات دورهای هیاتمدیره، از تمام ظرفیت صنف و نیز با استخدام مشاوران، بهره گیرد و در زمینههای حقوقی و مالی به چاپخانهها مشورت دهند و از آنها حمایت کنند.
سپاس از دوستان که با طرح نظرات خود در این میزگرد شرکت کردید. امیدوارم حاصل این میزگرد موردتوجه اتحادیه و نهادهای مربوطه قرار گیرد. بهویژه تأثیر مثبتی در اطلاعرسانی به چاپخانهداران عزیز داشته باشد.




