دانستنیهایی درباره ثبت شرکت و تجارت از طریق کشورهای همسایه

دانستنیهایی درباره ثبت شرکت و تجارت از طریق کشورهای همسایه
گفتوگو با دکتر بهزاد ولادی کارشناس بازاریابی و بازرگانی خارجی

ظاهراً به نظر میرسد با ثبت شرکت در یکی از کشورهای همسایه دیگر کار تمام است و بهراحتی میتوان هر کالایی را وارد یا صادر کرد. اما وقتی پای صحبت کارشناس بازرگانی و کسیکه از نزدیک دستی بر آتش دارد بنشینی، میبینی که چه برای واردات چه برای صادرات باید هزینه بیشتری متحمل شوی. اگر چیزی وارد کنید، حداقل ۳۰ درصد گرانتر برایتان تمام میشود و اگر بخواهید چیزی صادر کنید، باید پیشاپیش ۲۰ درصد تخفیف نسبت به قیمتهای منطقهای اعلام کنید. دکتر بهزاد ولادی؛ کارشناس باتجربه بازرگانی خارجی و مشاور بازاریابی گروه نگار، توضیحات خوبی در این زمینه دارد.
الآن تجارت ما با هیچجا راحت و سرراست نیست. شاید بعضی کالاها را از چین بتوان تأمین کرد ولی از اروپا و کشورهای دیگر معمولاً به این راحتی نیست. حتی سایه تحریمها را روی بعضی شرکتهای چینی هم میتوان دید که ترجیح میدهند با ایران معاملهای انجام ندهند.
بسیاری از شرکتها برای ماشینآلات، ملزومات و مواد مصرفی ناگزیر از واردات هستند. وقتی انتقال ارز از طریق Lc و بانکهای عامل در ایران صورت نگیرد، دیگر وارد چالشی میشوید که در بهترین حالت درصدی هزینه ایجاد میکند و در بدترین حالت، ممکن است پول خود را از دست بدهید. در این بین احتمالات دیگری را میتوان تصور کرد ولی هرچه باشد، چنین معاملهای استرسزا و مشکلآفرین است.
مشکلات شرکتداشتن در کشورهای دیگر
اغلب شرکتهای ایرانی که برای تسهیل واردات به ثبت شرکت نیاز پیدا کردهاند، روانه استانبول شدهاند و در آنجا با ترکها شریک شدهاند. در حالیکه شرکتهای اروپایی اعضای هیأتمدیره شرکت طرف معامله را هم چک میکنند و اگر ایرانی بین آنها باشد، اعلام میکنند که نمیتوانند با آن معامله کنند.
حالا فرض کنید که شرایط را جوری فراهم کنید که همه اعضای هیأتمدیره ترک باشند (به ریسکهای آن اشاره نمیکنم). این شرکت باید کار کند، باید گردش مالی (هرچند محدود) داشته باشد. مثل ایران نیست که کسی شرکت دایر کند و چندسال هم کار نکند، باز معتبر باشد.
در ترکیه حتی اگر وکیل کارهای ثبت شرکت را انجام دهد، در مراحل آخر باید خود شخص حضور داشته باشد. هزینه ثبت شرکت حداقل ۱۰۰۰ دلار، یعنی ۳۰.۰۰۰ لیراست.
از روز اول دولت شما را مجبور میکند مشاور مالی (حسابدار) داشته باشید که هر ماه صورتحساب مالی را تنظیم و به دارایی ارائه دهد و مالیات همان ماه پرداخت شود. بنابراین باید با مشاور عالی یا همان حسابدار قرارداد ببندید. هزینه ماهانه مشاور مالی حداقل ۳۰۰۰ لیر است.
از نظر مکان حتی میتوانید خانه خود را به عنوان Home Office معرفی کنید، که این نسبتاً آسان است ولی حتماً باید کسی را بهعنوان رئیس دفتر یا مسئول معرفی کنید که الزاماً باید اهل ترکیه باشد.
قانون کار ترکیه برای نیروی کار ساده حداقل حقوق قانون کار ۱۷.۰۰۰ لیر یعنی حوالی ۳۰ میلیون حقوق تعیین کرده است. حداقل مالیات برای هرماه عدم فعالیت شرکت نزدیک ۴۰۰ لیر است. یعنی یک دفتر خشک و خالی، بهطور میانگین حدود ماهی ۵۰-۳۰ میلیون تومان هزینه روی دست شما میگذارد.
اگر دو ماه هیچ فعالیتی نداشته باشید، شرکت تعطیل میشود و باید از نو مراحل ثبت شرکت و غیره را شروع کنید.

وقتی واردات انجام نشود، چه کاری را میتوان عنوان کرد؟
میتوان گفت برای تحقیقات بازار داریم فعالیت میکنیم. بالاخره این هم بخشی از کار هر شرکتی است. دولت ترکیه قبول میکند و هر بار که مشاور مالی گزارش بدهد سودی نداشتهایم، مالیات هم نباید بپردازید، ولی این گزارش حتی در حد هزینه دو نفر پرسنل باید ارائه شود. در همین حد هم دولت ترکیه این شانس را داشته که این شرکت برای دو نفر کار ایجاد کرده است.
به هرحال هزینههای قبض مشاعات حداقل ۱۰۰۰ لیر و پرداختیهایی در حد ۵۰۰هزارتومان هزینه ثابت هم دارید. (این مقررات در دبی و عمان و کشورهای دیگر ممکن است قدری متفاوت باشد.)
با وجود داشتن شرکت، آیا باز هم هزینه واردات بالا میرود؟
البته داشتن شرکت در ترکیه یا دبی موجب نمیشود که شما مستقیم جنس را از اروپا مثلاً به بندرعباس بیاورید. چون در صنعت حملونقل و کشتیرانی، هر کانتینری یک کد اختصاصی و سریالنامبر قابل ردیابی دارد که همین اثر انگشت است و کاملاً مشخص است که این محموله به کدام بندر رفته است. کانتینری که به نام بندر جبلعلی بارگیری شده و به مقصد امارات آمده، باید در امارات تخلیه شود و طبق قوانین امارات حداقل تا ۴۸ ساعت بعد نباید صادر شود.
بنابراین باید بار پیاده و بار دیگر بارگیری شود. همچنین برای ارسال به ایران باید اسناد تعویض شود. معمولاً شرکت خریدار در دبی یا ترکیه، تبدیل میشود به فروشنده و شما در ایران میشوید خریدار. یعنی یک معامله جدید صورت میگیرد که با اسناد و بارنامه جدید باید ارسال شود و Lc باید دوباره گشایش یابد.
همه اینها هزینه دارد.
بله همینطور است. بعضی وقتها قیمت یک کالا شاید تا ۵۰ درصد هم بالاتر برود. تاخیر زمانی هم که جای خود دارد. علاوه بر تأخیر در کشور میانی، ما در گمرک هم مسائل خود را داریم که فعلاً از آن میگذریم.
هزینههای زیادی به واردکننده ایرانی تحمیل میشود که به آنها هزینههای پنهان میگویند.
خود انتقال ارز هم هزینه خودش را دارد.
بله. چون وقتی از طریق سیستم بانکی نتوانید ارز را انتقال دهید، وارد روشهای دیگری میشوید که درصد معینی از مبلغ را بهعنوان هزینه ترانسفر مالی دریافت میکنند. معمولاً انتقال ارز از طریق یک صرافی معتمد صورت میگیرد. آنها اینجا پول را از شما میگیرند و در دبی یا ترکیه یا باکو یا هر جا، ارز موردنظر را به شما تحویل میدهند. بسته به مبلغ انتقالی، بین ۱ تا ۲ درصد باید بپردازید که آن هم بین چند صرافی توزیع میشود.
برای درک بهتر از رقم هزینه ترانسفر مالی بد نیست بدانید مثلاً برای انتقال صدهزار یورو باید ۴درصد بپردازید. اگر اولین بار مشتری صرافی باشید، تا ۵ درصد هم میگیرند. هرچه مبلغ بالاتر رود، حقالزحمه ترانسفر کمتر میشود. تعویض Invoice و پروفرما هم که توسط شرکت ترکیهای انجام میشود هزینه خودش را دارد. هزینه Lc حدود ۱۰ درصد میشود.
آیا در مورد صادرات این مشکلات کمتر است؟
نه. تقریباً همین مراحل را دارید. فرض کنید شما بخواهید گازوئیل بفرستید به بند روتردام در هلند، طرف هلندی از ایران که نمیخرد، میگوید از عمان یا دبی بفرست. باید شرکتی در عمان یا دبی پیدا کنید. دولت عمان از محموله مالیات و عوارض خودش را میگیرد.
بنابراین صادرات هر کالایی هم برای صادرکننده ایرانی بهصرفه نیست.
در رشته چاپ و بستهبندی هم رقابت با خارجی به همین خاطر آسان نیست.
نه تنها در رشته چاپ و بستهبندی، بلکه صادرکننده در بسیاری از محصولات، وضعیت دشواری دارد و به سختی میتواند رقابت کند. چون تأمینکنندگان از بازارهای دیگر، چنین هزینهها و تأخیری ندارند. مگر اینکه در محصول خاصی، مزیت داشته باشیم، آنقدر مزیت که بتوانیم زیر قیمت جهانی بفروشیم و باز هم سود ببریم یا به هر حال راضی باشیم.
کمی بیشتر توضیح بدهید با مثال.
ببینید در بعضی محصولات انحصاری مثل گازوئیل یا اوره یا بعضی محصولات پتروشیمی (مانند پروپیلن، پلیاتیلن و پلیاستایرن و …) که کشورهای محدودی تولید میکنند، ما توان خوبی داریم. به همینخاطر همانطور که نفت ایران در بازار جهانی ارزانتر فروش میرود، ما از همان اول اعلام میکنیم که زیر قیمت میفروشیم. مثلاً اوره ۴۶ درصد روسیه که شاخص بازار است، قیمت معینی دارد که به روز اعلام میشود. فروشنده اوره از ایران اعلام میکند: منفی۲۰ دلار قیمت اوره روسیه.
آیا واسطه دیگری هم از این تخفیف سهمی می برد یا کالای ایرانی با همین تخفیف به دست خریدار خارجی می رسد؟
بهخاطر مشکلات تحریمها و مسائل دیگر، بسیاری از شرکتهای خارجی دوست ندارند با ما کار کنند و اصلاً نگاهشان به سمت ما نیست. گاهی با چهار پنج واسطه یک عده، بنا به روابطی که با ایران دارند، میآیند اطلاعاتی درباره کالای ایرانی را به گوش طرف مقابلی که در اروپاست، میرسانند. در نهایت چون روابط بینالمللی خوبی نداریم، ناچاریم این کالا را با چند واسطه به دست طرف مقابل برسانیم. بهعنوان مثال کالایی را که مایل هستم و میتوانم و میخواهم درب کارخانه به قیمت یک دلار که برای من بهصرفه و همچنین قیمت خوبی هم برای آن طرف معامله هست، بفروشم، مجبورم با قیمت سه دلار به دست طرف مقابل برسانم. چراکه هزینه واسطهها و مسائل جانبی آن میبایست جبران شود. این موضوع که نتیجه تحریم، مشکلات روابط بینالملل تجاری و همچنین حضور چند واسطه و دیدهنشدن من است، باعث میشود تا من مزیت رقابتی خودم را از دست بدهم. این صرفاً مشکل من نیست و اغلب ایرانیانی که در این حوزه کار میکنند، چنین موانعی را بر سر راه خود دارند.
در زمینه محصولات غیرنفتی مثل خشکبار و خدمات چاپ و پیش از چاپ چطور؟
امروزه در بازار جهانی خریداران همه تأمینکنندهها را بررسی میکنند تا پایینترین قیمت و بهترین کیفیت را بگیرند. بنابراین قیمت تمامشده برای همه مهم است، قیمت تمامشده محصولات در ایران بهخاطر مشکلاتی که اشاره شد، خودبهخود بالا میرود. هنگام صادرات نیز همین هزینههای پنهان را داریم. بنابراین در حوزه چاپ و پیش از چاپ رقابت آسان نخواهد بود. البته خوشبختانه علیرغم همه این مشکلات واحدهای موفقی هم داریم. ولی شما ببینید در همین کشور خودمان، بعضی چاپخانهها ممکن است بعضی خدمات خود را به چین سفارش دهند. حتی در مورد خشکبار و میوههای خشک هم خریدار در بازار جهانی از تایلند و پاکستان و غیره هم قیمت میگیرد و با قیمت فروشنده ایرانی مقایسه میکند. اگر بعضی کارهای کشاورزی ما صادر میشود، معمولاً زیرقیمت جهانی میفروشند. میدانید که ما در ۴ نقطه ایران، صادرات موز داریم. اگر مثلاً آن موز کیلویی یک دلار قیمت داشته باشد، صادرکننده ایرانی ۲۰درصد ارزانتر میفروشد، چون به هرحال بهخاطر ارزش دلار و کاهش ارزش پول ملی، باز هم فکر میکند چیزی دستش را میگیرد. حتی وقتی دلار دریافتی از صادرات را به نرخ نیمایی به دولت بفروشد، باز هم راضی خواهد بود.
به هرحال اگر بتوانیم صادر کنیم، بهتر است در کار صادرات باشیم تا واردات. خوشبختانه هم در کار سیلندرسازی و هم صادرات کارهای چاپ و بستهبندی شرکتهای پیشرو و خوبی داریم که به اتکای کیفیت محصول خود، حرفی برای گفتن در این بازار رقابتی دارند.
به عقیده من اگر دولت هدفش صادرات و به تبع آن، ارزآوری باشد، حداقل باید بوروکراسی اداری را از ۱۰۰ به ۱ برساند تا صادرکننده دلش حداقل به همین راحتی کار، خوش باشد. چون تعهدات ارزی و عودت ارز و سایر مسائل،غول مشکلات هر صادرکنندهایست.




