دیدگاه‌هاصنفی

در برابر موج اَبَر تورم، دماغ خود را بالای آب نگه داریم کافیست

سیدرضا کروبی-مدیرعامل چاپخانه اخترشمال

پیش‌بینی شرایط سخت اقتصادی در سال ۱۴۰۴، در بسیاری تحلیل‌های اقتصادی گفته می‌شود. آمارها و اظهارات اقتصاددانان نیز به همراه مشاهدات میدانی، این نظر را تایید می‌کند.

وجود مشکلات تلنبار شده البته جای نگرانی دارد، ولی نگرانی بالاتر از این بابت است که هیچ راه‌حل کارشناسی‌شده‌ای برای برطرف شدن این مشکلات ارائه نمی‌شود.

هیچ برنامه‌ای از سوی مراجع مسئول دیده نمی‌شود که بگوید طبق این زمان‌بندی ناترازی‌ها تا چه تاریخی و در چند مرحله، به چه صورت برطرف خواهد شد.

برنامه بلندمدت که هیچ (تجربه برنامه ششم توسعه و هدف‌گذاری ۱۴۰۴ را که دیدیم به کجا کشید)، برنامه میان‌مدت و حتی کوتاه‌مدت نیز نداریم.

البته دلیل اصلی این بی‌برنامگی شاید این باشد که حل بسیاری از مشکلات به مسائل سیاسی و به‌ویژه مناسبات بین‌المللی مربوط می‌شود.

گره کور سیاست خارجی

علیرغم تلاشی که برای کم بها دادن به سیاست خارجی در وضعیت اقتصادی کشور صورت می‌گیرد، باید منتظر باشیم و ببینیم مشکل ارتباطات بین‌المللی کشور به چه طریق حل می‌شود. آیا اصلا اراده‌ای هست که حل شود؟!

اگر قرار باشد سال آینده با تحریم‌های شدید، فروش نفت ایران، محدودتر از پیش شود و آنچه فروش می‌رود، ارز آن به کشور برنگردد، تامین ارز و واردات مواد مورد نیاز چاپخانه‌ها دچار مضیقه شدید خواهد شد.

بحران مواد مصرفی

شرایطی که گفته شد اولین اثر خود را در تامین مواد مصرفی چاپخانه‌ها نشان خواهد داد، زیرا عمده مواد مصرفی ما وارداتی است.

سه ماه پیش مرکب خارجی را کیلویی ۳۵۰ هزار تومان خریدیم و پایان سال ۵۰۰ هزار تومان. شاید این میزان افزایش ربط مستقیمی هم به افزایش نرخ دلار نداشته باشد. تاجر می‌تواند قیمت کالا را بالا ببرد ولی چاپخانه چه؟

به موازات گرانی مواد مصرفی، اقلام دیگر هزینه هم بالا می‌رود. این تنها مربوط به کارهای بسته‌بندی نمی‌شود. حتی در انتشارات (کتاب‌های نردبان) هم ما کم و بیش همین را تجربه کردیم. همه که قرار نیست از پالادیوم خرید کنند. خانواده‌ها و خریداران کتاب در مناطق مختلف به ما اعتراض می‌کنند که شما معمولا قیمت‌ها را منصفانه بالا می‌بردید و رعایت می‌کردید، حالا نمی‌توانیم خرید کنیم!

 برای خرید و فروش ماشین‌آلات، تجهیزات و مواد مصرفی کلیک کنید!

اقتصاد انقباضی، کاهش تولید

تورم بالا و گرانی اقلام مصرفی، قدرت خرید جامعه را پایین می‌آورد، در نتیجه مصرف کاهش می‌یابد. بنابراین تولیدکنندگان، تولید را پایین می‌آورند. نیروی کار را تعدیل می‌کنند که به‌نوبه‌خود، کاهش قدرت خرید را شدت می‌بخشد.

همه سعی می‌کنند با احتیاط عمل کنند و از هزینه‌ها بکاهند. در نتیجه کارگران از دریافتی خود ناراضی می‌شوند. از طرفی کارفرما هم به دلیل کاهش تولید و کاهش درآمد و شرایط بد پرداخت مشتریان ناراضی است. این روند در سال آینده ممکن است بدتر شود.

در چنین شرایطی نیروی کار که گرفتار مخارج کمرشکن است، ترجیح می‌دهد تخصص و تجربه را رها کند و برود اسنپ کار کند.

فشار مالیات و مطالبه دولت!

شرایط انقباضی اقتصاد و کاهش درآمد چاپخانه‌ها، مانع از آن نیست که اداره مالیات تیغ خود را برای آن‌ها تیز کند. دولت هم ناترازی‌های خودش را دارد و نزدیک‌ترین جایی که می‌تواند از آنجا درآمدی به دست آورد، شرکت‌ها و واحدهای بخش خصوصی و البته حقوق کارمندان و کارگران است. به هر حال اداره‌هایی مثل مالیات و بیمه فقط دنبال افزایش درآمد هستند و وای به حال همکارانی که دفتر دستک مرتبی نداشته باشند! به هر بهانه‌ای گرفتار می‌شوند.

چرا که از قبل اعلام شده که باید ۴۳ درصد بیشتر از پارسال مالیات بگیرند. حتی همه معافیت‌های حقوق‌بگیران هم حذف شده است.

جالب است که بیمه تامین اجتماعی، هیچ‌وقت مفاصا حساب کامل نمی‌دهند. همیشه مفاصا موقت است. بعد می‌بینی یکباره می‌آید و رقم دیگری مربوط به گذشته طلب می‌کند. در حالی که دست ما کوتاه است از این که بپرسیم از بیمه چه خدماتی می‌گیریم. این سازمان به جای سرویس دادن، بیشتر به دنبال جریمه کردن است.

بار ناترازی‌های دولت بر دوش واحدهای خصوصی

دولت که به‌صورت فعال در صدد گرفتن مالیات از ما برمی‌آید، هیچ تعهدی را برای تامین گاز و برق نمی‌پذیرد. خیلی راحت می‌گویند ما حتی برنامه دقیق برای قطع برق نمی‌توانیم اعلام کنیم! هیچ برنامه‌ای برای رفع این ناترازی‌ها هم ارائه نمی‌شود. ما باید برویم خودمان ژنراتور نصب کنیم و گازوئیل آن را لیتری ۳۰ هزار تومان تهیه کنیم.

کار به جایی کشیده که تنها خواسته ما این شده که از قبل برنامه خاموشی‌ها را به ما خبر بدهند که ماشین‌هایمان آسیب نبیند! این ناترازی‌ها تنها به برق و گاز محدود نمی‌شود، مثلا آموزش و پرورش، هر چه بودجه دارد، بودجه پرداخت حقوق کارمندان است.

نگرانی از اَبَر تورم

آنچه تا الان تجربه کرده‌ایم، تقدم ۳۰% تا ۵۰ درصد در سال بوده، اما اگر تحریم‌های شدیدی که ترامپ وعده داده عملی شوند، بیم آن می‌رود که اقتصاد ما با اَبَر تورم روبرو شود. مثل اتفاقی که در آرژانتین و ونزوئلا پیش آمد. این نگرانی بی‌پایه هم نیست، زیرا هیچ برنامه درخور اعتنایی برای برون‌رفت از بحران همه‌جانبه به چشم نمی‌خورد.

 

توسعه چاپخانه‌ها را فراموش کنید

با شرایطی که برشمردم، چاپخانه‌ها از نوسازی و توسعه باز مانده‌اند، سال‌هاست که ماشین نو، جز تحت شرایط خاص در چند واحد انگشت‌شمار، نصب نشده است. ما  فقط می‌کوشیم دماغ خود را بالای سطح آب نگه داریم و خفه نشویم. چاپخانه‌ها روز به روز فقیرتر می‌شوند. در سطح کشور -به جز موارد خاص- نگاه کنید می‌بینید به جای مقوای اتریشی و کره‌ای به‌طور عمده مقوا و مواد مصرفی چینی وارد کشور می‌شود.

گاهی دوستان صحبت از فناوری پیشرفته می‌کنند که برای بسیاری از ما خنده‌دار است. وقتی صحبت از سال آینده می‌شود، کسی به فکر بازدید از نمایشگاه‌های خارجی و تحقیق برای خرید دستگاه جدید نمی‌افتد. حتی به صادرات هم کمتر فکر می‌کنند، چون موانع در این راه هم بسیار است.

به هر حال اقتصاد انقباضی به رکود می‌انجامد؛ رکود و کم شدن کارها، موجب تشدید رقابت بین چاپخانه‌ها برای بقا می‌شود. نتیجه این رقابت هم ورشکستگی تعداد قابل‌توجهی از چاپخانه‌ها خواهد بود. در این میان احتمالا چاپخانه‌های کوچک زودتر حذف می‌شوند.

چاپخانه‌های کوچک آسیب‌پذیرتر هستند

چاپخانه‌های بزرگی که خودشان امکان واردات مواد مصرفی دارند، شاید امنیت بیشتری داشته باشند. اما چاپخانه‌های کوچک که معمولاً مواد اولیه کافی برای سال آینده دپو نکرده‌اند، آسیب‌پذیرتر هستند. مخصوصاً چاپخانه‌هایی که بدهی داشته باشند یا اجاره ملک بپردازند.

البته نمی‌توان حکم کلی در این‌باره داد و هر چاپخانه‌ای بسته به نوع کار و مشتریان و نیز تجربه و تدبیر خود، تلاش خواهند کرد و همه یکسان آسیب‌پذیر نیستند.

آنچه گفته شد، به‌طور کلی محتمل است، چون چاپخانه‌های کوچک معمولاً حسابداری صنعت ندارد، مشاور و بیمه و مالیات هم ندارد بنابراین زودتر غافلگیر می‌شود و پشتوانه قابل‌توجه‌ای هم ندارد که از جیب بخورد. در این میان معدود چاپخانه‌هایی که بتوانند سه شیفت کار کنند و سفارش عمده بسته‌بندی داشته باشند و البته کیفیت کارهایشان هم خوب باشد، شاید بتوانند تا حدی رشد کنند.

کاهش مصرف؛ از شیر پاستوریزه تا پودر رختشویی

وقتی آمارهای دولتی می‌گویند که مصرف شیر چقدر پایین آمده دیگر انتظار دارید، چه اتفاقی بیفتد. برای همه کالاهای ضروری و غیرضروری نیز شاهد فروش کمتر هستیم، چون مردم قدرت خرید ندارند. مثلاً در مورد پودر شوینده که من اطلاع دارم، به جای رشد ۸-۷ درصدی، شاهد توقف رشد جعبه مقوایی هستیم. هم به دلیل مصرف کمتر، هم به دلیل بسته‌بندی‌های ارزان‌تر (شوینده مایع به‌جای پودر)، بنابراین به‌جای مقوا، از بسته‌بندی پلیمری استفاده می‌شود. شاید کار لیبل کمی افزایش پیدا کند، ولی به‌ هرحال شاهد رشد نیستیم.

یک مشتری جعبه که زمانی لیدر بازار بود و ۱۵۰ تا ۱۶۰ میلیون جعبه سفارش داشت، سال ۱۴۰۳ یک‌ سوم پارسال برایشان جعبه چاپ کرده‌ایم. یعنی کارهایی که چاپخانه را سرپا نگه می‌دارد، حذف می‌شود.

توجه داشته باشید که قیمت چاپ جعبه پودر، طی سال ۱۴۰۳ ثابت بوده، چون ما قرارداد یک‌ ساله داشته‌ایم، در حالی‌که هزینه‌های مواد اولیه از ابتدای سال پیش از ۳۰% افزایش داشته‌اند.

ضرورت افزایش تعرفه خدمات چاپ و مشکل عرضه و تقاضا

همه مواردی که برشمرده‌ایم، نشان می‌دهد که با این نرخ تورم سرسام‌آور، ثابت ماندن دستمزد چاپ از اول تا آخر سال، غیرمنطقی و غیرموجه است، بنابراین افزایش تعرفه خدمات چاپ متناسب با نرخ تورم، ضروری است، اما چرا این امر تحقق پیدا نکرده است، چون ظرفیت چاپخانه‌ها بیش از میزان کار است. یعنی بازار، بازار خرید است!

ابتدای سال ۱۴۰۳ ما هر طور بررسی کردیم دیدیم منطقی است که ۴۵ درصد تعرفه خدمات چاپ را بالا ببریم، سرانجام، زیر ۲۵ درصد توانستیم افزایش دهیم. از طرفی خود چاپخانه‌ها ظرفیتی بیش از سفارش‌های چاپی در کشور دارند که برای جذب کار به رقابت می‌پردازند و از طرف دیگر تأمین‌کنندگان چیزهایی که ما نیاز داریم، با افزایش قیمت ارز، قیمت‌ها را بالا می‌برند. نه ‌تنها مواد مصرفی، بلکه حتی انبارها تقریباً هر سال بیش از ۵۰% هزینه انبارداری را بالا می‌برند.

باز هم افزایش چاپخانه‌ها!

درحالی‌که شرایط عرضه خدمات چاپ و تقاضا برای خدمات چاپ به زیان چاپخانه‌هاست، باز هم شاهد تأسیس چاپخانه‌های جدید هستیم. مثلاً در همین رشته افست فرمت بزرگ، تنها در سال گذشته دو واحد در همین نزدیکی ما در شهر قدس دایر شده است، البته معمولاً بعضی واحدهای جدید با پیچیدگی‌های کار آشنا نیستند و معمولاً نمی‌توانند از پس این سفارشات کم برآیند، ولی به ‌هرحال عرضه و تقاضا را به زیان چاپخانه‌ها به هم می‌زنند. این واحدها قادر به تامین سفارشات نیستند اما بازار را خراب می‌کنند و نرخ‌شکنی و نسیه‌فروشی را رواج می‌دهند و خودشان هم دیر یا زود حذف می‌شوند، دودش به چشم چاپخانه‌های قدیمی‌ می‌رود. این‌ چنین است که ما در اواخر اسفند، هنوز پول سررسید آذر ماه را نگرفته‌ایم.

کاش برنامه‌ای بود که آن را نقد می‌کردیم!

خلاصه کلام این‌ که در آستانه سال جدید قرار بود در افق ۱۴۰۴، در هر زمینه‌ای قدرت اول منطقه باشیم. ده سال پیش اقتصاد ما قوی‌تر از اقتصاد ترکیه بود، حالا تولید ناخالص ملی آن‌ها ۳ برابر ما شده است. ما در شرایط بلاتکلیفی به سر می‌بریم، این بلاتکلیفی و اضطراب حتی متفاوت از سال‌های گذشته است. در تاریخ معاصر ایران سابقه نداشته که با چنین وضع بد اقتصادی، تورم سرسام‌آور، رکورد سنگین و زیر سایه تهدید شدیدترین تحریم‌ها قرار گرفته باشیم.

در برابر این نابسامانی بی‌سابقه، انتظار می‌رفت برنامه‌ای برای رفع مشکلات و ناترازی‌ها مطرح باشد. کاش برنامه‌هایی جدی مطرح بود و درباره آن‌ها بحث می‌کردیم. متأسفانه هیچ برنامه جدی و قابل‌بحثی در میان نیست. در حالی‌که اگر تحریم‌ها هم برداشته شوند، سال‌ها طول می‌کشد تا مشکلات بهره‌برداری از نفت و گاز حل شود.

به ‌هرحال ما از سر تعصب یا غیرت یا عادت یا هر چه باشد، حرفه‌ای خانوادگی را که به آن علاقه داریم، حفظ می‌کنیم، صد کارگر این چاپخانه را نگه‌داریم و بسته‌بندی محصولات ضروری را تولید کنیم، نمی‌دانم تا کی بتوانیم دوام بیاوریم ولی به‌ رسم دیرین ایرانیان ترجیح می‌دهم آغاز سال نو را به همکاران گرامی شادباش بگویم و بازهم به فردای این سرزمین امیدوار باشم.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا