دسته‌بندی نشده

در قدم باد بهار و سایه گیسوی نگار

خواستم سرآغاز سال ۱۴۰۴ ، سخنی پیشگویانه بگویم، اول از همه دیدم این ” ۱۴۰۴ ” خیلی آشنا به نظر می‌آید، بعد متوجه شدم که نه من، بلکه ملتی و شاید ملت‌های منطقه، همگی ۲۰ سال است که در انتظار این سال بوده‌ایم؛ سالی که در سند چشم انداز، منظره‌ای شگفت انگیز و رویایی از سرزمین ما ترسیم کرده بود. بر اساس این سند قرار بود در این سال چنین باشیم:

«ایران کشوری است توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه، با هویت اسلامی و انقلابی، الهام بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بین‌الملل»

در سطرهای بعدی این سند، جامعه ایرانی در افق این چشم انداز چنین توصیف شده است: «امن، مستقل و مقتدر «،» متکی بر سهم برتر منابع انسانی و سرمایه اجتماعی در تولید ملی، برخوردار از سلامت، رفاه، امنیت غذایی، تأمین اجتماعی «،» پیوستگی مردم و حکومت فرصت‌های برابر، توزیع مناسب درآمد، نهاد مستحکم خانواده به دور از فقر، فساد، تبعیض و بهره‌مند از محیط زیست مطلوب»

اما حالا که درست به ۱۴۰۴ رسیده‌ایم، هیچ‌کس حرفی از آن سند چشم انداز نمی‌زند و چه بسا خاک در چشم هر کسی می‌پاشند که آن را به یاد آورد!
حال و روز ما که گفتن ندارد؛ حرف از «رفتن نیمی از جامعه زیر خط فقر، انتظار تورم ۵۰ درصدی» و … است.

چاپخانه داران و کارکنان صنعت چاپ و بسته بندی هم حال و روز خوشی ندارند و سال جدید را با بیم و نگرانی آغاز می‌کنند (دیدگاه‌های صفحات ۲۶ تا ۳۱ همین مجله).
به هر حال برای پیدا کردن نظر اقتصاددانان و صاحب نظران تلاش کردم. راستش بسیار پیش بینی‌ها از بزرگان دیدم که امروز خنده‌دار به نظر می‌رسند. فقط یکی از تحلیل‌های پرسروصدای یکی از اقتصاددانان معتبر را بگویم که سال ۹۸ با کلی استدلال ثابت کرده بود سال ۱۴۰۴ قیمت دلار به ۳۷ هزار تومان خواهد رسید!

دیگر چه جای حرف و حدیث؟ راستش وضع ایران آن قدر پیچیده است که چند روز پس از ارائه هر تحلیلی، ممکن است پنبه آن زده شود. البته به همین راحتی هم ممکن است گره کور مشکلات من حیث لایحتسب، گشوده شود. بنابراین خیام وار باید توکل کنیم و دم را غنیمت شماریم و امیدوار باشیم که نوروز، روز همبستگی دل‌های ایرانیان، سرآغاز فصلی تاره برای جامعه امیدوار به روزهای بهتر باشد.

روح بهار را باور کنیم که چوب خشک را پر از شکوفه می‌کند، نیز پیام حافظ را به جان بشنویم که ناز و تنعم خزان در سایه گیسوی یار به آخر می‌رسد « و آن پریشانی و غم دل «در قدم باد بهار» رخت برمی‌بندد.

(یاداشت سردبیرماهنامه صنعت چاپ. شماره ۵۱۶، فروردین ۱۴۰۴)

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا