تازه‌هاوبگردی

رقابت چاپ و رسانه دیجیتال در سرزمین تبلیغات

مجموعه شش‌جلدی کتاب‌های همه تبلیغات آمریکایی (All American Ads) که توسط انتشارات تاشن منتشرشده و تیم هاینمن اطلاعات و محتوای آن را گردآوری و ویرایش کرده است، تصویر متفاوتی از تاریخ تبلیغات و سیر تحول آن در کشور آمریکا ارائه می‌کند. جانمایه این مجموعه شش‌جلدی مصرف‌گرایی است. آنچه آمریکایی‌ها در طول زمان به آن عادت کردند، آن را خریده‌اند و حتی خود را نیازمند آن دانسته‌اند، تغییر اساسی کرده است. تبلیغات، سیر تکاملی همه کالاها و محصولات را به نمایش می‌گذارد: از مد و غذا گرفته تا مشروبات الکلی و سیگار، از سبک زندگی تا ضروریات زندگی، فناوری و فراتر از آن. آخرین جلد از این مجموعه شش‌تایی که سیر تحول تبلیغات در آمریکا بین سال‌های ۱۹۰۰ تا ۱۹۲۰ را نشان می‌دهد، با نوعی خوش‌بینی محتاطانه به پایان می‌رسد. مخاطب تبلیغات در آمریکا که ابتدا گروه‌های مشخص جمعیتی بود اکنون به آمیزه‌ای از گروه‌های جمعیتی و نژادی نامتجانس که در طول زمان همگون‌شده‌اند، تغییریافته‌اند. اکنون در دیگ مذاب جامعه آمریکایی قشر پردرآمد و کم‌درآمد در میانه راه به یکدیگر می‌رسند. درعین‌حال فضای رسانه‌ای که در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ تحت سلطه تبلیغات چاپی بود اکنون جای خود را به پلتفرم‌های غیر چاپی داده است. تبلیغات همواره موتور محرکه مصرف بوده و خواهد بود ولی در حال حاضر این هوش مصنوعی است که توده‌های مردم را به این‌سو و آن‌سو می‌برد. به همین خاطر روش‌های تبلیغات و به تبع آن ابراز دستیابی به مصرف‌کنندگان در مقایسه با دهه‌های ۵۰ و ۶۰ تغییرات بنیادین کرده است.

صنعت تبلیغات چاپی از آغاز ۲۰۰۰ رفته‌رفته دچار افت مقبولیت شد. برای اثبات این ادعا می‌توان چندین مورد را بیان کرد: ابتدا استفاده از رسانه‌های چاپی برای تبلیغات به‌ویژه مجله و روزنامه در آواخر دهه ۹۰ میلادی و اوایل دهه ۲۰۰۰ به‌شدت کاهش یافتند (و برخی تماماً به نسخه‌های دیجیتال رو آوردند). تبلیغگران بزرگ هرچه کمتر بودجه به تبلیغات چاپی اختصاص داده و بیشتر سراغ تبلیغات تلویزیونی رفتند. صنعت تلویزیون خلاق‌ترین افراد فعال در حوزه تبلیغات را به خود جذب کرده بود و تبلیغات چاپی به‌تدریج در سلسه‌مراتب این صنعت به جایگاهی پایین‌تر سقوط کرد.

به‌جرئت می‌توان ادعا کرد که در دهه‌ی نخست قرن بیست و یکم تبلیغات سنتی نفس‌های آخر خود را می‌کشید، قبل از اینکه حتی صنعت تبلیغات به «پدیده» دیگری تبدیل شود و شبکه‌های اجتماعی و هوش مصنوعی پدیدار شوند –عوامل قدرتمندی که برای همیشه شکل، محتوا، شیوه‌ی توزیع و دریافت تبلیغات را دگرگون کردند.

برخی از محبوب‌ترین محصولات سنتی آمریکا در برابر فشار سلیقه‌ها و عادت ناپایدار مصرف‌کنندگان تسلیم شدند. تولیدکنندگان و شرکت‌ها ناچار شدند روی بازارهای نوین و ناشناخته تمرکز کنند. در این مسیر الگوی سنتی تبلیغات آمریکایی از سوی تازه‌واردها -عمدتاً جوان ها- با تهدید مواجه شد، جوانانی که با بهره‌گیری از فناوری های‌ هوشمندانه موفق شدند در سیر فرهنگ جامعه -چه به‌صورت آشکار و چه به‌صورت پنهان- با ذهن و دل مصرف‌کنندگانی که نسبت به برند حساس بودند، ارتباط برقرار کنند و برند را به آن‌ها بشناسانند. این تحول شباهت زیادی به بازنگری‌های اساسی داشت که صنعت تبلیغات در دهه ۵۰ میلادی برای انطباق با عصر تلویزیون ناگریز به انجام آن‌ها بود. در عصر دیجیتال تبلیغات دچار تحول شد و مفاهیم جدیدی مثل برند سازی راهبردی و «داستان برند» جایگزین روش‌های قدیمی ‌شدند. طراحی گرافیک نقش پررنگ‌تری پیدا کرد. با ظهور اینترنت اهمیت رسانه‌های چاپی و تلویزیون کاهش پیدا کرد و تبلیغات به سمت فضای دیجیتال رفت. محصولاتی مثل گوشی‌های هوشمند و سرویس‌های استریم موسیقی و ویدیو به محبوب‌ترین کالاها تبدیل شدند و برندهایی مثل اپل با تبلیغات خلاقانه توانستند ذهن مخاطب را تسخیر کنند. بااین‌حال تنها تبلیغاتی موفق بودند که برند را به‌خوبی در ذهن مصرف‌کننده جا انداخته بودند.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا