
بازدید ماه
پیشکسوت برگزیده چاپ؛ مدیر چاپ اخترشمال، انتشارات فنی ایران و کتابهای نردبان، خیر و حامی محیط زیست
درنگی با سید رضا کروبی؛ پیشکسوت صنعت چاپ، نگاهی به نیمقرن تجربه
اخترشمال؛ پایبندی به ارزشها و اصول حرفهای
معرفی سیدرضا کروبی، بهعنوان پیشکسوت برگزیده در همایش روز ملی صنعت چاپ بهانهای فرخنده است تا درنگی بکنیم بر یک تاریخ، بر نقش فرهنگی صنعت چاپ، بر جایگاه صنعتی این حرفه و کارایی آن در بستهبندی و حمایت از تولید داخلی، بر نقش مدیریت خلاق و روزآمد و بر ارزشهای انسانی و نقشآفرینی اساسی و بیسروصدا در مسئولیت اجتماعی.
روز ملی صنعت چاپ مناسبتی فراهم آورد تا رضا کروبی، چهره گریزپای مناسبتها و نشستها و نمایشها، پس از سالها، هرچند بهقدر چند دقیقه در کادر تصویر و مقابل دوربین قرار گیرد. همین کافی است که فلاشبک بزنیم به هشتاد سال پیش، به روزنامه اخترشمال در تبریز و سابقه مطبوعاتی خانوادهای ریشهدار و فرهنگی و سپس ردپای این نام را تا تهران دنبال کنیم، در میدان بهارستان، خیابان اکباتان که این نام بر تارک یک ساختمان قدیمی، به نام چاپخانه اخترشمال درخشیدن گرفت، چاپخانهای صاحبنام در زمان خودش به مدیریت سید حسین کروبی.
رضا کروبی سالهای آخر مهندسی را در دانشکده فنی دانشگاه تهران میگذراند که به علت درگذشت پدر، سکاندار چاپخانه اخترشمال شد. پای او ناخواسته و غافلگیرانه به چاپخانه گشوده شد. اما وقتی خودش را پیدا کرد، با همان اسلوب علمی و مهندسی که آموخته بود، ابتدا به مطالعه درباره صنعت چاپ پرداخت، امکانات موجود و نیازهای کشور را بررسی کرد و مسیر و مراحل توسعه چاپخانه را ترسیم کرد و گامبهگام، به اجرا درآورد.
با پیگیری مسیر ۵۰ ساله فعالیت حرفهای رضا کروبی، به یکی از بزرگترین و پیشروترین و معتبرترین چاپخانههای ایران میرسیم، اما این تنها بخشی از این سفر است، در مسیر سبز این حرکت، دهها رویداد و پروژه و کار فرهنگی و اجتماعی و انسانی را میتوان مشاهده کرد که از سر معرفت و مسئولیت به انجام رسیدهاند. مرور نیمقرن فعالیت حرفهای مهندس رضا کروبی علاوه بر توسعه چاپ و بستهبندی، یادآوری کوششهای انسان دوستانه، محیط زیستی، فرهنگی ادبیات کودک و نوجوان و معرفی گنجینهای از داشتههای تاریخی، فرهنگی، هنری، ورزشی، اجتماعی و افتخارآفرینان ایران است. در اینجا اشارهای به این جنبههای کمتر شناخته از این پیشکسوت صنعت چاپ خواهیم داشت.
در خانواده صنعت چاپ کروبی علاوه بر مدیریت چاپخانه اخترشمال، سابقهای در فعالیتهای صنفی (تعاونی چاپخانهداران)، آموزشی (مدرسی دوره کارشناسی، چاپ دانشگاه هنر) داشته و سالهاست که رییس هیات مدیره خیریه معلولین امام صادق را عهدهدار است.
هر یک از این پروژهها و مسئولیتها، خود قصهای شنیدنی از تلاش و همت و نواندیشی و تجربههای مدیریتی دارد و نیازمند ساعتها گفتوگو و جستجو است. در اینجا بهقدر تشنگی، جرعهای از محضر رضا کروبی این پیشکسوت هفتادساله خانواده بزرگ چاپ ایران مینوشیم.
وقتی با سید رضا کروبی همصحبت میشویم، بیاختیار پرسشهایی فراتر از صنعت چاپ و کسبوکار چاپخانه اخترشمال به ذهنمان میآید. این به خاطر علائق شخصی و عملکرد تمام عمر حرفهای شماست که علاوه بر مدیریت و توسعه چاپخانهای بزرگ، خیلی جدی درگیر کارهای انتشاراتی و بهویژه کتاب کودک و نوجوان و نیز حمایت از فعالیتهای محیط زیستی و غیره بودهاید. اما چاپخانه اخترشمال، بهعنوان یکی از پنج، شش چاپخانه بزرگ ایران هم الگوی جالبی است که جا دارد برای مخاطبان مجله بازگو شود.
میدانید که چاپخانه اخترشمال توسط پدرم، سید حسین کروبی در سال ۱۳۲۸ تأسیس شد. که اکنون ۷۷ سال از آن میگذرد. (البته اگر بخواهم به ریشه و سوابق آن اشاره کنم، باید به خیلی پیشتر از آن و از روزنامه اخترشمال در تبریز سال ۱۳۰۶، یعنی ۱۰۰سال پیش، به مدیریت سید باقر کروبی پدربزرگم یاد کنم که داستان طولانی میشود.) چاپخانه اخترشمال متأثر از ریشه فرهنگی خود، از بدو تأسیس، محل آمدورفت چهرههای فرهنگی بود و ماشینآلات آن نیز برای کارهای فرهنگی و تجاری تجهیز شده بود. درگذشت پدر مصادف با فارغالتحصیلی من از دانشکده فنی دانشگاه تهران شد و سرنوشت من بهطور اتفاقی با اداره این چاپخانه گره خورد. با شناخت بیشتر از وضع اقتصاد و تولید در کشور و احساس نیاز به بستهبندی باکیفیت برای محصولات مختلف، مطالعهای در این زمینه انجام دادم و طرح توسعه چاپخانه را با سمتگیری بهسوی بستهبندی تدارک دیدم. با این رویکرد، در دهه هشتاد، چاپخانه اخترشمال به مکانی بزرگتر با امکان بارگیری و ایجاد فضای مناسب برای جانمایی دستگاهها و بخشهای مختلف، در جاده قدیم کرج منتقل شد. در محل جدید این فرصت را داشتیم که معماری چاپخانه، متناسب با گردش کار منطقی و پیشبینی طرحهای توسعه، طراحی و اجرا شود. همچنین سیستم گردش کار و سفارشات و برنامهریزی تولید و کنترل کیفیت بهدرستی پیادهسازی شود. متناسب با این ساختار جدید صنعتی، استخدام و آموزش نیروی انسانی نیز با معیارهای نوین صورت گرفت و از همان آغاز، ملاحظات محیطزیستی ازجمله در مورد بازیافت و دفع فاضلاب صنعتی و ساخت سپتیک و غیره بهطور کامل رعایت شد.
اکنون در یک عبارت کوتاه، اخترشمال را چگونه تعریف میکنید؟
اخترشمال چاپخانهای بزرگ، با امکانات کامل پیش از چاپ، ماشینهای چاپ افست فرمت بزرگ و دستگاههای تکمیلی و جعبه چسبانی و دارای استاندارد کیفی GMP و محیط زیستی، مجهز به سیستم گردش کار و تضمین کیفیت است که با اتکا به نیروی انسانی کارآزموده خود، برای ارائه بهترین خدمات به مشتریان میکوشد و تلاش میکند در توسعه کمی و کیفی صنعت چاپ و بستهبندی کشور، جایگاه خوبی کسب کند و پشتوانه محصولات صادراتی باشد.
در مورد گواهینامهو مزایای آن لطفاً کمی توضیح دهید.
گواهینامه GMP (Good Manufauturing Practices) یا شیوههای تولید خوب، یا روشهای صحیح تولید، گویای رعایت استانداردهای بینالمللی شناختهشدهای در زمینه محصولات خوراکی، دارویی، بهداشتی و آرایشی است. استاندارد GMP، ایمنی، کیفیت و یکنواختی تولید محصولات را تضمین میکند. این استاندارد گویای ویژگیهای معینی است. ازجمله:
- استفاده از تجهیزات استاندارد و حفظ پاکیزگی و بهداشت محیط کار
- آموزش دقیق و مستمر کارکنان و رعایت بهداشت فردی
- مستندسازی و ثبت تمام مراحل تولید، بازرسی و آزمایشهای حین فرایند تولید
- تأمین مواد مصرفی از منابع معتبر
- و چند مورد دیگر که الزاماتی را در زمینه زیرساختها، پرسنل، فرایندها و کنترل کیفیت و نظارت و بازرسی ایجاد میکند.
رعایت اینهمه الزامات GMP در شرایطی که بازار متقاضی آن بسیار کوچک است، آیا بهصرفه است؟
بههرحال این قابلیتی است که با سختی و تلاش بسیار به آن دست پیداکردهایم و موجب اصلاح روشها و ارتقای قابلیتهای چاپخانه و مهارت کارکنان و دقت گردش کار ما شده است و سطح کار چاپخانه را بالابرده است و ما کوشش میکنیم استانداردهای خود را در این سطح نگهداریم. چراکه هم به نظم و کارایی چاپخانه کمک میکند و هم رضایت مشتری تأمین میشود.
در مورد استانداردهای محیط زیستی هم لطفاً کمی توضیح دهید.
چاپخانه اخترشمال در روندی چندساله زیرساختها و آموزشهای لازم را جهت اجرای استانداردهای محیط زیستی در محیط چاپخانه و فرایند تولید، تأمین کرد و موفق به دریافت گواهینامههای ISO14001، ISO45001، ISO10002 و ISO9001 شد.
این اقدامات و فراتر از اینها را چاپخانه اخترشمال بهطور داوطلبانه انجام داده است. تفکیک زبالهها و اجرای سپتیک برای مدیریت دفع و امحاء فاضلاب صنعتی از دیگر اقدامات ما و مستلزم هزینه سنگین بودهاند. معرفی اخترشمال بهعنوان واحد «صنعت سبز» از سوی سازمان محیطزیست، تأییدی بر این اقدامات است.
اجازه بدهید از همینجا گریزی بزنیم به چاپ و توزیع کتابهای سبز که شما سالها در انتشارات فنی ایران عهدهدار مدیریت برنامهریزی و تولید آن بودید و از این درگاه وارد بحث این انتشارات شویم.
بله، انتشارات فنی ایران، ناشر کتابهای سبز،کاملترین مجموعه کتابهای محیط زیستی ایران را- دستکم تا چند سال پیش- به چاپ رسانده بود. این انتشارات دو بار جایزه ملی محیطزیست را دریافت کرده و چهار بار بهعنوان ناشر برگزیده در «جشنواره رشد» معرفیشده است. همچنین شماری از کتابهای سبز، جوایز گوناگون دریافت کردهاند. انتشارات فنی ایران علاوه بر انتشار کتابهای سبز، پیوسته از برنامههای محیط زیستی حمایت کرده و با جمعی از متخصصان سرشناس این رشته در تولید کتاب و ارائه برنامههای مختلف همکاری داشته است.
مجموعه کتابهای «زیست ایران» شامل چندین پژوهش و تألیف ارزنده، با همکاری شمار قابلتوجهی از کارشناسان برجسته محیطزیست و نیز تعدادی طراح و نقاش و عکاس در این پروژهها انتشار یافتهاند. این آثار متناسب با سطح مطالعه نوجوانان با ویرایش دقیق و تصاویر اریژینال فراهم میآید.
گفتید که کتابهای سبز در انتشارات فنی ایران تألیف و ترجمه و منتشر میشد، لطفاً درباره این انتشارات که بهواسطه مدیریت شما، بهعنوان همزاد چاپخانه اخترشمال به یاد میآید، کمی توضیح دهید.
انتشارات فنی ایران، درواقع ابتکار دایی عزیزم جناب جلیل خسروشاهی بود. ایشان بهعنوان یکی از بنیانگذاران شرکت مینو، چهرهای شناختهشده بود. پس از انقلاب، این کارخانه از تملک برادران خسروشاهی خارج شد ولی ایشان تا سال ۶۴ در ایران ماند، بدون اینکه بخواهد از طریق دوستانی مثل مرحوم عالینسب که با دولت همکاری میکردند، پیگیر بازگرداندن اموال خود شود. او درباره وضعیت شرکت مینو میگفت:«اگر با این کار، نفعی به مردم کشورم میرسد، من هیچ اعتراضی ندارم.»
جلیل خسروشاهی فراغت از کارهای پارسمینو را فرصتی مغتنم شمرد که به علائق فرهنگی خود بپردازد. او که به زبانهای انگلیسی، فرانسه و آلمانی مسلط بود، باانگیزه ایراندوستی، ایدههای خوبی را که از تجارب بازدیدهای خود در کشورهای مختلف کسب کرده بود، به اجرا گذاشت. او که بازسازی آلمان پس از جنگ جهانی دوم را دیده بود، علت پیشرفت این کشور را زیرساخت آموزش، بهویژه آموزش فنی در این کشور میدانست و آرزومند ایجاد مرکزی برای آموزش فنی و تربیت نیروی کار ماهر در شاخههای مختلف صنعتی بود.
تأسیس انتشارات فنی ایران در سال ۱۳۶۰ اقدامی در راستای تحقق این آرزو بود. متأسفانه هیچ کتابی در زمان حضور ایشان در ایران چاپ نشد. اولین کتاب انتشارات به نام «پرورش درختان میوه» که مؤلف آن مهندس عباسعلی منیعی، حدود ده سال روی آن کار کرد، در سال ۱۳۷۰ بهعنوان «کتاب سال» برگزیده شد. ویراستار این کتاب، آقای جلیل خسروشاهی بود.
من نیز در کنار چاپخانه، با انتشارات و مرحوم خسروشاهی، همکاری داشتم و به پیشنهاد ایشان از سال ۱۳۷۱ مدیرعامل انتشارات فنی ایران شدم. کارهای انتشارات از این موقع شروع شد. در دهه ۷۰، ناشر پیشرو انتشارات کتابهای فنی و حرفهای و تألیف کتابهای درسی کار و دانش بودیم. «کتابهای سبز» با پیشنهاد آقای خسرو شاهی و نمونه کتابی که ایشان از امریکا فرستاده بود، شروع شد و با انتشار ۴۲۰ عنوان کتاب ادامه یافت.
علاوه بر سابقه در انتشار کتابهای سبز و خدمات محیط زیستی، شما چند سالی هم به انتشار مجلههای محیط زیستی مبادرت ورزیدید. آن مجلهها آیا هنوز منتشر میشوند؟
انتشارات فنی ایران، مجوز انتشار چند ماهنامه به نام «زندگی سبز» و «جهان سبز» را با گرایش فنی، علمی و تحلیلی در زمینه محیطزیست دارد. بحثها و میزگردها و مقالات و آمار و اطلاعات و تصاویر بسیار خوبی در این مجلهها داشتیم که دیدگاههای متخصصان درجهیک و فعالان محیطزیست را بازتاب میداد. برای مثال یکی از بهترین و شاید منحصربهفردترین تحلیلها و بررسیها درباره مسائل سد گتوند و عواقب محیط زیستی آن، در مجله زندگی سبز به چاپ رسید.
از آنها جالبتر ماهنامه «داروگ» بود که ۲۶ شماره از آن منتشر شد و تنها نشریه محیط زیستی برای نوجوانان بود که با چاپ و کاغذ بسیار مرغوب بهصورت چهار رنگ چاپ و منتشر میشد. متأسفانه به خاطر عدم استقبال جامعه و پارهای محدودیتها و نیز هزینهها، این نشریات متوقف شدند. میدانید مطبوعات معمولاً با آگهیها زنده میمانند و نشریات محیط زیستی ما نتوانستند آگهیهای قابلتوجهی جذب کنند.
به نشریه داروگ (برای نوجوانان) اشاره کردید که فعلاً تعطیل است، اما در عوض شاخه کودک و نوجوانان انتشارات شما با نام «نردبان» بسیار پیش رفته و در شمار ده ناشر اول کتاب کودک و نوجوان جای میگیرد. لطفاً کمی درباره کتابهای نردبان توضیح دهید.
کتابهای نردبان با تمرکز بر کتابهای مهارت زندگی، طیف وسیعی از نویسندگان، پژوهشگران، کارشناسان ادبیات کودک و نیز روانشناسی کودک و نوجوان، همچنین طراحان و هنرمندان را با انتشارات فنی ایران در ارتباط قرار داده است. استقبال کودکان و نوجوانان و خانوادهها و مدارس بهویژه در نمایشگاه کتاب تهران، خستگی را از تن ما درمیآورد. کتابهای نردبان برای همه گروههای سنی کودک و نوجوان، طرحها و بستههای خاصی تدارک دیده است. مثلاً بستههای خاص گروههای سنی پیشدبستانی، علاوه بر کتاب، ویدیوهایی نیز در زمینه فرزندپروری در آپارات و اینستاگرام با شناسه لیلی دات کام LeyLey.com بهصورت رایگان در اختیار خانوادهها قرار داده است.
کتابهای نردبان علاوه بر دقت و بررسی تخصصی در زمینه محتوا، از ویرایش خوب و انتخاب دامنه واژگان مناسب گروههای سنی برخوردارند، همچنین دارای تصویرگریها و عکسهای زیبا و مناسب هستند و با بهترین چاپ با جلدهای رنگی و متالایز و UV و جاذبههای بصری عرضه میشوند و قیمت آنها معمولاً با رعایت قدرت خرید خانوادهها تنظیم میشود.
فروش آنلاین کتابهای نردبان، با بهترین بستهبندی چشمنواز، دسترسی علاقهمندان شهرستانی را آسان کرده است. در اینجا بد نیست اشارهکنم یکی از شاخههای عمده فعالیت نردبان، تولید کتابهای «کی، چی، کجا» است که صدها عنوان درباره شخصیتهای بزرگ، رویدادهای مهم و مکانهای شگفتانگیز ایران و جهان را بهصورت کتابهای خوشدست و جذاب منتشر کرده و صدها عنوان دیگر را در دست آمادهسازی و انتشار دارد.
خوب است پایانبخش این گفتوگو، صحبت درباره فعالیتهای خیریهای شما باشد.
راستش در مورد فعالیت خیریه، من صحبتی درباره خودم ندارم. اما اجازه بدهید به دو مورد که در آنها دستی داشتهام و درواقع کارگزار بزرگواران دیگر بودهام، اشاره کنم:
اول فعالیتهای خیریهای جناب جلیل خسروشاهی، دایی بنده که تقریباً نیمی از عمر خود را به آن اختصاص داد و همیشه از اظهار آن فعالیتها، اجتناب میکرد. پس از درگذشت ایشان بود که حبیبالله بور بور معاون وزارت آموزشوپرورش از ایشان بهعنوان بزرگترین خیّر مدرسهساز کشور یادکرد و در یادنامهای که به مناسبت درگذشت او چاپ کردند، نام ۴۵۲ مدرسه و هنرستان را چاپ کردند که به همت خسروشاهی ساختهشده بود. بیشتر این مدارس در مناطق محروم و صعبالعبور، ساختهشدهاند. من بهعنوان معتمد و دستیار ایشان، به کمک جمعی از دوستان و استادان دانشکده فنی، طرحهای تیپ سازه و معماری مدارس دو تا ۶ کلاسه را تهیه کردم و مدرسهسازی را به نیابت خسروشاهی، ادامه دادم و مدیر پروژه تعداد ۲۰۰ مدرسه از این ۴۵۲ مدرسه زندهیاد جلیل خسروشاهی بودم. علاوه بر اینها، به نام ایشان یک مجتمع ورزشی در مهاباد ساختم و این تنها موردی است که نام آن زندهیاد را بر خود دارد.
مورد دیگر، خیریه معلولان امام صادق، متعلق به خانواده چاپ است که چندین سال است، باافتخار، رییس هیات مدیره آن هستم و به لطف چاپخانهداران و همراهان خیر خانواده چاپ، از این طریق خدماتی به نیازمندان ارائه میشود.





