
فهرست مطالب
امروزه اینترنت پر از میمهای گربهای است (البته خوشبختانه مدتی است کمتر شده، مگر اینکه هوش مصنوعی دوباره این روند را مد روز کند). اما واقعیت این است که میمهای گربهای همیشه وجود داشتهاند. در دههی ۱۹۷۰ کارتونهای گربهی بی. کلیبان همهجا دیده میشد. و حتی خیلی قبلتر، در دوران ویکتوریایی انگلیس، کارتونهای گربهای بسیار محبوب بودند، به ویژه آثار لوییس وین، تصویرگری که نقاشیهای حیواناتش مجلات، کتابهای کودک و کارتپستالهای آن دوران را تزیین کرده بود.
بر اساس گزارش Atlas Obscura، وین در سال ۱۸۶۰ در لندن به دنیا آمد، در مدرسهی هنر وست لندن درس خواند و سپس بهعنوان تصویرگر آزاد کار کرد. او و همسرش (که متأسفانه سه سال بعد از ازدواج بر اثر سرطان فوت کرد) گربهای به نام پیتر داشتند. پیتر خیلی زود موضوع اصلی بسیاری از نقاشیهای وین شد و در نهایت، گربهها هویت هنری او را شکل دادند.
گربههایی که میایستادند، لباس میپوشیدند و شیطنت میکردند
نقاشیهای اولیهی وین از گربهها واقعگرایانه و ساده بودند، اما سبک شناختهشدهاش موجوداتی بود که روی دو پا راه میرفتند، دهانهای بزرگ و خندان داشتند، لباس میپوشیدند، کریسمس جشن میگرفتند، گلف بازی میکردند و کوکتل مینوشیدند!
آنها هم بامزه و هم کمی ترسناک بودند، چشمک میزدند، زبان درازی میکردند و به دردسر میافتادند.
محبوبیت وین بسیار زیاد بود؛ او صدها کتاب کودک را تصویرگری کرد و مدتی هم در نیویورک برای روزنامهها کمیک میکشید. یکی از طرفداران مشهورش اچ. جی. ولز، نویسندهی معروف علمیتخیلی بود.
دیوانگی و تبدیل شدن به یک اسطوره اشتباهی
اوایل دههی ۱۹۰۰، وین دچار مشکلات جدی روانی شد و بهعنوان بیمار روانی در بیمارستان Springfield لندن بستری شد. او بقیهی عمرش را در مراکز درمانی مختلف بستری بود و در سال ۱۹۳۹ درگذشت.
بعدها مردم شروع کردند به مقایسهی هشت نقاشی معروف گربهای او و از آنها بهعنوان مدرک «افول ذهنی» وین یاد کردند. زیرا برخی از گربهها بامزه بودند و برخی دیگر عجیب و غریب. اما حقیقت پیچیدهتر است.
دکتر والتر مکلی، روانپزشکی که به هنر بیماران علاقه داشت و همچنین از ماده مخدر مسکالین استفاده میکرد مجموعهای از آثار هنری بیماران را جمعآوری کرد. او وین را تبدیل به اسطوره خود کرد و نقاشیهای او را بهعنوان «افول تدریجی یک هنرمند» به نمایش گذاشت.
بازنگری در افسانه
در دههی ۱۹۶۰، نویسندهای به نام رادنی دیل آثار وین را دوباره بررسی کرد و زندگی او مورد بررسی قرار داد. بر اساس این پژوهشها او کتاب لوییس وین: مردی که گربه میکشید را در سال ۱۹۶۸ منتشر کرد. او در این کتاب ادعای ارتباط بین سبک هنری وین و بیماری روانیاش را مورد پرسش قرار داد و توضیح جایگزین ارائه کرد: تغییر سبک گرافیکی وین احتمالاً بهخاطر علاقهاش به طراحی کاغذدیواری بوده، نه بیماری روانی.
در سال ۲۰۱۲، روانپزشک دیوید اُفلین در یک سخنرانی نمایشگاهی توضیح داد که این آثار در واقع حاصل کار دو نفرند:
خود هنرمند، و دکتری که آنها را جمعآوری و تفسیر کرده است.
اُفلین گفت جزئیات دقیق نقاشیها نشان میدهد، برخلاف چیزی که داستانهای قدیمی ادعا میکردند، این آثار کار فردی نیست که تواناییاش برای نقاشی کردن از بین رفته باشد.




