آشفتگي بازار، سايه سنگين بر صنعت چاپ و بستهبندي ايران

فهرست مطالب
- ۱ تمام خرید و فروش ما نقدی شده و قدرت خرید چاپخانهها پایین آمده
- ۲ پروسه واردات گاهی یک سال طول میکشد
- ۳ سفارشات کاهش یافته و آینده نگرانکننده است
- ۴ بازار آشفته است و قیمتها لحظهای تغییر میکند
- ۵ یک فاجعه ملی در حال رخ دادن است؛ نابودی صنعت رقم میخورد
- ۶ هیچ چیز سر جای خودش نیست؛ ثبات نداریم و تأمین مواد به مشکل خورده
در روزهایی که تنشهای منطقهای و تهدید درگیری نظامی سایه سنگین خود را بر کشور انداخته، قطعی گسترده اینترنت به بهانه امنیت و نوسانات شدید ارزی زندگی اقتصادی را فلج کرده، صنعت چاپ و بستهبندی به عنوان یکی از صنایع پایه که زنجیره تأمین غذایی، دارویی و بهداشتی را پشتیبانی میکند، با بحران عمیقی روبهروست. فعالان این حوزه از تهران تا مشهد و اصفهان، از توزیعکنندگان بزرگ تا چاپخانهداران محلی، یکصدا از بازار آشفته، معاملات نقدی اجباری، کمبود موادمصرفی و کاهش شدید سفارشات سخن میگویند. این وضعیت که ریشه در مشکلات ساختاری تأمین ارز و واردات دارد، نه تنها تولید را کند کرده، بلکه آیندهای نامطمئن را پیش روی هزاران شاغل این صنعت ترسیم میکند.
برای درک عمق این بحران، ابتدا به سراغ یکی از قدیمیترین و بزرگترین توزیعکنندگان ملزومات چاپ در پایتخت رفتیم؛ جایی که نبض بازار موادمصرفی در دستان آنهاست.
سعید اسکویی، مدیر فروشگاه تهران (گروه بازرگانی اسکویی):
تمام خرید و فروش ما نقدی شده و قدرت خرید چاپخانهها پایین آمده
سعید اسکویی که مدیریت گروه بازرگانی اسکویی را بر عهده دارد، بازار را «خیلی آشفته» توصیف میکند. به گفته او، همه سفارشات نقدی شده و قدرت خرید چاپخانهها به شدت پایین آمده و انبارها در حال خالی شدن است. او میگوید: «چاپخانهای که قبلا ۱۰۰ کیلو مواد میبرد، حالا فقط ۲۰ کیلو درخواست میکند تا فقط تعهدات عقبماندهاش را انجام دهد. موجودی انبارها کم شده و قیمتها سرسامآور بالا رفته است. چاپخانهها قبلا جنس را برای استفاده در انبار خود نگه میداشتند به عنوان مثال هر چاپخانه حداقل یک تن مرکب برای مصرف داشت ولی الان حتی نیاز روز نیز به سختی تامین میشود.»
او اشاره میکند که رشد سریع قیمتها راه را برای خریداران بسته است: «مرکب ایرانی به ۸۰۰ یا ۹۰۰ هزار تومان رسیده، مرکب خارجی به یک میلیون و چهارصد و پنجاه هزار تومان. زینک که یک ماه پیش ورقی ۹۵ هزار تومان بود، حالا به ۲۳۰ هزار تومان رسیده و داروی ظهور زینک از یک میلیون و چهارصد هزار تومان به سه میلیون و پانصد هزار تومان افزایش یافته، اما در بازار یافت نمیشود.»

اسکویی دلیل اصلی را مشکلات ثبت سفارش و تأخیر در ورود موادمصرفی خارجی به تولیدکنندگان داخلی میداند. او معتقد است: «تجار توانایی ورود جنس به بازار را ندارد و سعی میکند جنس در انبار خود را حفظ کند چون از تامین دوباره آن با قیمت قبل اطمینانی ندارد.
واردکنندگان مرکب، زینک، کاغذ، لاستیک سیلندر و همه ملزومات چاپ به صورت کلی چون ثبت سفارششان از سمت وزارت صمت به موقع انجام نشده است نتوانستند کالایی را به کشور وارد کنند.»
اسکویی تک نرخی شدن ارز را تنها باعث افزایش قیمتها عنوان کرده است که تغییر مثبتی در آشفته بازار اقتصادی ایجاد نکرده است.
فروش نسبت به دو ماه پیش ۵۰ درصد افت کرده و او میگوید: «ما فقط به فکر حفظ موجودی هستیم؛ هفته گذشته مرکب را ۷۰۰ تومان فروختم، امروز باید ۸۵۰ تومان بخرم و پول آن را هنوز از مشتری نگرفتهام. کارخانه مرکب ایران در دو هفته دوبار اعلام قیمت جدید کرده و قیمت را بالا برده است. جدای از قیمت ارز مشکل تامین موادمصرفی نیز بسیار جدی است که رابطه مستقیمی با یکدیگر دارند. تا عید هم امیدی به پیک فروش نیست؛ جایگزینی جنس با قیمت بالاتر فقط ضرر میآورد.»
این اعداد و ارقام نشان میدهد که افزایش قیمت موادمصرفی نه تنها حاشیه سود را بلعیده، بلکه چرخه تأمین را به مرز توقف رسانده؛ بحرانی که از توزیعکنندگان بزرگ آغاز میشود و به چاپخانههای کوچکتر سرایت میکند. در ادامه، به سراغ تولیدکنندگانی رفتیم که مستقیما با واردات موادمصرفی سروکار دارند. دارابی، مدیر شرکت رایان لیبل که عمدتا در بستهبندی مواد غذایی فعالیت میکند، بزرگترین مشکل را از بین رفتن ارزش پول ملی میداند: هرچه تولید میکنند، برای خرید موادمصرفی بعدی باید مبلغ بیشتری کنار بگذارند و سود عملیاتی عملا از بین میرود.
حسین دارابی، مدیر رایان لیبل:
پروسه واردات گاهی یک سال طول میکشد
حسین دارابی که کاغذ، مقوا، مرکب و فویل را وارد میکند و پروسه را اینگونه توصیف میکند: «ثبت سفارش حداقل چهار ماه، تخصیص ارز، حواله پول با کارمزدهای سنگین از دبی یا ترکیه، تولید جنس، حمل و ترخیص – گاهی نزدیک به یک سال. تکنرخی شدن ارز قیمت تمامشده را بالا برده و در نهایت به مصرفکننده منتقل میشود. تأمین داخلی هم نقدی شده و سرمایه در گردش را نابود کرده؛ قبلا اعتباری میخریدند، حالا مجبورند نقدی بخرند و نقدی بفروشند. چکهای برگشتی افزایش یافته چون قدرت خرید مردم کم شده و تولیدکنندگان نمیتوانند محصول را بفروشند.»
او اشاره میکند که انجام کارها به روشهای غیراستاندارد و خاصی که با همه دنیا تفاوت دارد کار را برای تجار نه تنها مشکل بلکه غیرممکن کرده است و اکنون به این بنبست رسیدهایم. «این افزایش قیمتها هم به ضرر تولیدکنندگان و هم مردم است.» دارابی برای کاهش هزینهها را تعدیل نیرو کرده است.
او همچنین به قطعی اینترنت هم اشاره میکند که باعث ضرر شده و کار را برای ارتباطات خارجی و همچنین داخلی بسیار دشوار کرده است. «من الان نمیدانم که محمولهی کاغذی که خریداری کردم کجاست! قصد خرید پروفرما را داریم که نمیتوانیم با فروشندگان خارجی ارتباط بگیریم.»
مدیر رایان لیبل پیشنهاد اتاق بازرگانی برای دسترسی روزانه ۲۰ دقیقهای بازرگانان به اینترنت با حضور ناظر را «توهینآمیز» میداند: «نمیتوانم ارتباط بگیرم. این محدودیتها کار را غیراستاندارد کرده و زمان را از بین میبرد. این پیشنهاد نیز بزرگترین توهین به هر تولیدکنندهای است. در این میان دیروز نیز به ما اعلام شده که قطعی برق دوباره از سر گرفته خواهد شد و احتمالا هفتهای دو روز برق نخواهید داشت، دیروز نیز برق نداشتیم.»
در ادامه صحبتهای بازیگران بازار؛ حسین احمدی در چاپ صنوبر از کاهش شدید سفارشات و تأثیر آن بر زنجیره صنایع مرتبط خبر میدهد. به گفته او، وقتی قدرت خرید مردم پایین بیاید، همه بخشها متأثر میشوند و چاپخانههای کوچک محکوم به حذف هستند.
حسین احمدی، مدیر چاپ صنوبر:
سفارشات کاهش یافته و آینده نگرانکننده است
حسین احمدی، مدیر چاپ صنوبر: «کار تقریبا راکد شده؛ تولید نصف شده و شب عید هم هیچ» حسین احمدی، مدیر چاپخانه صنوبر، با لحنی خسته و نگران از عمق رکود حاکم بر صنعت سخن میگوید. او اوضاع را اینگونه توصیف میکند: «اوضاع خوبی نیست، اجناس به سختی تهیه میشوند، قیمتها وحشتناک بالا رفته است، موادمصرفی نیست و همه چیز را نقد هم پرداخت کنیم.» یکی از دلیل اصلی این وضعیت را نبود واردات میداند: «وقتی واردات نداریم، عرضه نداریم، جنس نیست، جنسی هم که در بازاره است را هر کس به هر قیمتی که بخواهد میفروشد.» او تأکید میکند که واردات با ارز آزاد صرفه ندارد و تاجران انگیزهای برای آوردن کالا ندارند.
احمدی به مشکلات انرژی هم اشاره میکند: تابستان هفتهای دو روز برق قطع بود، حالا هفتهای یک روز گاز قطع میشود و گاهی ۲۴ ساعت کامل تعطیل هستند. «وقتی همه جا تعطیل است، کاری نیست که بخواهی انجام دهی؛ کارخانهها و شرکتها باید کار کنند تا نیاز به بستهبندی، سربرگ و پاکت داشته باشند.» نتیجه این وضعیت، رکود کامل است: «کارمان تقریبا راکد شده است.» آمار دقیق ندارد، اما تولید نسبت به ماه پیش نصف شده، در حالی که شب عید باید حجم کار بالا برود. تقویم و سررسید که هر سال پررونق بود، امسال تقریبا صفر است – فقط ۱۰ درصد سالهای گذشته – چون قیمت کاغذ بالای ۱۶۰-۱۷۰ هزار تومان، چاپ جلد را متوقف کرده است.
قطعی اینترنت هم تأثیر عمیقی گذاشته: «فایلهایی که ارسال میکنند مشکل دارد، اطلاعات رد و بدل نمیشود، قیمتها را به سختی میگیریم و وقتی تلفنی قیمت میگیریم و به مشتری میگوییم اما موقع خرید متوجه میشویم که قیمت بالاتر رفته است.»
آینده را تاریک میبیند: «تا وقتی وفاق ملی نباشد گشایشی اتفاق نمیافتد. همه هزینههای ما به دلار و یورو است اما درآمدمان به ریال! با این وضعیت نمیتوان کار کرد.»
او میگوید وضع همه خراب است، اتحادیه هم کاری نمیتواند بکند؛ فقط تحریمها برداشته شود یا شرایط قبول شود، اما درآمد ارزی نداریم و موجودیها تا چند ماه دیگر تمام میشود. صادرات سابق به عراق، افغانستان و روسیه هم تعطیل شده چون کالا گرانتر تمام میشود. این تصویر تلخ از یک چاپخانه متوسط، عمق رکود و زنجیرهای بودن بحران را نشان میدهد؛ جایی که نه تنها موادمصرفی کمیاب است، بلکه انرژی، اینترنت و تقاضا هم صنعت را فلج کردهاند.
برای درک گستردگی بحران، به اصفهان رفتیم؛ یکی از بزرگترین قطبهای صنعت چاپ ایران پس از تهران. علی اشفاق، رییس اتحادیه چاپخانهداران اصفهان و مدیر چاپخانه حافظ، بازار را «آشفته» میداند:
علی اشفاق، رییس اتحادیه چاپخانهداران اصفهان:

بازار آشفته است و قیمتها لحظهای تغییر میکند
علی اشفاق که ریاست اتحادیه چاپخانهداران اصفهان و چاپخانه حافظ را بر عهده دارد، وضعیت بازار را «آشفته» توصیف میکند. به گفته او، معمولا کسی جنس نمیخرد و سفارشات ثبتشده نیز بلاتکلیف ماندهاند؛ بخشی ترخیص نشده و بخشی دیگر با تأخیر رسیده است. فروشندگان به صورت قطرهچکانی جنس عرضه میکنند و قیمتها صبح تا ظهر متفاوت است. او از تأثیر اتفاقات اخیر کشور و احتمال جنگ بر نوسانات بازار سخن میگوید و تأکید میکند که وقتی زنجیره تأمین قطع شود، صنایع آرایشی، بهداشتی، خوراکی و غذایی نیز تحت تأثیر قرار میگیرند. سفارشات جعبههای غذایی و فستفود کاهش یافته چون تورم قدرت خرید را پایین آورده و در نتیجه سفارشات به چاپخانهها کمتر میرسد.
اشفاق میگوید وقتی کل کشور شب باشد، نمیتوان انتظار داشت اصفهان صبح باشد؛ این بحران همه صنایع را تیره و تار میکند. او از نقدی شدن فروش موادمصرفی خبر میدهد و میگوید سایزهای مقوا و کاغذ در بازار کم شده و تعادل از دست رفته است. سفارشات شب عید که معمولا از برج ده آغاز میشد، امسال حتی در برج یازده هم شروع نشده و نسبت به پارسال ۵۰ درصد کاهش یافته است. چکهای برگشتی زیاد شده، چون نقدی میخرند و چکی میفروشند. آینده را تاریک میبیند: چاپخانههای بزرگ به کوچک تبدیل میشوند، کوچکها حذف میشوند و بزرگها مجبور به تعدیل نیرو و کاهش هزینهها خواهند شد.
اصفهان به عنوان یکی از مراکز اصلی تولید جعبه و بستهبندی، گواه روشنی است که هیچ قطبی از این بحران مصون نمانده است.
رضاییان از چاپ اندیشه آمل نیز از مشکلات مشابه سخن میگوید: تأمین موادمصرفی مهمترین چالش است و نوسانات ارزی مانع اصلی به شمار میرود. او تأکید میکند که وابستگی ۹۰ درصدی به واردات، از موادمصرفی تا ماشینآلات، صنعت را آسیبپذیر کرده و تخصیص ارز بهموقع انجام نمیشود.
مهدی رضاییان،مدیر چاپ اندیشه آمل:
یک فاجعه ملی در حال رخ دادن است؛ نابودی صنعت رقم میخورد
رضاییان، مدیر چاپخانه اندیشه آمل، وضعیت صنعت را «فاجعه» توصیف میکند و میگوید: «اوضاع فاجعه است، یک فاجعه ملی.» به گفته او، چاپخانه هنوز کار میکند، اما مشتریان قدیمی که سالها با آنها همکاری داشتند، حالا بازپرداخت حساب را سهماهه انجام میدهند، در حالی که خرید موادمصرفی تقریبا نقدی شده و قیمت موادمصرفی ظرف فقط دو ماه اخیر دو برابر شده است
نتیجه این وضعیت، به گفته رضاییان، «نابودی صنعت» است: نمیتوان به مشتری گفت کار نمیکنم، چون کارگر و خرج روزانه هست، اما تعطیل کردن و خوابیدن ماشینها خسارت سنگینتری دارد؛ بنابراین مجبورند سرپا بمانند، حتی اگر مدام زیان بدهند و سرمایه در گردش آب برود.
قطعی اینترنت را «معضل عجیب» و «برگشت به پنجاه سال پیش» میداند: قبلا مشتری فایل را میفرستاد، قالبساز و کلیشهساز آنلاین دریافت میکردند، اما حالا همه چیز با فلش دستی جابهجا میشود – مشتری فلش میآورد، اصلاح میکنند، دوباره برمیگرداند برای تأیید، سپس فلش جداگانه برای قالب و کلیشه میفرستند. خسارت این روند را «بیشمار» توصیف میکند و میگوید حتی مسئولان هم اعتراف دارند که این خسارت در حد و اندازه نیست.
رضاییان هشدار میدهد که اگر با همین فرمان پیش روند، «ته دره» جایی است که انتظار صنعت را میکشد و زمان زیادی نمیبرد؛ چون مدام پیشخرید میکنند، ضرر میدهند، حساب وصول میشود اما نمیتوانند دوباره بخرند.
نیروی کار چاپخانه که زمانی صد نفر بود و سه شیفت کار میکردند و نیاز استان را تأمین میکردند، حالا به ۲۲ نفر کاهش یافته است. رضاییان از دولت انتظاری ندارد: «ما را به خیر شما امیدی نیست، شر مرسان.» او معتقد است اگر دولت قصد حمایت داشت، چنین داستانهایی اتفاق نمیافتاد و موادمصرفی اینگونه نقدی و با منتکشی تأمین نمیشد. قطعی برق هم یکشنبهها از هشت صبح تا یازده شب ادامه دارد و یک روز کاری کامل را از دست میدهند. رضاییان در پایان میگوید: «دردسرها خیلی زیاد است، نای انرژی منفی بازگو کردن ندارم.»
این روایت تلخ از یک چاپخانه حاشیهنشین شمال کشور، عمق فاجعهای را نشان میدهد که نه تنها موادمصرفی و نقدینگی را بلعیده، بلکه اعتماد به حمایت دولتی، زنجیره تأمین مواد غذایی روزانه مردم و حتی انگیزه ادامه کار را نیز از بین برده است.
علی مغانی، تحادیه چاپخانهداران مشهد:
هیچ چیز سر جای خودش نیست؛ ثبات نداریم و تأمین مواد به مشکل خورده

علی مغانی از اتحادیه چاپخانهداران مشهد، وضعیت صنعت در دومین قطب چاپ ایران را با لحنی آرام اما پر از نگرانی توصیف میکند: «هیچ چیز جای خودش نیست.» به گفته او، قیمتها چندین برابر شده و همه چیز نقدی است؛ قراردادهای قبلی با قیمتهای قدیمی عملا بیمعنی شدهاند و تأمین موادمصرفی برای چاپخانهها به شدت دشوار است. او کمکاری گسترده را نتیجه مستقیم عدم ثبات میداند: «اگر بخواهیم یک کار را انجام دهیم و دو ماه دیگر حداقل پول آن را بگیریم، بهتر نیست جنس را نگه داریم و دو ماه دیگر بفروشیم؟ چون جنسها قیمت ثابتی ندارند.» پروژههای صنعتی که سفارشهایی مانند ۵۰۰ هزار یا یک میلیون جعبه دارند، یک تا دو ماه زمان برای آمادهسازی میبرند، اما مشتری پس از دو ماه دیگر پرداخت نمیکند و نقدی گرفتن از او ممکن نیست: «از مشتری نقدی نمیگیریم، مشتری نقدی نمیگیرد؛ سالها اینگونه کار کردن، حالا برایشان مشکل است همه چیز را نقدی بخرند.» نتیجه، ضرر برای چاپخانههاست: نقدی خریدن موادمصرفی در برابر قسطی یا مدتدار فروختن، تعادل را به هم زده است.
مغانی از «ناامنی اقتصادی» سخن میگوید: هیچ ثباتی در قیمت دلار نیست، هر بار خرید ۲۰ درصد گرانتر است، اما مشتری این افزایش را نمیپذیرد و قیمت قطعی برای سه ماه بعد میخواهد – که عملا غیرممکن است. «بهتر است آدم کار نکند.» موادمصرفی وارداتی بودن را دلیل اصلی جهش قیمتها میداند و تکنرخی شدن ارز را نقد میکند: ارز ترجیحی رانت بود و به نفع عدهای خاص، اما اگر تکنرخی درست اجرا شود و واردات با ارز آزاد باشد،
حداقل قیمت مشخص است و میتوان یک سال بر اساس آن برنامهریزی کرد.
در مشهد، چاپخانهها با حداقل ۳۰ درصد ظرفیت کار میکنند؛ نزدیک عید که باید رونق باشد، تولید به شدت افت کرده چون همه زنجیره به هم وصل است: «ما به این مشکل خوردیم، واحد تولیدی هم به مشکل خورده است؛ همه در یک کشتی نشستهایم.» قطعی اینترنت را «مزید بر علت» میخواند: حتی انتقال یک چک صبح سه ساعت طول کشید و وقتی سیستم بانکی مشکل دارد، همه گرفتارند.
آینده را به تصمیم بزرگان کشور واگذار میکند: مملکت به ثبات اقتصادی، قیمتی و فکری نیاز دارد؛ کاری نیست که افراد عادی بتوانند انجام دهند. او تأکید میکند اتفاقات همهجایی است: «اتفاقی که در تهران میافتد در مشهد هم میافتد، در شیراز، در اصفهان؛ همه به هم وصل هستند.»
این صدای آرام اما قاطع از مشهد نشان میدهد که ناامنی اقتصادی و زنجیرهای بودن مشکلات، هیچ منطقهای را بیتأثیر نگذاشته و همه فعالان این صنعت پایه را در یک کشتی طوفانزده قرار داده است.
صداهای همسان از نقاط مختلف کشور، تصویری یکپارچه از صنعتی ترسیم میکند که زیر فشار تحریمها، نوسانات ارزی مداوم و محدودیتهای ارتباطی در حال دستوپنجه نرم کردن است. فعالان امیدوارند با مدیریت بهتر ارز، تسهیل واردات و رفع محدودیتهای دیجیتال، چرخ تولید دوباره بچرخد، اما تا آن روز، تاریکی بر این صنعت پایه حاکم است.




