
گزارشگر حدیث بازوند
صنعت نشر ایران در آستانهی تحولی بزرگ قرار دارد. با وجود هزاران عنوان کتاب راکد در انبارها و تقاضای خفتهی مخاطبان، چاپ درخواستی یا چاپ بر اساس تقاضا یا POD (Print on Demand) به عنوان راهحلی نوین، مرز بین «انبار پر از کتاب» و «دست خالی خواننده» را پر میکند. چاپ درخواستی کتاب (Book On Demand(BOD نامیده میشود. این گزارش با بررسی چالشهای فنی، حقوقی، و اقتصادی این مدل، به سراغ یکی از بازیگران اصلی این عرصه رفته است: مؤسسهی رهپویان دانش و اندیشه، خالق پلتفرم «میخوانم». در این میان بابک ندرخانی از آیندهای سخن میگوید که در آن هیچ کتابی «ناموجود» نیست.
در دنیایی که تنوع سلیقهی مخاطبان بهسرعت در حال دگرگونی است و گاه یک کتاب پس از سالها ناگهان به حلقهی گمشدهی یک کتابخوان تبدیل میشود، ناشران ایرانی با معمایی پیچیده دستوپنجه نرم میکنند: چگونه میتوان هزاران عنوان «راکد» را که همچنان تقاضایی خفته دارند، بدون تحمیل هزینههای سنگین چاپ و انبارداری، به صورت تکنسخه به دست خوانندگان رساند؟ سالهاست پاسخ این پرسش در قفسههای غبارگرفتهی ناشران و انبارهای پر از کتابهای فروشنرفته پنهان مانده است.
براساس نظر برخی دست اندرکاران نشر که در زمینه بسترسازی چاپ درخواستی کتاب هم مطالعه دارند، نزدیک به۸۰ تا ۸۵ درصد عناوین موجود در فهرست ناشران بزرگ کشور، در وضعیت «غیرفعال» قرار دارند؛ آثاری که نه بهمعنای بیارزشی، که بهدلیل محدودیتهای مالی و لجستیکی، راهی به چرخهی توزیع پیدا نمیکنند. از سویی، خوانندهای که حاضر است برای دریافت نسخهی کاغذی یک کتاب دههشصتی، هزینهی بیشتری پرداخت کند، با پاسخهایی چون «نایاب است» یا «فقط پیدیاف موجود است» مواجه میشود. اینجا است که پارادوکس صنعت نشر خود را آشکار میکند: تقاضایی که وجود دارد، اما مکانیزمی برای پاسخگویی به آن تعریف نشده است.
راهحل این معما در گوشهوکنار جهان آزموده شده است: « چاپ درخواستی کتاب یا BOD مدلی که مرز بین «انبار پر از کتاب» و «دستِ خالی خواننده» را با فناوریهای چاپ دیجیتال پر میکند. اما پیادهسازی این ایده در ایران، داستانی است پیچیدهتر از خرید یک دستگاه پیشرفته. این گزارش حاصل بررسی میدانی، گفتوگو با یکی از مراکز POD و واکاوی چالشهای فنی-حقوقی است که همچون سدی در برابر تحول این صنعت ایستادهاند.
استارتآپهایی مانند «میخوانم» (پلتفرم موسسهی فرهنگی رهپویان دانش و اندیشه) با طراحی اکوسیستمی سهجانبه، متشکل از ناشر، چاپخانه و مصرفکننده – در تلاشاند اعتماد گمشده بین ذینفعان این بازار را بازسازی کنند. اما آیا این تلاشها برای عبور از موانعی چون نظام پرداخت حقالتألیف مبتنی بر تیراژ تکنسخهای، چالشهای فنی چاپ کتابهای کمتعداد، و پیچیدگیهای اخذ مجوزهای اداری کافی است؟
در ادامهی این گزارش، با استناد به دادههای میدانی و تحلیل گفتوگوهای اختصاصی با مدیرعامل موسسهی رهپویان، فرصتها و تهدیدهای این تحول ناتمام در صنعت نشر ایران را واکاوی خواهیم کرد. تحولی که شاید نقطهی آغازین عبور از «صنعت چاپمحور» به «نشر دادهمحور» باشد؛ جایی که هر تقاضا، بهانهای است برای زندهکردن کتابی که نباید بمیرد.
گفتوگو با بابک ندرخانی؛ معمار پلتفرم «میخوانم»
مثلث ناشر، چاپخانه و کتابخوان در چاپ درخواستی کتاب
جهت بررسی تحولات صنعت نشر ایران به سراغ یکی از بازیگران نوپای این عرصه رفتیم؛ بابک ندرخانی، مدیرعامل و موسس موسسهی فرهنگی رهپویان دانش و اندیشه. آنچه میخوانید، روایتی است از ایدهپردازی تا اجرای پلتفرم «میخوانم»، که به گفته مدیرعامل آن، نخستین سامانهی Print on Demand در ایران که دانشبنیان نوع یک است و انتشار بینالمللی کتابهای فارسی را ممکن می سازد.

خودتان را معرفی کنید و دربارهی فعالیتهای موسسهی رهپویان توضیح دهید.
بابک ندرخانی هستم، مدیرعامل و موسس موسسهی فرهنگی رهپویان دانش و اندیشه. ما یک موسسهی دانشبنیان هستیم و تاکنون سه محصول دانشبنیان تولید کردهایم. آخرین محصول ما استارتاپ «میخوانم» است که بهعنوان نخستین پلتفرم انتشار کتاب فارسی به روش چاپ بر اساس تقاضا (Print on Demand) یا POD در سطح بینالمللی شناخته میشود. زیرساخت نرمافزاری این پلتفرم، ناشران، چاپخانهها، و بازار (شامل سایتهای اینترنتی و کیوسکهای دیجیتال) را به صورت یک اکوسیستم یکپارچه به هم متصل میکند.
ما تأکید داریم که اولین پلتفرمی هستیم که چاپ بر اساس تقاضا را به صورت یکپارچه ارائه میدهد. هر کسی که یک مجموعهی چاپ دیجیتال داشته باشد، ممکن است بگوید که من هم چاپ براساس تقاضا انجام میدهم. اما منظور ما، پلتفرم بودن آن است؛ اینکه در واقع یک زیرساخت نرمافزاری خیلی خوب طراحی شده که ناشر از یک سمت، چاپخانهها از یک سمت، و بازار از سمت دیگر، به این پلتفرم وصل هستند.
در حال حاضر با چند ناشر همکاری میکنید؟
پنج سال روی توسعه این استارتاپ کار کردهایم. سه سال نخست صرف حل چالشهای فنی چاپ دیجیتال شد، چراکه دستگاههای حرفهای در ایران گران و بدون پشتیبانی بودند. امروز دو چاپخانه داریم: یکی فعال با ظرفیت تولید هر جلد کتاب در ۱۲ دقیقه، و دیگری در حال راهاندازی. از اردیبهشت سال گذشته تاکنون با بیش از ۱۵۰ ناشر بزرگ کشور قرارداد بستهایم و ۱۱ هزار عنوان کتاب در سامانهی «میخوانم» بارگذاری شدهاند. این عدد روزبهروز در حال افزایش است.
مزایا و محدودیتهای چاپ بر اساس تقاضا (Print on Demand) از نگاه شما چیست؟
روش چاپ براساس تقاضا یا Print on Demand، مزایای متعددی دارد. از زاویهی مشتری و مخاطب، مهمترین مزیتش این است که هیچ کتابی هیچ وقت ناموجود نیست؛ چرا که حتی یک نسخه هم قابل چاپ و ارائه است و در نتیجه، مخاطبین نسبت به اینکه کتابهای مورد علاقهشان همیشه موجود است، خیالشان راحت است. دوم اینکه میتوان کتاب درخواستی را به صورت شخصیسازی شده، ارایه داد. یعنی مخاطب میتواند کتابش را با کاغذ مثلاً بالک یا تحریر، بگیرد. همچنین میتواند کتاب به صورت جلد سخت یا جلد شومیز صحافی شود. علاوه بر اینها حتی میتواند در راستای کاهش هزینهها، کتاب را به جای رنگی، سیاه و سفید بخواند، یا به جای کاغذ گلاسه، روی کاغذ تحریر بخواهد. یا پیام تبریکی، پیام تقدیمی، پیام تشکری در ابتدای کتاب چاپ کند. اگر سازمانی بخواهد لوگو و نام خودش را روی کتاب چاپ چاپ کند (سفارشی سازی) و کتاب را اهدا کند، نیز امکان پذیر است. پس از زاویهی مخاطب، مزایای زیادی دارد.
از زاویهی ناشر، یک، اینکه کتابهایی که ناشر به دلایل محدودیتهای منابع (منابع مالی و نیروی انسانی و فضای کار و غیره) کنار گذاشته، به عرصهی نشر برمیگردد و این هم موجب رضایتمندی مخاطب، مولف، و مترجم میشود. بالاخره کتابی را نوشته و ناشر اثرش را کنار گذاشته و گاهی گلایه دارند که من خودم زندهام و کتابم مرده! نکتهی بعدی این است که در مورد کتابهای جدید، ناشر خیلی از کتابهایش را میتواند به صورت چاپی و در واقع، ذاتاً POD منتشر کند. ناشر میتواند تنها چند نسخه کتاب را برای اعلام وصول و رونمایی و معرفی چاپ کند، بعد از آن به مخاطبین بگوید این کتاب موجود است و برای تهیه باید به سایت های اینترنتی و یا کیوسکهای دیجیتال مستقر در کتابفروشیها مراجعه کنند.
یا اینکه اگر کتاب ایرادی داشته باشد بلافاصله در فایل کتاب اصلاح و در چاپهای بعدی اعمال میشود. و مضاف بر اینکه دست ناشر برای اینکه تعداد عناوین چاپ جدیدش را توسعه دهد زیاد است و در نهایت اینکه در تخمین تیراژ انبوه و صنعتی هم به ناشر کمک میکند. مثلاً اگر در شش ماه اول، ۴۰۰ نسخه از آن فروش رفت. ناشر میتواند تولید انبوه آن را در پیش گیرد.
محدودیتهای BOD کدامند؟
با فناوری چاپ درخواستی، هر نوع کتابی را نمیشود منتشر کرد. مثلا تولید کتابهای نفیس با جنس خاص مثلاً مخمل یا قرار داشتن یک روبان داخل کتاب و یا کتابهای کودک با برشهای پیچیده هنوز ممکن نیست. همچنین شاید به عنوان نکته منفی برای بعضی افراد این باشد که تحویل کتاب ۲ تا ۵ روز کاری طول میکشد.
هزینهی چاپ دیجیتال چگونه مدیریت میشود؟ آیا قیمت نهایی کتاب تکنسخه برابر با چاپ افست است؟
ما سه سال را صرف بهینهسازی هزینهها کردیم. امروز هزینهی چاپ هر صفحهی کتاب ما بسیار به هزینه چاپ افست نزدیک است. این کاهش هزینه، از طریق تست سیزده دستگاه چاپ دیجیتال محقق شد. ما حتی تعمیرکار خودمان را هم آموزش دادهایم که در چاپخانه مستقر باشد. این همه، برای اینکه قیمت پشت جلد کتابها را برابر با چاپ افست نگه میداریم تا سهم ناشر، نویسنده، و فروشنده تأمین شود. هزینه چاپ کتابهای POD حدوداً ۳۵% قیمت پشت جلد کتاب می شود.
دستگاههای مورد استفاده در چاپ دیجیتال شما چیست؟ معیار انتخاب این دستگاهها چه بوده است؟
ما از دستگاههای کونیکا مینولتا و ریکو استفاده میکنیم. این دستگاهها پس از تست ۱۳ مدل مختلف انتخاب شدند، زیرا هم از نظر کیفیت و هم از نظر اقتصادی بهینه بودند. ما همچنین تونرهای چاپی را خودمان وارد کردهایم تا هزینهها کاهش یابد. دستگاههای ما قابلیت چاپ ۷۰۰ تا ۸۰۰ جلد کتاب BOD را در روز دارند و مراحل برش، صحافی، و سلفونکشی نیز بهصورت خودکار انجام میشوند.

به مراحل تکمیلی پس از چاپ (مانند صحافی، برش) اشاره کردید، این موارد چگونه انجام میشود؟
تمام مراحل تکمیلی، از جمله صحافی، برش، و طراحی جلد(مرحله پیش از چاپ)، در چاپخانهی ما انجام میشود. ما حتی کارگاه جلدسازی سخت (گالینگور) داریم که نیروهای آن آموزشدیدهاند. برای افزایش سرعت و دقت، از پلتفرم خودمان استفاده میکنیم.
به عنوان مثال، وقتی کتاب چاپ میشود، اپراتورها ضخامت یا قطر کتاب را با استفاده از کولیس دیجیتال اندازهگیری میکنند. این عدد بلافاصله به سیستم نرمافزاری وارد میشود و سیستم به صورت خودکار ابعاد جلد را تنظیم میکند. دیگر نیازی نیست عطف کتاب به صورت دستی در نرمافزارهایی مانند فتوشاپ طراحی شود. این فرآیند بهویژه زمانی اهمیت پیدا میکند که بدانیم حتی کاغذهای یک برند خاص نیز ممکن است در زمانهای مختلف، ضخامت (کالیبر) متفاوتی داشته باشند. در ایران، به دلیل نبود استانداردهای دقیق، این تفاوتها بیشتر به چشم میآید. برای حل این مشکل، بخشی از فرآیند را به نرمافزار سپردهایم. به عنوان مثال، اگر کتابی جلد سخت (گالینگور) داشته باشد، سیستم به صورت خودکار لبههای جلد را بزرگتر در نظر میگیرد تا پس از تا شدن، به درستی به چسب صحافی بچسبد.
پس از چاپ جلد، یک بارکد و QR کد روی آن درج میشود. این کدها حاوی اطلاعاتی هستند که در مراحل بعدی، مانند صحافی، برش، و سلفونکشی، به اپراتورها کمک میکنند. برای مثال، اپراتور با اسکن بارکد متوجه میشود که این کتاب متعلق به کدام سفارش است، ابعاد نهایی برش چقدر باید باشد، و چگونه باید صحافی شود.
آیا خرید و نگهداری دستگاههای چاپ دیجیتال برای ناشران مقرونبهصرفه است؟
خرید و نگهداری دستگاههای چاپ دیجیتال برای ناشران مقرونبهصرفه نیست. هزینههای اولیه خرید دستگاهها بسیار بالا است و نگهداری و تعمیرات نیز نیاز به تخصص و سرمایه دارد. علاوه بر این، آموزش نیروها و تطبیق فرآیندهای داخلی با چاپ دیجیتال، چالشهای دیگری هستند که ناشران باید در نظر بگیرند. به همین دلیل، بیشتر ناشران ترجیح میدهند از پلتفرمهایی مانند «میخوانم» استفاده کنند.
مدل مالی همکاری با ناشران چگونه است؟
مدل همکاری ما با ناشرها یک مدل شراکتی است. در این چارچوب، تیم طراحی ما یک قیمت اقتصادی (یا همان قیمت پشت جلد پایه) پیشنهاد میدهد. منظور از «قیمت اقتصادی»، حداقل ارزشی است که کتاب برای عرضه در بازار پیدا میکند؛ به گونهای که هزینههای چاپ شامل کاغذ، مقوا، چاپ و صحافی تقریباً معادل ۳۵ درصد از قیمت پشت جلد باشد. به عنوان مثال، اگر کل هزینه تولید جلد کتاب در چاپخانه ما ۳۵ هزار تومان باشد، قیمت اقتصادی آن کتاب معادل ۱۰۰ هزار تومان در نظر گرفته میشود؛ به عبارت دیگر، هرگونه قیمتی کمتر از این عدد اقتصادی، از نظر ما غیرممکن محسوب میشود.
قیمت پیشنهادی، قیمتی است که بر اساس عرف و شرایط بازار برای هر کتاب تعیین میشود. به عنوان نمونه، فرض کنید کتابی با قطع وزیری موضوع دانشگاهی و ۱۵۰ صفحهای در بازار فعلی در میان دانشجویان مطرح است؛ در این صورت، ممکن است قیمت پیشنهادی آن کتاب معادل ۵۰۰ هزار تومان تعیین شود. در چنین شرایطی، قیمت اقتصادی کتاب (مثلاً حدود ۲۸۰ هزار تومان) به عنوان حداقل قیمت عرضه در نظر گرفته میشود و ناشر نیز بر مبنای این دو عدد، محدوده قیمت نهایی را مشخص میکند.
پس از نهایی شدن قیمت، در صورتی که از این کتاب فروش رود، از درآمد حاصله، ابتدا هزینههای چاپ (که به چاپخانه پرداخت میشود) و هزینه فروشگاه (چه بهصورت اینترنتی و چه بهصورت فیزیکی) کسر میشود. (به فروشگاهها، ۲۵ درصد از قیمت پشت جلد بهعنوان حق فروش پرداخت میشود؛ خواه این فروشگاه یک سایت اینترنتی باشد یا فروشگاه فیزیکی). مبلغ باقیمانده، به نسبت ۷۰ درصد به ناشر و ۳۰ درصد به پلتفرم «میخوانم» تخصیص مییابد.
سهم ناشر بهگونهای در سیستم لحاظ میشود که در لحظه پرداخت مشتری (از طریق درگاه بانکی) سهم هر یک از طرفین مشخص شود. هدف ما این است که در آینده، از طریق بهرهبرداری از زیرساخت بانک مرکزی، امکان تسهیم لحظهای درآمد فراهم شود؛ اما در حال حاضر، تسویه حسابها بهصورت دورهای (مثلاً در پایان هر ماه) نیز انجام میشود. از طریق پنل مدیریتی اختصاصی، ناشران میتوانند گزارشهای دقیقی دریافت کنند که شامل تعداد فروش، مشخصات هر کتاب (از جمله نویسنده، شهر و استان فروش) بوده و این امکان را فراهم میآورد تا حساب کتاب به طور شفاف انجام شود.
نمونههایی از پروتکلها یا قراردادهای همکاری بین ناشران و «میخوانم» را شرح دهید.
در فرآیند همکاری بین ناشران و رهپویان، ابتدا ناشر با رهپویان قرارداد منعقد میکند. این قرارداد شامل تعهدات متقابل، از جمله حفظ محرمانگی اطلاعات مبادلهشده است. پس از امضای قرارداد، ناشر فایلهای کتاب، شامل متن و جلد، را از طریق پنل اینترنتی که در اختیار دارد، برای رهپویان بارگذاری میکند. سیاست تحویل فایلها با توافق طرفین تعیین میشود؛ برای مثال، ممکن است ناشر ابتدا کتابهای ناموجود یا چاپتمام خود را ارائه دهد.
پس از دریافت فایلها، تیم فنی مرکزی رهپویان آنها را برای چاپ آماده میکند. این آمادهسازی شامل تنظیمات فنی مانند اطمینان از قرارگیری صحیح صفحات و جلد، تبدیل فایلهای چهاررنگ به تکرنگ در صورت نیاز، و اصلاح ایرادات احتمالی است. سپس، فایلهای رمزگذاری شده بر روی سرور قرار میگیرند. بلافاصله، موجودی کتاب در وبسایت ناشر و سایر پلتفرمهای فروش بهروزرسانی میشود و کتاب برای فروش آماده میشود.
ناشر مشخصات اصلی کتاب، مانند نوع کاغذ و جلد، را به رهپویان ارائه میدهد. رهپویان نیز انواع مختلفی از کتاب را با مشخصات متفاوت تعریف کرده و به ناشر اعلام میکند. ناشر میتواند تعیین کند که کتابش با چه مشخصاتی ارائه شود. پس از تأیید ناشر، اطلاعات کتاب در سامانههای فروشگاهی یا استندهای موجود در کتابفروشیها بارگذاری میشود. هنگامی که مخاطب کتاب را سفارش میدهد، گزینههای مختلفی مانند نوع جلد و کاغذ به او ارائه میشود. پس از انتخاب مخاطب، درخواست بهصورت خودکار به چاپخانه ارسال میشود تا کتاب با مشخصات انتخابشده چاپ و تحویل شود.

استند دیجیتال که از آن سخن گفتید، منظورتان همان دستگاه کامپیوتری نصبشده در کتابفروشیهاست که مشتریان میتوانند از طریق آن کتاب را انتخاب کنند؟
خیر، استند ما به نام «میخوانم» طراحی و پیادهسازی شده است. این استند در نسخههای دیواری، رومیزی و پایهدار ارائه میشود و مجهز به یک مانیتور لمسی است.
این استند مجهز به نرمافزار اندرویدی کاربرپسند به نام «میخوانم» است که شامل موتور جستجوی پیشرفتهای شبیه به جستجوی گوگلی میباشد. به کمک این نرمافزار، کاربر میتواند با وارد کردن عبارات کلیدی، بهطور خودکار کتابهای مرتبط را بیابد؛ بهطوری که سیستم دستهبندی هوشمندی کتابها را در حوزههای مختلف مانند داستانهای فارسی و ایرانی، داستان کهن، روانشناسی (از جمله روانشناسی رشد) و فلسفه (شامل فلسفه غرب) ارائه میدهد. همچنین، اطلاعات مربوط به معرفی کتاب، امتیازدهیها و نظرات کاربران از طریق یک ربات از منابع معتبر مانند آمازون، گود ریدرز و سایر سایتهای مشابه جمعآوری شده و در سامانه نمایش داده میشود.
در مرحله سفارش، مخاطب پس از انتخاب کتاب مورد نظر، آن را به سبد خرید اضافه کرده و فرایند پرداخت انجام میشود. این استند ها فعلاً در کتابفروشیها مستقر خواهند شد ولی در آینده، پس از پوشش گستردهتر شبکه فروش، قصد داریم خدمات فروش دیجیتالی کتاب را در نقاطی نظیر ایستگاههای مترو، مراکز خرید و فروشگاههای مستقر در شهرهای مختلف نیز ارائه دهیم. به عنوان نمونه، هم اکنون در حال ارسال کیوسک دیجیال به کتابفروشی شهر کتاب بابل و کتابفروشی پرک قزوین هستیم.
امنیت فایلهای دیجیتال چگونه تضمین میشود؟
فایلها با پروتکلهای فنی دقیق و سیستم مدیریت حقوق دیجیتال (DRM) ادوبی رمزگذاری میشوند. چاپخانه تنها دستور پرینت را دریافت میکند و به فایل اصلی دسترسی ندارد. جلدها نیز جداگانه چاپ میشوند تا از انتشار غیرمجاز جلوگیری شود.
مسئولیت بازاریابی و توزیع کتاب بر عهده کیست؟ ناشر یا مراکز چاپ دیجیتال مانند شما؟
مسئولیت توزیع کتاب به توافقات میان ناشر و «میخوانم» وابسته است. در صورتی که فروش کتاب از طریق سایت ناشر انجام شود و ناشر ترجیح دهد خود فرآیند توزیع را مدیریت کند، «میخوانم» کتابها را به ناشر تحویل میدهد تا او بر اساس سیاستهای داخلی خود، توزیع نهایی به مشتریان را بر عهده گیرد. از سوی دیگر، اگر ناشر آدرس و اطلاعات مشتری را در اختیار ما قرار داده و شرایط مربوط به حفظ محرمانگی رعایت شود، ما وظیفه ارسال مستقیم سفارشات به آدرس مشتریان را بر عهده میگیریم. همچنین، در مواردی که فروشگاههای فیزیکی در فرآیند توزیع مشارکت دارند، بسته به هماهنگی با آنها، سفارشها یا مستقیماً به آدرس مشتری ارسال میشود یا از طریق فروشگاه برای تحویل نهایی به مشتری ارائه میشود.
در مورد مطبوعات، با توجه به تیراژ پایین مجلات و روزنامهها، آیا فکر میکنید مطبوعات هم به سمت چاپ بر اساس تقاضا بروند؟
بله، این روند در حال شکلگیری است. در حال حاضر، بخش مطبوعات نیز فعال شده و با نشریاتی مانند پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان، تمام مجلات سروش، آزما، بخارا و سمرقند قرارداد امضا شده است تا آرشیو آنها به این پلتفرم اضافه شود. . همچنین، در تلاشیم تا با هماهنگی معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد، حتی آنهایی که تیراژ بالایی دارند، بهصورت دیجیتالی منتشر شوند. از آنجا که دکههای روزنامهفروشی دیگر این نشریات را با تیراژ کم (۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ نسخه) نمیپذیرند، این مدل توزیع تغییر کرده است. اکنون نشریات خلاصه مقالات خود را در وبسایتشان منتشر کرده و مخاطبان بر اساس تقاضا سفارش میدهند و نسخههای موردنظر خود را دریافت میکنند.
آیا برنامهای برای همکاری با چاپخانههای دیگر نیز دارید؟
بله، حتماً. یکی از اهداف پلتفرم ما این است که در لحظه، وقتی ظرفیت یک چاپخانه پر شد، سفارشهای جدید را به چاپخانههای دیگر منتقل کنیم. در واقع، ما بهزودی چاپ را محلی خواهیم کرد؛ به این معنا که کتابهای هر استان در همان منطقه چاپ شوند. برای مثال، کتابهای استانهای خراسان در مشهد و کتابهای آذربایجان در تبریز چاپ خواهند شد. استانداردهای چاپخانهای نیز مشخص شده و دورههای آموزشی برای چاپخانههایی که تمایل دارند با ما همکاری کنند، طراحی شده است. این چاپخانهها پس از گذراندن آموزشها، سفارشهایی را بهصورت تضمینی سفارش دریافت خواهند کرد، بهطوری که هر روز حجم مشخصی از سفارشها برای آنها ارسال میشود.
آیندهی Print on Demand در ایران را چگونه میبینید؟
تجربهی جهانی نشان میدهد این مدل میتواند نشر را از حالت متمرکز خارج کند. در آمریکا، رشد ۱۷ درصدی نشر در سال ۲۰۲۳ در مقابل کاهش ۱۴ درصدی تیراژ ناشران بزرگ، نتیجهی مستقیم فعالیت پلتفرمهایی مانند آمازون است. در ایران نیز با راهاندازی استندهای دیجیتال در کتابفروشیها، مترو، و مراکز خرید، دسترسی به کتابها را برای همه افزایش خواهیم داد..
چالش اصلی پیشروی شما چیست؟
مهمترین چالش، «معمای مرغ و تخممرغ» است. تا زمانی که مخاطبان بهطور گسترده از پلتفرم استفاده نکنند، ناشران انگیزهی بارگذاری تمام کتابها را ندارند، و بالعکس. امیدواریم با فرهنگسازی و همکاری ناشران پیشرو، این چرخه به سرعت تکمیل شود. آیندهی نشر ایران به سمت دادهمحوری و شخصیسازی پیش میرود، و «میخوانم» میکوشد زنجیرهی ارزش نشر؛ از نویسنده تا کتابفروش را در این تحول همراهی کند.
حدیث بازوند




